شيطان پرستي

فرقهها و گروههاي جديد در کنار اديان بزرگ مطرح
شدهاند که برخوردها و مواجهاي گوناگوني از سوي دولتها و مراکز ديني و
مردم با آنها صورت گرفته است. برخي از اين فرقهها و گروها با دعوت به
معنويت، وعده هاي دلچسبي از ملاقات با خدا، تجربه مکاشفه عرفاني، کسب
آرامش فکري و روحي، درک بي واسط خدا در درون، ورود به عوامل معنوي، جهاني
سرشار از عشق و صلح و دوستي و... را به پيرو راه خويش ميدهند و با برنامه
ريزي منظم و به راه انداختن کلاسها و دورههاي آموزشي و استفاده از
موسيقي و حتي برپايي اردوها و مسافرتهاي خارجي و ديدار با استادان معنوي،
پيروان خود را براي ادامه اين طريق، دلگرم و اميدوار نگه داشته و مرموز و
آرام، اصولي همچون اعتقاد به تناسخ و بازپيدايي و خود محوري و... را القاء
کرده و بدون اينکه تعصب و حساسيت فرد را تحريک نمايند او را به صورت
نامحسوس نسبت به اصول و اعتقادات خويش سست ميکنند، عقايد خود را به او
القا نموده وخط فکري او را تغيير دهند.
برخي با شکستن هنجارهاي تعريف
شده اجتماعي و دعوت به چارچوب شکني اخلاقي و تجربه کسب لذتهاي جنسي
نامشروع، استفاده از انواع مشروبات الکلي، مواد مخدر، لباس، آرايش،
موسيقيهاي محرک، خودپرستي و خود محوري و حتي با ترويج خشونت و جنايت و به
اصطلاح کسب انرژي از اين مظاهر جادويي و شيطاني، ميتوانند براي آن دسته
از جوانان هنجارگريزي که عموما مبتلا به
افسردگيها و ناراحتيهاي
رواني و خلاءهاي فکري و تنهايي و پوچي و از خود بيگانگياند، تا حدودي
علاقه ايجاد کنند و براي مدتي سبب تخدير وفراموشي بيشتر و در نهايت باعث
تخريب روح و جسم و انديشه آنها گردند.
با توجه به اينکه فرهنگ ايراني،
فرهنگ ديني بوده و توجه به معنويت هم ازشاخصههاي اين فرهنگ ميباشد و از
طرفي با توجه به عصر انفجار اطلاعات ودسترسي سريع جهاني به اطلاعات،
فرقهها و گروههاي جديد به زبان فارسي براي مبارزه همه جانبه با اسلام
تبليغات وسيع و همه جانبه خود را در
ايران شروع کردهاند اين قبيل گروهها را از آن جهت که:
1- ماهيت ضد ديني دارند،
2- عملکرد آنها مستقيماً اصول، عقايد و باورهاي مردم را نشانه گرفته است،
3- اثرات فعاليت آنها تدريجي و نامحسوس است،
4- فعاليت آنها ممکن است در تضاد با نظم و امنيت اجتماعي باشد،
5- اين گروهها مروج خشونت ، ناسازگاري، هرج و مرج ،روابط نادرست، مصرف مشروبات الکلي، مواد مخدر و... در جامعه هستند.
6-زمينه رشد خرده فرهنگها در جامعه را فراهم و بدين ترتيب بر افزايش تعارض در جامعه ميافزايند.شايسته توجه و بررسي بيشتر هستند.
در
اين مختصر، کوشش شده است تصوير بهتري نسبت به يکي از گروها (شيطان پرستان)
ارائه گردد تا از اين رهگذر شناخت بهتري در مورد گروه مذکور حاصل شود.
تاريخچه مختصر شيطان پرستي:
سالها
پس از رنسانس را ميتوان به سالهاي افسار گسيختگي جهان غرب درتمامي ابعاد
فردي، اجتماعي و جنبههاي متعدد روابط انساني توصيف كرد. پس از برداشته
شدن يوغ تعاليم متعصب كليساي كاتوليك از گردن انسان غربي،چند كنش مهم
فكري و فلسفي شكل گرفت كه از جمله آنها، رويكردهاي متفاوت به مساله انسان
و روابط او با خداست كه زمينههاي شكل گيري بسياري از جريانهاي فلسفي را
فراهم آورد. قرنها بعد يعني در سالهاي آغازين قرن بيستم برخي عناصر
فاسدالاخلاق با اتكا به گرايشها و نظريات توراتي و پروتستاني به طور
مخفيانه جريان شيطان پرستي را با ويژگيهايي همچون گناه گرايي، قتل،
تجاوزات جنسي، نابود كردن اصول اخلاقي، بيتوجهي به مسائل توحيدي و ...
پايهگذاري كردند. اگر چه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل
يافتن تعداد زيادي از افراد به اين جريان شده، ولي استفاده از موسيقيهاي
جذاب و متنوع، انجام اعمال خارقالعاده و دور از ذهن، تهي شدن انسان غربي
و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض، موجبات گرايش افراد اندكي را
به اين گروهها فراهم آورد. نكتهي حائز اهميت آن است كه با وجود عدم
استقبال عمومي از عضويت در گروههاي شيطان پرستي، آموزهها و تعاليم گمراه
كنندهاي توسط ايشان و به وسيله ابزارهايي كه از سوي قدرتهاي بزرگ سياسي
در اختيارشان قرار گرفته، منتشر شده و ميشوند. سال 1960 را ميتوان به طور
جدي آغاز دوره جديد حيات و فعاليت شيطان پرستان در آمريكا دانست. سپس در
اواخر قرن نوزدهم بعضي اشراف انگلستان كه عضو گروه فراماسونري بودند به
رهبري "سر فرانسيس داشود"، گروه شيطانپرستان به نام "باشگاه آتش جهنم" را
در شهر لندن
تأسيس نمودند. از آن زمان، شهر لندن مركز شيطانپرستان در
اروپا گرديد و به تبع آن اين جريان انحرافي به اكثر كشورها تسري يافت. بر
اين نكته هم بايد تاكيد كرد كه در سدههاي اخير، فرقه سازي و ايجاد تفرقه
در سرزمين اسلام و در ميان مسلمين، يكي از روشهاي استعماري بوده و بويژه
از سوي دولت انگليس، در دستور كار قرار داشته است كه ظهور بهائيت و تقويت
بهائيت نمونههايي از اين جريان فرقه سازي استعماري است.
شيطان پرستي در ايران
در ايران
هم با تأسي از فرهنگ مبتذل غرب، "شيطان پرستي" رواج يافت. شيطان پرستي
جديد با شيطان پرستي که در ناحيه غربي کشور و در شهرهاي غرب و جنوب غرب
وجود دارد متفاوت است. اين قبايل شيطان را به عنوان "ملک طاووس" شناخته و
از روي ترس او را تکريم ميکنند. شيطان پرستي جديد با مفهومي که پيشتر
ارائه شد و با استفاده از ابزارهاي تبليغاتي جديد و دنياي مجازي،
به طور برق آسا در سراسر جهان و ايران در حال رخنه و القا تفکرات خود ميباشد.
توماس
فرمن تحليلگر سياسي آمريکا ميگويد که جنگ با اين دشمن (اسلام) با ارتش
ممکن نيست بلکه بايد در مدارس، معابد و ... به رويارويي با آن پرداخت. با
اين عقيده و تفکر، اسرائيل با حمايت همه جانبه آمريکا و انگليس در همه
کشورها، خاصه کشورهاي اسلامي به رواج شيطان پرستي
مشغولاند.
تبليغ
و ترويج فرهنگ بي بند و باري، خوشگذراني، لذت جويي، خودخواهي، انتقام
جويي، مخالفت با همه قوانين و اديان و هنجارهاي اجتماعي همه و همه نشان از
تفكرات و اصول شيطان پرستي است. افرادي که با فلسفه شيطان پرستي آشنايي
دارند تعداد محدودي هستند و ليکن همين تعداد هم توانسته اند با ابزارهاي
تبليغاتي خود مثل موسيقي راک و متال و ... در بين جوانان نفوذ کرده و
آنها را جذب خود نمايند مهمترين ابزار شيطان پرستان براي تبليغ،را شايد
بتوان اينترنت و ماهواره دانست. مسئله مهم ديگر اينکه بيشتر افرادي که در
جامعه با لباس و آرايش مو و صورت و تيپ شيطان پرستي هستند،اصلاً با اين
گروه آشنا نيستند و فلسفهي آن را نميدانند بلکه به تبعيت از مد و
مدگرايي و تقليد از شوها و هنرمندان خارجي و حتي دوستان خود اقدام به
مشابه ساختن ظاهر خود با آنها ميکنند. اما اين تقليد کورکورانه و بدون
فهم فلسفه شيطان پرستي نيز باعث شده در زمان کوتاهي اين فرهنگ در جامعه ما
ريشه بدواند و پس از گذشت چندسال شاهد تغيير کلي در اعمال و رفتار و آداب
اجتماعي جوانانمان باشيم. گاهي هم ميل به خودنمايي، انتقام جويي، لذت
جويي، خودمختاري و ... به طور کلي نامناسب بودن و عدم کارايي کوششهاي
والدين و مدارس و رسانهها در جهت جامعهپذير کردن و کنترل جوانان، فرهنگ
جواني و روحيه کنجکاوي جوانان، تأثير فزاينده گروههاي همسال و بعضا
گروههاي همسال بزهکار، فقدان منزلت اجتماعي روشن و مناسب براي جوانان،
ابهام هويت و نامطمئن بودن پايگاه اجتماعي آنها ميتواند زمينه ساز گرايش
جوان به رفتار بزهکارانه و گرايش به اين گروهها باشد.

پوشيدن
لباس سياه، بلند کردن موي سر پسران، رنگ کردن موها، آرايش صورت،لباسهاي
پاره، گردنبندهاي صليب واژگون و اسکلت و ستاره پنج پر و نقاشي و خالکوبي
روي بدن و خيلي از موارد مشابه از خصوصيات ظاهري اين گروهها ميباشد. کم
کم اين عوامل بر روي طرز تفکر و فرهنگ جوانان همه اثر گذاشته و با الگو
پذيري از افراد مرجع مثل هنرمندان، فوتباليستها، رجال سياسي و... زمينه
مساعدتري براي پذيرش اين افکار و ايجاد تجانس و قرابت آنها با اين تفکر
ايجاد ميگردد.
حاملان شيطانگراييآورندگان شيطان پرستي به ايران شامل افراد و گروههاي زير هستند:
- تحصيل كردگان و سرخوردگان اجتماعي در خارج از كشور كه عمدتاً دچارخسارت و شكستهاي سنگين مادي و معنوي شدهاند.
- سلطنت طلبان، مفسدان اقتصادي رژيم پهلوي كه قبل و بعد از انقلاب موفق به فرار از كشور و محاكمه انقلابي شدند.
- افرادي از خانوادههاي بسيار ثروتمند ساكن و مقيم داخل كشور كه عمدتاً روابط خانوادگي و ... با خارج نيز دارند.
- جاسوسان فرهنگي سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي كه با هدف استحاله فرهنگي وارد كشور شدند.
-
فعالان حوزه هنر و موسيقي كه با كشورهاي ديگر بويژه، آمريكا، كانادا، و
استراليا در ارتباط بوده و بنابر دلايل حرفهاي و شغلي، مسافرتهاي متعددي
به اين كشورها داشتهاند.
اما نكته اساسي و قابل ملاحظه اين است كه
حداقل 90 درصد افراد شاخص وارد كننده شيطان پرستي به ايران، تحصيلات
دانشگاهي و خانواده سالم نداشتهاند.
موسيقي:
گروههاي شيطان پرست
راههاي متعددي را جهت جذب افراد به کار ميگيرند و اغلب از راه علايق
عمومي وارد ميشوند. موسيقي همواره نقش اساسي در جذب جوانان و نوجوانان
داشته است. شيطان پرستان موظفند هميشه خشم و نفرت خود را به مقدسات اعلام
کنند و معمولاً اين مضامين را در متن اشعار موسيقي هوي متال يا زير
مجموعههايش همچون گروه درياي سرخ، قاتل، گروه دخترانRAS، ديده ميشود.
موسيقي عمدهاي که به اين جريان مرتبط ميشود، موسيقي متال است. متال به سه دسته تقسيم ميشود:
• ((متال جشن و پارتي)) که بيشتر متمايل به مسائل جنسيتي و اجتماعي است.
• (( متال آشغال)) که بر مسائلي چون خشونت، تندي، غضب و مرگ تمرکز دارد.
• ((متال سياه))که به طور واضح و آشکار به شيطان ميپردازد،
متن اين ترانهها به وضوح به مسائلي چون زناي با محارم، تجاوز، شکنجه و قرباني کردن انسانها اختصاص دارد.
استفاده
از موسيقى، مهمترين ابزار اين فرقه، در جهت تبليغ عقايد خود و نيز تحت
تأثير قرار دادن جامعه، به خصوص قشر جوان مىباشد. کشور ما هم همچون
بسياري از کشورهاي تحت نفوذ و تهاجم فرهنگي قرار دارد. با توجه به روند رو
به گسترش پديدههاي نو ظهور و با کارکرد ضد ديني و فرهنگي، شاهد بروز و
ظهور گروههاي مختلف موسيقي راک و متال در ايران هستيم.
مهمترين زمينه
ورود شيطان پرستي به ايران، ميل جوانان به استفاده ازموسيقي متاليكا و ساز
گيتار بوده است. طي 12 سال گذشته، موسيقي متاليكا به صورت زيرزميني و غير
مجاز وارد كشور شده و در چارچوب آن مفاهيم نحله انحرافي شيطان پرستي در
اختيار جوانان قرار گرفته است. اقدام تامل برانگيز و بسيار ناشيانه وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي دوره مهاجراني درصدور مجوز براي گروهها، آلبومها و
كتابهاي اشعار موسيقي متاليكا نيزنقش اساسي را در جلب توجه عموم مخاطبان
جوان به اين نحله انحرافي فراهم آورد.
فرانسيس فوکوياما بيان ميدارد: رواج موسيقي راک در تهران نشانهاي از پيروزي ليبرال دموکراسي در جهان است.
اولين
کاست موسيقي متال به نام "پنهان" در سال 82 منتشر گرديد و به عنوان اثر
برگزيده اعلام شد! شبکههاي ماهواره اي هم ازاين گروه حمايت کرده و جهت
بسط اين فضا در کشور مسابقه اينترنتي برگزار نمودند.
مراسم نيايش شيطان پرستان
مراسم
آنها بدين گونه است که در اتاقهاي تاريک و پوشيده شده از پردههاي بنفش
( رنگ نسبتاً مقدس چون حالت ماليخويايي به وجود ميآورد ) که روشنايي آن
با نور شمع تأمين ميشود، دور هم جمع ميشوند و بعد ازشنيدن موسيقيهاي
metal يا blackdess به کشيدن مواد مخدر مثل گراس و خوردن قرصهاي اکستاسي
و ال اس دي مشغول ميشوند و زماني که در حال خلسه فرو ميروند به انجام
کارهايي مثل خود زني، خون خواري، ناخن کشي و خون بازي ميپردازند.
خودزني: با استفاده از وسائل تيز مانند: چاقو، تيغ، کاتر به ايجاد جراحت در بدن خود ميپردازند.
خون خواري: خون را به صورت ماليده و آن را ميخورند.
ناخن کشي: در اين حالت يک يا چند ناخن داوطلب را ميکنند و از خون آن ميخورند.
خون
بازي: دو نفر مشخص ميشوند، ابتدا خون بدن خود را از طريق سرنگ بيرون
کشيده و پس از سرد شدن آن را به بدن طرف مقابل و يا خود شخص تزريق ميکنند
و ...
به اين گزارش توجه كنيد:
معاونت
دادستاني کشور مصر تحقيق و بازجويي درباره 85 نفر دختر و پسر جوان مصري را
كه بازداشت شدهاند، به عهده گرفت. اين گروه در ميان دانشگاههاى مصر،
سازمان و فرقهاى را جهت تبليغ شيطانپرستى به وجود آوردهاند و اكنون
بازداشتشدهاند. رهبر اين گروه كه جوانى به نام «عمادالدين حمدى»، در
جريان بازجويى گفته است: اين گروه، مراسم و برنامههاى خاص نيايش دارند كه
بارزترين آنها بدين قرار است: اعضاى اين گروه به گورستانها ميرفتند و
اجساد مردگان را از قبرها بيرون مىآوردند و صليب شكسته و ستاره ششپر
داوودى يا ستارهاى پنجپر را در جسد مرده فرو مىكردند و سپس براى تقرب
به شيطان دور آن مىگشتند. همچنين قربانىهايى براى شيطان تقديم
مىداشتند كه عبارت بود از ذبح گربه ماده يا سگ كه پس از كشتن اين حيوانات
خون آنها را به صورتها و دستهاى خود مىماليدند و در يك دايرهاى
مىچرخيدند تا شيطان از آنها راضى شود، و اگر حيوانى براى قربانى
نمىيافتند دستخود را زخمى مىكردند تا خون جارى شود و سپس آن خون را به
صورتهاى خود مىماليدند و آنگاه نسخهاى از قرآن مجيد را پاره پاره
مىكردند و بعد در حالى كه صداى موسيقى مشهور «راك» نواخته مىشد به
استعمال مواد مخدر و حشيش مىپرداختند.
اسناد و اطلاعات قابل اعتماد
نشان مىدهد كه دست صهيونيستها در پيدايش گروه منحرف شيطانپرستان مصر
دركار بوده است. از باب مثال اوراد و اذكارى كه اين گروه مىخواندند و در
نوارهاى كاست ضبط ميكردند اوراد عبرى قديمى است. همچنين «سالم قادش»،
خواننده موسيقى «بث متال» كه در بين اعضاى اين گروه از بهترين خوانندگان
است، به شدت گرايش صهيونيستي داشته و سوره «حشر» را به عنوان مسخره همراه
با موسيقى خوانده است...

شيطان پرستي:
1- مذهبي است ساختگي كه توسط سران يهودي اي كه مديريت افكار و انديشهها را در انحصار خود ميپندارند مديريت ميشود..
2- شيطان پرستي دنيايي را ترسيم ميكند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصورنيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك نيز ميگويند.
3-
شيطان پرستي آنگونه كه خود ميگويد حقيقتي را جستجو ميكند كه در اين جهان
يافت نميشود. خودكشي كه از موارد رايج اين آيين است، توجيهي اينگونه
دارد : اگر بپرسي چرا خودت را ميكشي ؟ ميگويد ميخواهم به حقيقت برسم و
حقيقت در اين دنيا به دست نميآيد.
4- به شيطان پرست تفهيم ميكنند كه
دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نميشود در لجن زندگي
كرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چارهاي براي پاك شدن نيست جر مردن و رهايي
از اين دنيا.
5- به شيطان پرست ميفهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه
دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است، همه عادت
كرده اند دروغ بگويند، لذا اگر حرف راست هم بزند كسي آن را باور نميكند.
6-
راهي كه براي شيطان پرست ترسيم ميكنند معجوني است كه هر آدم گرفتاري را
به وحشي گري و نفرت سوق ميدهد. اولاً راه نيست، كوره راه است. مسيري است
كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسماً اعلام ميكنند ما به مقصد
نميرسيم. براي شيطان پرست تفهيم ميكنند جادهاي كه در آن قرار دارد پر
از خط كشيهاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و
ديوانگي پيش ميرود و سر انجام مطمئن ميشود راه بازگشتي وجود ندارد.
7-
احياء اخلاق مصيبت بار قوم لوط امروز از طريق گروههاي شيطان پرست و وابسته
به آن ترويج ميشود. پيشرفت هم جنس خواهي باور كردني نيست. حمايت مقامات
ارشد كليساي انگليس، پارلمان اتحاديه اروپايي، انجمن اطلاعات جنسي و انجمن
آموزش و پرورش ايالات متحده... ننگ آور است.
امروز ديگر صليبهاي
وارونه، ستاره پنج پر، خفاش، صورتهاي نقاشي شده، ماسكهاي حيوانات درندهي
شاخ دار، برهنه پوشي... تنها نشانهها و سمبلهاي شيطانپرستي نيست.
عمدهترين نشانه شيطانپرستي را در تجاوز وقتل به ويژه در تجاوز به كودكان
و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.
مدتي پيش روزنامههاي آمريكا
نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند كه نوجوانان و حتي كودكان را وحشيانه
مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه ميكرده اند. استفاده افراطي از
مشروبات الكلي، مواد مخدر، قرصهاي روان گردان و انرژي زا، استفاده و
استعمال آلات مصنوعي، خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع... معجوني از
بيماريهاي روحي، رواني و جسمي بخصوص بيماريهاي عفوني و ايدز را براي
شيطان پرستها به ارمغان آورده است.
ايدز شايع ترين بيماري نزد شيطان
پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگي شش هزار نفري كه روزانه مبتلا به اين
درد بي درمان ميشوند انتقال از طريق تماس جنسي است...
نتيجه:اينجا
همت مردانه آگاهان و دينشناسان و عرفانشناسان آگاه را ميطلبد که در
سايهي يک برنامهريزي منسجم دولتي و امکانات کافي به معرفي هر چه بيشتر
تعاليم عرفاني اسلام و مقايسه با تعاليم معنوي اين گروهها و نقد و
بازشناسي عقايد نادرست اين فرقهها پرداخته تا جوانان مشتاق معنويت اولاً
با سرچشمههاي اصيل اسلامي آشنا شوند. ثانياً جنبههاي نادرست عقايد اين
فرقهها و عواقب بکار بستن اين آموزهها را به درستي بشناسند. ناگفته
نماند که فرقهي شيطان پرست که ماهيت مخربشان آشکار است، شايسته است به
جهت حفظ نظم و آرامش جامعه، با آنها برخورد قانوني شود اما در مورد ساير
فرقههاي
ديگر ميبايد از طريق ارائه شيوهها و راهکارهاي بهتر شناخت معنويت دين
مبين اسلام، به مخاطبان آگاهي داد تا مختارانه راه درست را برگزينند. بر
ماست که بصير باشيم و با آگاهي بخشيدن به جامعه، خود و ديگران را از غرق
شدن در اين منجلاب تباهي جلوگيري کنيم.
پيشنهادات:
• اقدامات عملي براي توسعه کمي و کيفي شبکههاي داخلي صدا و سيما
• تلاشها و همکاري بيشتر بين سازمانها و نهادهاي ذيربط در خصوص نحوه پرکردن اوقات فراغت افراد خصوصاً جوانان و نوجوانان
• آموزش به افراد پيرامون اثرات زيانبار استفاده از ماهواره
• استفاده از رسانهها جهت شناساندن پتانسيلهاي دين مبين اسلام
• تقويت مراکز مشاورهاي مفيد و کارآمد در مدارس و دانشگاهها.
• برنامه ريزي اصولي و صحيح براي اشتغال در جامعه و پيگيري منطقي نيازهاي جوانان
• ايجاد مراکز ورزشي، تفريحي براي انبساط خاطر جوانان
• ايجاد بستر مناسب براي برخورداري جوانان و نوجوانان از تسهيلات اجتماعي
• ايجاد زمينه براي رشد اخلاقي جوانان و نوجوانان بر اساس معيار صحيح اعتقادي و ارزشي حاکم بر جامعه
• همفکري انديشمندان رشتههاي علمي گوناگون از قبيل: جامعه شناسان، انسان شناسان، روانشناسان و غيره براي ريشهيابي دقيق مسئله
• ممنوع شدن موسيقي متاليكا
• فيلتر شدن سايتهاي اينترنتي شيطان پرستان
• اطلاع رساني و توصيه به اصناف براي جلوگيري از چاپ نمادهاي شيطانپرستان بر روي البسه
لازم
به توضيح است در اين مسير بايد از اقدامات شتابزده و غير كارشناسانه
پرهيز شود تا اثرات منفي به بار نياورد و بر جذابيت فعاليتهاي اين چنيني
افزوده نشود.
وظايف خانوادهها :از
انجايي که اکثر افرادي که جذب فرقهها ي شيطاني ميشوند از يک نابساماني
روحي و رواني با منشاء خانواده رنج ميبرند، توجه خانوادهها را به برخي
از نکات جلب مينمايم:
1- دوستي با فرزند و حذف فاصله والدين با فرزندان، به گونهاي که آنان به راحتي مشکلات و نيازهاي خود را به والدين بگويند.
2- تقويت اعتقادات فرزند، به ويژه در کودکي و نوجواني، در کنار پايبندي عملي والدين به آموزههاي ديني
3-ايجاد سازگاري در محيط خانه
4- ايجاد بستر مناسب براي احساس امنيت، آرامش، صفا و صميميت و درک متقابل والدين و فرزندان
5- تلاش در جهت تأمين نيازهاي مادي و معنوي فرزندان توسط والدين
6- توجه به نيازهاي روحي و عاطفي اطفال و نوجوانان و ايجاد فضايي مطلوب و آرام در خانواده
7- مراقبت والدين نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خود
8- نظارات جدي والدين نسبت به دوست يابي فرزندان
9- برنامه ريزي مناسب براي تنظيم اوقات فراغت نوجوانان و جوانان و ...
