انسان و پرواز

ساختار فيزيكي و تكنولوژي پرواز بشقاب پرنده‌ها

 

1 - انسان و پرواز

 

 

تنها عاملي كه انسان را به فكر پرواز انداخته و او را شيفته و مجذوب آسمان و عاشق پرواز كرده است ، پرواز و بال زدن پرندگان ميباشد . انسانها بعد از كوشش فراوان در نهايت به دانش ايروديناميك دست يافته‌اند و بعد از الهام گرفتن از آناتومي ( كالبود شكافي ) پرندگان ، هواپيما طراحي نموده و آن را ساخته‌اند . ولي مشكل اساسي اينجاست كه اين دانش در اتمسفر سياره زمين ، آنهم تا ارتفاع محدودي كارآيي دارد  و در فضاي خارج از اتمسفر زمين وضعيت به گونه‌اي ديگر است . 

 

 

2 - UFO ها و پرواز

با دقت زياد به عكسهاي  زير توجه نماييد !

 

 

اين ادعا خودخواهي بسيار بزرگي خواهد بود كه اگر ما انسانها خود را باشعورترين موجودات هستي بدانيم و خود را يكه تاز در عرصه علم و دانش محسوب كنيم ، براي اينكه موجودات بسيار باشعورتر از ما به تكنولوژي پرواز بسيار بالايي دست يافته‌اند ، تصوير فوق عكسهايي از بشقاب پرنده‌ها و سرنشينان مرده آنها (  UFO's ) به علت سقوط و تصادم با زمين و همچنين كهكشانهاي  M104 , NGC4565 , NGC5866  را نشان ميدهد ، انديشه و فهم آنها در پرواز بسيار وسيع‌تر و جامع‌تر از انسانهاست . عاملي كه يوفوها را به فكر پرواز انداخته و آنها را شيفته فضا نموده است ، سرعتهاي سرسام آور و باور نكردني كهكشانها در حال دور شدن از يكديگر است ، يعني چيزي كه ما آن را انبساط شتاب دار كيهان و عامل آن را انرژي تاريك مي‌ناميم . در واقع آنها ساختارهاي فيزيكي كهكشانها را شناسايي و سپس آن را در مقياس كوچك كپي و شبیه سازی كرده‌اند و به وسيله اين اسباب‌هاي پرنده در كنترل خود ، ميتوانند به همه جاي كيهان سفر كنند .

تازه‌ترين رصدهاي انجام شده توسط تلسكوپ فضايي چاندراي اشعه ايكس ناسا از كهكشان پر جرم NGC 5746  ، هاله بسيار گرمي از گاز و غبار را آشكار كرد كه اطراف اين كهكشان را پوشانده و آن را احاطه كرده است . اين هاله گازي از هر قسمت اين كهكشان كه از لبه ديده مي شود 60.000 سال نوري فاصله دارد . در اين كهكشان هيچ نشانه‌اي از فعاليت هاي شديد در نواحي هسته‌اي وجود ندارد و هيچگونه روند غير عادي شكل گيري ستارگان در آن مشاهده نمي شود تا بتوانيم داغي هاله را توجيه كنيم . با اين حساب اين  "هاله داغ" در اثر خروج گاز از كهكشان بوجود نيامده است .

 

 

هاله‌هاي كاملا مشابهي همواره پيرامون بشقاب پرنده‌ها رويت ميشود ، البته زماني كه آنها وارد اتمسفر سياره زمين ميشوند .

 

 

 

 

انبساط عالم و انرژي تاريك چيست ؟

"/   چنين به نظر ميرسد كه يك نيروي بسيار عجيب ، اجزاي جهان را با سرعت فزاينده‌اي از يكديگر دور ميكند ، در حالي كه نيروي گرانش با اين نيرو مقابله كرده و از سرعت اين گسترش مي‌كاهد . "

 

آيا نيروي ضد گرانشي باعث انبساط عالم ميشود ؟

"/  به نظر ميرسد كه نيرويي در فضا نهفته است و همانند نوعي ضد گرانش عمل ميكند . اين نيرو باعث ميشود ، بجاي اينكه جهان متراكم شود و اجزاي آن به يكديگر نزديك شوند ، انبساط يابد . كيهان شناسان دريافته‌اند كه بسياري از كهكشانهاي دور دست با سرعتي بسيار بيشتر از آنچه كه محاسبات موجود پيش بيني كرده است ، از يكديگر دور ميشوند . در واقع نه تنها از سرعت انبساط جهان كاسته نمي‌شود ، بلكه اين سرعت لحظه به لحظه در حال افزايش است . به نظر ميرسد كه بعضي از انواع نيروهاي غير منتظره و غير قابل شناسايي در عالم وجود دارند كه باعث ميشوند كهكشانهاي موجود در فضا به طور مرتب از يكديگر فاصله گرفته و از هم دور شوند " و به علت عدم توانايي در شناخت اين نيروها ، نام كلي آن را انرژي تاريك گذارده‌اند . بسياري بر اين باورند  كه انرژي تاريك همان نظريه ثابت كيهاني است . در مبحث چگونگي پديدار شدن ميدان گرانش منفي [ نيروي ضد جاذبه ، انرژي تاريك ، توجيه حركت شتاب‌دار كهكشانها در كيهان ] ، وارونگي ميدان گرانشي توضیحاتی در این زمینه ارایه شد .

 

تلاشهاي بيهوده براي توجيه انرژي تاريك :

"/  طبق فرضيه تازه‌اي مهمترين معماهاي فيزيك در دهه گذشته ، يعني جرم نوترينوها و آهنگ فزاينده انبساط جهان به ذرات زير اتمي  به نام اكسلرون مربوط مي‌شود . شايد بتوان دو دستاورد بزرگ فيزيك در دهه گذشته را مربوط به كيهان شناسي دانست ، يكي اينكه نوترينوها ( ذرات زير اتمي بسيار كوچك ) جرم ناچيزي دارند كه البته هنوز اندازه گيري نشده است و ديگري اينكه سرعت انبساط عالم در حال حاضر در حال افزايش است . سه فيزيكدان در دانشگاه واشنگتن معتقدند كه اين دو كشف هر دو به گونه‌اي به ناشناخته‌ترين پديده كنوني در عالم ، يعني انرژي تاريك مرتبط است - ما هنوز به درستي آن را نمي‌شناسيم ، تنها مي دانيم عاملي است كه بر ضد گرانش ، سبب سرعت بخشيدن به انبساط عالم مي‌شود - آنها معتقدند همه چيز زير سر ذره زير اتمي ديگري است كه تاكنون مورد توجه قرار نگرفته است و آن را " اكسلرون (Acceleron) " ( شتابگر ) ناميده‌اند . انرژي تاريك در عالم اوليه چندان قابل توجه نبوده است اما در حال حاضر 70 درصد عالم را اشغال كرده است . شناخت انرژي تاريك به ما كمك مي كند تا بدانيم چرا در زمان دوري در آينده عالم آن چنان وسعت پيدا مي كند كه ديگر هيچ كهكشاني در آسمان شب ديده نشود و آيا اين انبساط تا ابد و بي نهايت ادامه خواهد داشت ؟

 در نظريه جديد مطرح شده ، نوترينوها تحت تاثير نيروي جديدي كه از برهمكنش آنها با اَكسِلِرون ها ناشي مي شود قرار مي گيرند اين -  نيرو سبب مي شود كه نوترينوها از هم فاصله بگيرند . درست مثل اينكه يك تكه كش را از دو طرف بكشيم ، هر چقدر بيشتر كشيده شود ، انرژي بيشتري را در خود ذخيره مي كند -  در هر ثانيه تريليونها نوترينو در كوره هسته‌اي ستاره‌ها از جمله خورشيد ما ساخته مي شوند . آنها در همه جاي عالم جريان پيدا مي كنند و ميلياردها نوترينو از هر نوع ماده‌اي ، حتي بدن شما بدون هيچ برهمكنشي عبور مي كنند . نوترينوها بار الكتريكي ندارند و جرم آنها هم آن قدر ناچيز است كه هنوز اندازه گيري نشده است . آن نيلسون يكي از ارايه دهندگان نظريه جديد معتقد است كه برهمكنش ميان اكسلرونها و ذرات ديگر از اين هم ضعيف‌تر است ، براي همين اين ذرات تاكنون آشكار نشده‌اند . البته نيرويي كه اين ذرات بر نوترينوها وارد مي كنند ، آنها را تحت تاثير قرار مي دهد و به اين ترتيب بايد بتوان وجود چنين نيرويي را در آشكارسازهاي نوترينوي فعلي كه در نقاط مختلف كره زمين وجود دارد نشان داد . مدلهاي مختلفي براي انرژي تاريك ارايه شده است ، اما آزمودن آنها محدود به اندازه گيريهاي دقيق در تغيير سرعت انبساط عالم است . اين امر تنها با رصد اجرام بسيار دوردست امكان پذير است ، اما اندازه گيريهاي دقيق در چنين فاصله‌هايي بسيار مشكل است . به گفته نلسون اين تنها روشي است كه ما مي‌توانيم با به كارگيري آشكارسازهاي فعلي در كره زمين به نيرويي كه سبب افزايش انرژي تاريك در عالم مي شود پي ببريم . محققان معتقدند جرم نوترينو در عبور از محيطهاي مختلف ، تغيير مي كند ، همان طور كه عبور نور از هوا ، آب يا يك منشور متفاوت است . در نتيجه آشكارسازهاي مختلف بسته به اينكه در چه مكاني نصب شده‌اند ، نتايج متفاوتي به دست خواهد آورد . اما اگر بپذيريم كه نوترينوها نيز بخشي از انرژي تاريك هستند ، وجود نيروي جديدي مي تواند اين افت و خيزها را توضيح دهد . به عقيده نلسون اين برهمكنش ميان نوترينوها و اكسلرونها مي تواند تا ابد انرژي لازم براي انبساط عالم را تأمين كند . تا پيش از اين اخترشناسان به دنبال اطلاعاتي بودند كه سرانجام تعيين كنند آيا عالم ما تا ابد منبسط خواهد شد ، يا زماني دوباره در يك " رمبش بزرگ" منقبض شده و روي خودش بسته مي شود . اما حالا بايد به دنبال اين باشيم كه آيا سرعت انبساط عالم همچنان افزايش خواهد يافت يا در جايي ثابت خواهد ماند . براساس نظريه جديد ، هنگامي كه فاصله نوترينوها بسيار زياد شود ، جرم آنها نيز آن قدر افزايش پيدا مي كند كه ديگر انرژي تاريك بر آنها اثري نخواهد داشت ، در نتيجه شتاب انبساط عالم كم كم از بين مي رود . و از آن پس عالم همچنان به انبساط خود ادامه خواهد داد ، اما با سرعتي كه دائماً در حال كاهش است . "

 

بزرگترين ايراد نظريه انرژي تاريك اين است كه اگر انرژي تاريك در عالم وجود دارد ، پس چرا اين انبساط خارج از كهكشانها روي ميدهد و مربوط به درون كهكشانها نميشود . در واقع چنين به نظر ميرسد كه حجم كهكشانها در كل ثابت مي ماند و چون انبساط عالم يك پديده برون كهكشاني است و مربوط به داخل كهكشان نمي شود ، هم نظريه ثابت جهاني و هم نظريه انرژي تاريك مردود به نظر ميرسند ، براي اينكه ايندو نظريه به صورت جهان شمول عنوان شده‌اند ولي در داخل كهكشانها اعتبار ندارند . فعلا بهتر است  چنين فرض كنيم كه هر كهكشاني براي خود نيروي پيشرانه‌اي دارد كه ميتواند مستقل از كهكشانهاي ديگر به حركت شتابدار خود در فضا ادامه دهد و حركت كهكشانها به يكديگر وابسته نيست و نمي توانند در حركت و شتاب به منبع و انرژي ثابت و واحدي  وابسته باشند ، كه در صورت وابستگي تمامي كهكشانها به انرژي تاريك ، امروزه ميبايست شاهد اين مي بوديم كه سرعت تمامي كهكشانها مقدار ثابتي ميبود كه چنين نيست . اينك چند نظريه در اين مورد ميتوان ارايه داد كه به آنها اشاره مي كنيم .

 

 

1- نظريه ابرها :

همانطور كه ميدانيم جرم حجمي آب خالص تقريبا 1000 كيلوگرم بر متر مكعب است كه در كل ميتواند وزن بسيار سنگيني را براي يك ابر به ارمغان بياورد . توده ابرهايي را كه ما در آسمان مشاهده مي كنيم ميتوانند آب يك درياچه را با خود حمل كنند ! اما چگونه ؟

با ارتفاع گرفتن بخار آب و ورود به مناطق زير صفر درجه ، ذرات ريز يخ پديدار ميشوند و چون آب مقطر تقريبا براي جريان الكتريسيته عايق است ، ذرات يخ به علت وزش باد و اصطكاكشان ، شديدا باردار ميشوند كه در اين وضعيت بارهاي الكتريكي ابرها به صورت زير است .

 

 

شكل سمت چپ ساختار يك برق گير را نشان ميدهد و عكس سمت راست تخليه الكتريكي يك ابر با زمين را نشان ميدهد . همانطور كه مشخص است يك ابر ميتواند دو نوع بار الكتريكي منفي و مثبت را داشته باشد و به همين دليل تخليه الكتريكي مابين دو ابر و يا مابين ابر و زمين صورت مي گيرد ! در حقيقت زمين براي ابرها در حكم بار مثبت است ، اما باردار شدن ابرها دو مزيت را براي آنها خواهد داشت ! 

 

 

1- ذرات يخ به همان حجم كوچك باقي مانده و با هم ادغام نميشوند براي اينكه نيروي دافعه الكتريكي مابين آنها وجود دارد و تنها زماني كه تخليه الكتريكي انجام گيرد در هم ادغام ميشوند و بارندگي شروع ميشود

2 - بار الكتريكي آنها ميتواند نيروي دافعه الكتريكي ايجاد كند كه بر گرانش سياره زمين غلبه كرده و در اتمسفر سياره زمين شناور شوند و بعد از تخليه الكتريكي اين نيروي دافعه از بين ميرود و ذرات ريز تحت تاثير نيروي گرانش به طرف سطح زمين سقوط كرده و بعد از ادغام با يكديگر ، قطرات آب را تشكيل ميدهند و چنين به نظر ميرسد كه تخليه الكتريكي مابين دو ابر براي بارندگي كافي نباشد و اين تخليه الكتريكي در نهايت ميبايست با زمين نيز صورت بگيرد . پس بهترين راه براي بارش مصنوعي يك ابر ، خنثي كردن بار الكتريكي آن است . از همين رو بشقاب پرنده‌ها ميتوانند با ايجاد يك بار الكتريكي بسيار قوي ، در اتمسفر سياره زمين شناور شده و به شرايط بي وزني برسند : مبحث ( فضاي مشبك ، الكتروگراويتي  و نيروهاي پيشران و اسپين در فضا ) اما نكته بسيار جالب اينجاست كه شكل هندسي آنها با شكل هندسي يك گردباد نيز ، كاملا همخواني دارد . به شكل زير توجه نماييد !

 

 

تصوير فوق عكس ماهواره‌اي گردباد كاترينا را نشان ميدهد ، اينك به ساختار فيزيكي اين گردباد مي پردازيم :

همانطور كه مشخص است اين گردباد از ديد ناظر ، زماني كه آن را از بالا مشاهده ميكند ، مخالف جهت دوران عقربه‌هاي ساعت در حال چرخش است پس ميتوانيم شكل زير را براي ميادين الكتريكي و مغناطيسي آن رسم كنيم .

 

 

چون جهت حركت بار الكتريكي منفي همواره مخالف جهت ميدان الكتريكي است ، پس در شكل فوق جهت ميدان الكتريكي موافق عقربه‌هاي ساعت خواهد شد و ميتوانيم طبق قانون دست راست قطبين مغناطيسي و جهت ميدان مغناطيسي را مشخص كنيم . اين ساختار فيزيكي ميتواند ميليونها تن آب را به صورت قطعات ريز يخ در اتمسفر سياره زمين معلق و با سرعتهاي بيش از صد كيلومتر در ساعت حمل كند .

حركت دوراني و چرخشي نيز در بشقاب پرنده‌ها شناسايي شده است و همچنين ميادين بسيار قوي الكترومغناطيسي پيرامون آنها آشكار گرديده است ، براي اينكه تمامي سيستمهاي الكتريكي و الكترونيكي هليكوپترها ، هواپيماها و جت هاي نظامي در مجاورت بشقاب پرنده‌ها مختل شده و حتي براي هميشه از كار مي افتند و احتمال سانحه هوايي بسيار زياد است . بعضي از آنها در شب تاريك بسيار نوراني ديده ميشوند و علت آن اين است كه ميدان الكتريكي بسيار قوي پيرامون آنها باعث تخليه الكتريكي در هوا شده و مسلما گازها در اين حالت يونيزه و از خود نور ساطع ميكنند يعني همان چيزي كه در لامپهاي طويل نئون و يا رعد و برق ديده ميشود . چنين گزارش شده است كه نزديك شدن آنها به نيروگاه‌ها و پستهاي فشار قوي و ضعيف برق ، باعث قطع جريان ميشود و همچنين نزديك شدن آنها به مراكز راديويي و مخابراتي ، باعث بوجود آمدن اختلالات و خرابي ميشود .   

 

 

شكل فوق مسير حركت يك ستاره دنباله دار را نشان ميدهد . همانطور كه ميدانيم جنس ستاره دنباله دار از قطعات بزرگ يخ و غبار است كه در هنگام حركت متلاشي ، تكه تكه و خرد ميشود و چون اين ذرات به شدت باردار هستند از جانب ميدان الكترومغناطيسي خورشيد به طرف بيرون پرتاب و دفع ميشوند و نيروي گرانش خورشيد بر آنها بي تاثير جلو ميكند و تنها بر جرم هسته ستار دنباله دار تاثير گذار است . قطعات ابر نيز در اتمسفر زمين همين حالت را دارند . بشقاب پرند‌ه‌ها نيز ميتوانند از اين پديده فيزيكي استفاده كرده و از طرف ميادين گرانشي قوي همچون خورشيد فرار كرده و به راحتي از منظومه شمسي خارج شوند .

 

غبارهاي ماه :

نور خورشيد مي‌تواند خاك ماه را داراي بار الكتريكي كند : مبحث ( دو توجيه جديد براي پديده فتوالكتريك ) . آنگاه اين گرد و غبار باردار شده به خاطر بار الكتريكيش از خودش دور مي‌شود . اين پدیده يك جور از خاك را آشكار مي‌كند كه به صورت يك مه تيره از دور نمايان مي‌شود و وقتي كه خورشيد غروب كرد به صورت تابش تيره رنگي نمايان مي‌شود . اين مورد اولين بار در دهه 1960 معلوم شد . اينطور فكر كردند كه قطعات بسيار ريز تا ارتفاع چند كيلومتري بالا ميرود و ذرات به محض اين كه باردار و يا خنثي مي‌شوند به صورت فواره در مي آيند .

 

 

2- نظريه گرانش منفي ( نيروي ضد گرانشي يا جاذبه متضاد )

همانطور كه قبلا توضيح داديم با بالا رفتن سرعت دوران الكترون ، پديده وارونگي ميدان الكتريكي براي آن روي ميدهد و بار الكتريكي آن مثبت خواهد شد و اصطلاحا به پوزيترون تبديل ميشود ، مبحث وارونگي ميادين الكتريكي ، توجيهي جديد براي توليد زوج الكترون - پوزيترون ، بر خلاف انتظار ما ، ماده - پاد ماده يكديگر را نابود نمي‌كنند . همين وضعيت براي نيروي جاذبه و يا ميدان گرانشي پيش بيني ميشود ، ولي تا آنجا كه ما ميدانيم ميدان گرانشي تك قطبي است . يعني مثل ميدان الكتريكي و مغناطيسي داراي دو قطب منفي و مثبت و يا N  و S  نيست . پس اگر وارونگي ميدان براي نيروي جاذبه و ميدان گرانشي بروز كند حاصل كار قطب منفي گرانشي يا نيروي جاذبه متضاد خواهد بود ، يعني نيرويي كه باعث راندن اجرام مثبت ميشود نه جذب آنها . اين پديده در بشقاب پرنده‌ها ديده شده است  . آنها اجسام سبكتر از خود در پيرامونشان را به شدت رانده و از طرف خود پرتاب ميكنند و اين مسئله علي‌رغم اينكه ميتواند باعث پرتاب خود آنها از طرف ميدان گرانش سياره زمين با شتابي نزديك به 600 كيلومتر در مجذور ثانيه شود ( شتابي كه رادارهاي زميني فعلا ثبت كرده‌اند ) بلكه مانع تصادم خرده شهاب سنگها در فضا با آنها ميشود و همانطور كه دوست گرامي آرمين خان در تالار سایت اشاره نمودند اين نيروي ضد گرانش پيرامون بشقاب پرنده موجب ايجاد خلاء نسبي در اتمسفر شده كه مقاومت هوا در موقع شتاب گرفتن بشقاب پرنده از بين رفته و به علت وجود ميدان الكتريكي شديد پيرامون آنها ، گاز كم فشار يونيزه و نوراني خواهد شد . تا محدوده‌اي كه رادارهاي زميني كارآيي دارند سرعت آنها 7000 كيلومتر در ثانيه محاسبه شده است . در واقع با پرتابه‌هايي كه ما ميشناسيم همانند گلوله ( مرمي ) و موشك نمي توان آنها را هدف قرار داد ، اگر انرژی جنبشی و اینرسی بشقاب پرنده بيشتر باشد ، گلوله منحرف ميشود و اگر انرژی جنبشی گلوله بيشتر باشد بشقاب پرنده منحرف ميشود و به هر حال تصادم منجر به تلاشي بشقاب پرنده نمی شود و میدان گرانش منفی همچون ضربه گیره عمل می كند . سطح صيقلي و آينه‌اي آنها ميتواند تشعشعات قوي امواج الكترومغناطيسي مثل ليزر را منعكس كند هرچند كه لايه‌اي از كريستال كوارتز آنهم به قطر يك دهم تار مو سطح بشقاب پرنده‌ها را پوشانده است و اين لايه ميتواند مقدار بار الكتريكي سطح بشقاب پرنده را تشديد كرده و همچنين خاصيت آينه‌اي نيز به آن بدهد و از اكسیداسيون سطح بشقاب پرنده در اتمسفر زمين پيشگيري كند شاید سطح آنها مثل یك نیمه هادی نیز باشد ، روي هم رفته بشقاب پرنده‌ها قدرت مانور بسيار زيادي دارند ، براي اينكه آنها جلو يا عقب نداشته و ميتوانند در محيط كاملا كروي شكل تغيير مسير دهند ، آنهم با هر زاويه و سرعت یا شتاب دلخواهي كه بخواهند .

 

 

اين وارونگي ميدان گرانشي چگونه روي ميدهد ؟

چنین به نظر میرسد راه اول مكانیكی بوده و براي اينكار چرخاندن يك ديسك نسبتا سنگين مخصوص با سرعتي بسيار زیاد مناسب باشد . البته لازم به ذكر است كه آلياژ اين ديسك بايد مخصوص اين كار باشد يعني اين آلياژ تحت تاثير تنشهایی بايد مقاومت كششي فوق‌العاده زيادي داشته باشد تا در اين سرعت زاویه ای بالا  ترك بر ندارد كه در صورت متلاشي شدن ، تكه‌هاي جدا شده آن بسيار مشكل ساز است ، به هر كجا كه بخورند نيروي انهدامي خيلي زيادي خواهند داشت و به هيچ وجه امكان كنترل تكه‌هاي آن وجود ندارد ، آنها به علت سرعت زياد قدرت نفوذي و انهدامي شهاب سنگها را  دارند ، در زمان سقوط بشقاب پرنده‌ها به هر دليل ، در بعضي از موارد صداي انفجار مهيبي شنيده ميشود كه شاید علت آن برخورد شديد اين ديسك يا تكه‌هاي آن با زمين است ، آن هم در زماني كه خاصيت ضد گرانشي خود را از دست داده‌اند و اگر خاصيت ضد گرانشي داشته باشند به بيرون اتمسفر زمين پرتاب ميشوند .  اين ديسكها ميبايست باردار بوده و درون محفظه‌اي مغناطيسي بدون اصطكاك و بدون تماس با هر چيزي و بدون بالانس ، دوران داشته باشند آنهم به صورت معلق در فضا . برسي‌هاي متالوژي در مورد آلياژهاي يافته شده از بقاياي بشقاب پرنده‌ها مويد اين موضوع است كه هيچ كشوري فعلا قادر به تهيه اين كريستالهاي فلزي نبوده و كشورهاي غربي و شرقي با كمال اطمينان از يكديگر  خاطر جمع هستند و هيچ شك و ترديدي نسبت به يكديگر در مورد ساخت و يا بهره برداري از اين وسايل پرنده ندارند ، آنها در اين مورد كميته‌هاي مشترك نيز تشكيل داده‌اند ، تكنولوژي بشقاب پرنده‌ها فوق دانش بشري است كه محققين را سردرگم و حيران خود كرده است . عناصري در اين آلياژها يافت شده است كه در معادن سياره زمين وجود ندارد .

 

عكس فوق يك بشقاب پرنده سقوط كرده را نشان ميدهد ، محل چرخش و دوران ديسكها در زير بشقاب پرنده كاملا مشهود است . قطر اين ديسكها چيزي در اندازه 2 متر است .

 

بعضي از بشقاب پرنده‌هاي پيشرفته به جاي ديسك از دوران يك آلياژ كروي شكل يا كروي پخ شده ، آنهم در خارج از سفينه بهره ميجويند . به خاطر اينكه حجم كره تو پر مقاومت ايده‌عالي در مقابل دوران با سرعتهاي بسيار بالا دارد و در صورت بروز سانحه ، خسارتي به بشقاب پرنده وارد نمي‌شود ، در واقع نه تنها آنها توانايي كپي كردن كهكشانها را در مقياسهاي كوچك  دارند ، بلكه قادرند ساختارهاي فيزيكي ذرات و اتمها را در مقياسهاي بزرگ تر كپي نمايند . 

 

تصوير فوق كره فلزي خارج شده از بشقاب پرنده‌ها و محل استقرار آنها را نشان ميدهد .

 

 

يك سوال مهم در مورد نظريه فوق ؟

سرعت زاويه‌اي ذراتي همچون الكترون بسيار بسيار زياد است ، يعني به رقمي تا اندازه فركانس اشعه گاما ( 22^10 الي 23^10 ) در پدیده زوج الكترون - پوزیترون میرسد ! آيا ميتوان به اين سرعتهاي زاويه‌اي بالا دست يافت ؟

جواب سوال فوق ميتواند اينگونه باشد كه قطر ذرات اتمي خيلي كم بوده و درست است كه سرعت زاويه‌اي آنها فوق‌العاده زياد ميباشد ولي با اين قطر كم ، سرعت خطي نقطه‌اي  فرضي در روي سطح فرضی آنها نسبتا كم خواهد بود و با افزايش قطر يك كره و يا يك ديسك ، ميتوان به اين سرعت خطي در محيط دیسك یا سطح كره ، بوسيله سرعتهاي زاويه‌اي كمتري دست يافت . به طور مثال اگر قطر يك ديسك دو برابر شود مسلما محيط آن دو برابر خواهد شد و براي حفظ سرعت خطي نقطه‌اي فرضي در روي محيط آن ديسك ، ميتوان سرعت زاويه‌اي آن را به نصف كاهش داد . يعني ما براي وارونه كردن ميادين الكتريكي و گرانشي ميتوانيم با افزايش قطر ديسك يا كره ، سرعت زاويه‌اي را كم كنيم ، لذا چنين به نظر ميرسد كه از اجسام بزرگ و توخالي هم ميتوان استفاده بهينه نمود . مبحث ( چگونگي پديدار شدن ميدان گرانش منفي ( نيروي ضد جاذبه ) )

 

 

تولید و انتشار امواج گرانشی :

همانطور كه در مباحث بعدی به آن اشاره خواهد شد ، میتوان چنین تصور نمود كه چون همیشه امواج به دو نوع عرضی و طولی مشاهده میشوند ( به طور مثال امواج S و P زلزله و امواج درون و سطح آب ) و مسلما سرعتهای متفاوتی نیز دارند كه امواج طولی همواره با سرعت بیشتری توسعه می یابند در نتیجه گرانش ماهیت الكترومغناطیسی دارد با این تفاوت كه نور موج عرضی است ولی گرانش موج طولی الكترومغناطیس است . پس اگر بتوان امواج الكترومغناطیسی را به صورت طولی تولید و منتشر نمود ، میتوانیم تاثیرات میدان گرانش و ضد آن را ایجاد كنیم كه در این صورت میتوان وزن خود را افزایش ، صفر و حتی منفی كرد . در مباحث بعدی در مورد ماهیت گرانش و .... توضیحات بیشتری ارایه خواهد شد .  

 

 

3- نظريه مغناطيس متضاد

همانطور كه قبلا توضيح داديم تنها فرق ماده با پاد ماده در اختلاف بار الكتريكي آنهاست به اين معني كه پاد پروتون بار منفي و پاد الكترون يا همان پوزيترون بار مثبت دارد ، در اين وضعيت هيدروژن و پاد هيدروژن يكديگر را در كنار هم تحمل نخواهند كرد و با يكديگر واكنش نشان داده و ذرات با هم ادغام ميشوند . اگر چنين باشد ماده و پاد ماده در عالم ميبايست مدتها پيش در هم ادغام و عالم منهدم مي شده است ، ولي تا به امروز اينچنين اتفاقي روي نداده ، علت آن چه ميتواند باشد ؟

زماني كه پاد ماده متراكم شده و اجرام سماوي و كهكشانها را تشكيل ميدهد مسلما ميادين الكتريكي و مغناطيسي نيز پديدار خواهند شد ، مغناطيسي كه توسط پاد ماده پديدار ميشود مغناطيس متضاد ناميده ميشود به اين معني كه اين مغناطيس متضاد به جاي اينكه آهن ماده را جذب كند ، آن را دفع مينمايد و در عوض آهن پاد ماده را جذب خود خواهد كرد و به اين دليل توده‌هاي ماده و پاد ماده در عالم همديگر را دفع و تصادمي مابين آنها پديدار نمي شود البته اين مسئله در حد يك حدس و گمان است چرا كه در اين صورت امواج الكترومغناطيس توليد شده توسط پاد ماده در هنگام گذر از ميادين گرانشي قوي ماده ، بجاي اينكه به طرف مركز گرانش انحراف پيدا كنند به طرف خارج آن منحرف خواهند شد و تا به امروز چنين پديده‌اي مشاهده نشده است ، هرچند كه در كيهان مناطق ظاهرا تهي كشف شده است و چنين پنداشته ميشود كه ماده در آنها حضور ندارد و ممكن است اين مناطق در ظاهر تهي ، محل حضور پاد ماده باشند كه نور منتشره از آنها در كيهان به علت وجود نيروي دافعه با ماده پراكنده شده و به اين خاطر كم انرژي و تهي به نظر برسند . به هر حال اگر چنين فرض كنيم كه مغناطيس متضاد وجود دارد ميتوان چنين فرض كرد كه درون بشقاب پرنده ، هسته‌اي دوار با بار الكتريكي منفي و در بيرون آن بار الكتريكي مثبت وجود دارد . بعضي مشاهدات نشان داده است كه اشيايي همچون عينك و سگك كمر بند و ساعت و اسلحه و ...  در كنار بشقاب پرنده‌ها داغ و سوزان شده و همچنين رانده و پرتاب ميشوند كه نشان از توليد اين نوع مغناطيس بخصوص و القاي الكتريكي آن است . هرچند كه علت اين پديده ميتواند به علت فركانس بالاي ميدان الكترومغناطيسي پيرامون بشقاب پرنده نيز باشد كه بر فلزات القا ميشود و علت رانش و پرتاب ، همان گرانش منفي يا جاذبه متضاد باشد .

 

 

"/  مقايسه تابش زمينه كيهاني و تصوير راديويي . در هر دو ، ناحيه‌اي با تابش كم انرژي ديده مي‌شود .

به تازگي دانشمندان دانشگاه مينسوتا مقاله‌اي در نشريه «استروفيزيكال» (Astrophysical Journal) منتشر كردند و توضيح دادند كه حبابي خالي از هر چيز را در كيهان كشف كرده‌اند . خالي از هرگونه ماده مانند كهكشان ، سحابي ، سياه چاله و حتي خالي از ماده تاريك .

در اين بررسي كه در آن از «آرايه عظيم تلسكوپ‌هاي راديويي» (VLA) استفاده شد ، دانشمندان به اختلاف دمايي اندكي در محدوده خاصي از پس زمينه كيهاني برخوردند . VLA قادر است اختلاف دمايي در حدود يك ميليونيوم درجه سانتيگراد را آشكار كند .

فاصله اين حباب خالي از ما نزديك به يك ميليارد سال نوري است . برخورد با چنين بخش‌هاي «خالي» چندان دور از انتظار نبود اما ابعاد اين حباب خيلي بزرگ است . چنان عظيم كه در هيچيك از شبيه سازی‌هاي كامپيوتري ، مشابه آن پيش بيني نمی‌شد و اين باعث شگفتي همگان شده است .

 

مقايسه تابش زمينه كيهاني و تصوير راديويي . در هر دو ، ناحيه‌اي با تابش كم انرژي ديده مي‌شود .

اين يافته‌ها در پروژه «بررسي تمام آسمان» با آرايه عظيم VLA در قالب طرح NVSS به دست آمده است . در اين بررسي ، دانشمندان به صورت اتفاقي به كم شدن معنادار تعداد كهكشان‌هاي واقع در منطقه‌اي از صورت فلكي «نهر» برخوردند .

با بررسي اين ناحيه به وسيله ماهواره WMAP در سال ۲۰۰۴ در طول موج پس زمينه كيهاني ، اين نتيجه به دست آمد كه بخشي كم انرژي منطبق بر آنچه VLA يافته بود در آن منطقه قرار دارد . به اين دليل نام اين منطقه را  « لكه سرد » ( WMAP cold spot ) گذاشته‌اند . به نظر می‌رسد عامل اختلاف سطح انرژي در پس زمينه كيهاني در اين منطقه ، نبود ماده باشد . "

اينك ميتوانيم چنين فرض كنيم كه در اين مناطق پاد ماده وجود دارد و امواج الكترومغناطيس توليد شده ، پراكنده ميشوند و به ما نمي رسند و يا اينكه كمتر ميرسند و در طول مسیر ، تحت تاثیر برهمكنش با ماده ، دچار تغییراتی میشوند كه ما چنين استنباط ميكنيم كه اينها حفره‌هاي خالي از ماده در كيهان بوده و سردتر هستند . زماني كه بشقاب پرنده‌ها در جايي فرود مي آيند و سپس بلند ميشوند ، علائمي دال بر سوختگي مشاهده ميشود كه از خود تشعشعات رادیواكتیو ساطع ميكنند كه به علت برانگیخته شدن عناصر است و علت آن ميتواند انتشار تشعشعات شديد الكترومغناطيسي از هر نوع ممكن توسط بشقاب پرنده ها باشد كه روی هسته عناصر موثر است . به طور خلاصه برای تمامی ذرات ، پاد ذره در نظر گرفته میشود و میتوان الكترومغناطیس متضاد را پاد فوتون در نظر گرفت .

 

 

4- الكتروگراويتي :

اين پديده در مبحث زير توجيه شده و در مورد آن توضيحاتي ارايه ميشود .

فضاي مشبك ، الكتروگراويتي  و نيروهاي پيشران و اسپين در فضا

 

 

انرژي مورد نياز بشقاب پرنده‌ها از كجا تامين ميشود ؟

در اتمهاي عناصر موجود در عالم ، دوران هميشگي هسته و چرخش دائمي الكترونها  پيرامون هسته وجود دارد ، بدون اينكه درون اتم مولد يا منبع انرژي طبق تعاريف ما وجود داشته باشد و يا اينكه از خارج به آنها انرژي داده شود . چنين به نظر ميرسد كه بشقاب پرنده‌ها نيز از اين چنين نيروهاي اتمي و انرژي نامحدود هسته‌اي برخوردارند . در واقع منبع نيرو و يا مولد انرژي كه ما ميشناسيم و تعريف كرده‌ايم درون بشقاب پرنده‌ها شناسايي و يافت نشده است براي اينكه آنها ميتوانند ساختارهاي اتمي را در مقياسهاي بزرگ كپي كنند . 

 

سرعت بشقاب پرنده‌ها :

طبق تعاريف فعلي " /   يكي از نتايج مهم نظريه نسبيت ، رابطه ميان جرم و انرژي است . اين اصل  كه سرعت نور بايد به ديد همه يكسان باشد ، نشان مي داد كه هيچ چيز نمي تواند از نور سريع تر حركت كند . آنچه روي مي دهد اين است كه با مصرف انرژي و وارد كردن نيرو براي شتاب دادن به ذره يا سفينه ، جرم شي افزايش مي‌يابد و شتاب بيشتر دادن به آن را دشوارتر مي سازد . شتاب دادن به ذره تا سرعت نور ناممكن است زيرا به مقدار نامتناهي انرژي و نيرو نياز دارد "

زماني كه لوكوموتيو بخار و واگن‌هاي قطار ساخته مي‌شدند ، عده‌اي بر اين باور بودند كه جسم انسان توانايي حركت با سرعتي بيشتر از دويدن اسب را ندارد و بالاترين حد سرعت را كورس اسبهاي مسابقه ميدانستند . محدوديتي را كه نسبيت براي سرعت جرم قائل شده است ، در صورت درست بودن ، فقط براي جرم با نيروي گرانشي مثبت معتبر خواهد بود و در مورد جرم با نيروي گرانش منفي صادق نيست ، زيرا بعد از اينكه ميدان ضد گرانش پيرامون جرم توليد شد ، اين مقدار جرم را نمي توانيم اندازه گيري كرده و داخل اين معادلات نسبيت كنيم ، براي اينكه جرم حقيقي پشت اين ميدان گرانش منفي ، مخفي و صفر و حتي منفي به نظر ميرسد . جرم و گرانش يك جسم ، دو پارامتر وابسته به همديگر در عالم فيزيكي هستند . پس ميتوانيم چنين فرض كنيم ، زماني كه ميدان گرانش منفي جسمي پديدار شد ، جرم ظاهري آن در معادلات صفر و حتي منفي به نظر ميرسد و شتاب دادن به آن تا سرعت نور و حتي بيشتر از آن كار سهل و آساني است . از لحاظ رياضي مي توانيم چنين بيان كنيم كه بشقاب پرنده‌ها به نوعي با كسري جرم نه جرم منفي مطلق مواجه ميشوند يعني چيزي شبيه به همان پيش بيني جرم سكون صفر براي فوتون در نظريه نسبيت ، چرا كه سرعت انتقال طولي فوتون معادل سرعت نور است و اگر حركت موجي آن را در نظر گرفت ، سرعت آن چند برابر سرعت نور ميشود . اينها همگي بيانگر اين واقعيت است كه قوانين نسبيت براي اجرام با گرانش مثبت وضع شده است و اين نتیجه گیری نمي تواند در مورد اجرام با گرانش منفي صادق باشد براي اينكه با پديدار شدن ميادين گرانشي منفي ، حقايق و تعاريف فيزيكي به گونه‌اي ديگر است . نام اين مكان را ميتوانيم حباب ضد گرانشي نام گذاري كنيم .

مشكل ديگري كه براي رسيدن به سرعت نور مطرح ميشود ، مشكل مقاومت فضا یا خلا است ، يعني مشكل مشابهي كه قبلا براي هواپيماها وجود داشت يعني مشكل مقاومت هوا كه اين مشكل با حذف ملخ و استفاده از موتور جت و بهره گرفتن از اشكال ايروديناميك و همچنين افزايش ارتفاع پرواز حل شد ، در مورد بشقاب پرنده‌ها هم اينچنين است آنها با تغييراتي در شكل هندسي بشقاب پرنده‌ها و استفاده از ميادين الكترومغناطيسي و حباب ضد گرانشي و .... ميتوانند بر بيشتر مشكلات چيره شوند و به سرعتهاي بسيار زياد و باور نكردني دست يابند . اصولا سرعت حركت نور در كيهان سرعت بسيار كندي به نظر ميرسد و با سرعت نور نمي توان در كيهان جا به جا شد و سفر در كيهان نياز به سرعتهاي بسيار بيشتر از سرعت نور دارد كه البته دسترسي به آن مقدور است و قوانين نسبيت نمي توانند هيچگونه محدوديتي اعمال كنند . شواهدي وجود دارد كه يوفوها سفاين فضايي مادر هم دارند كه در سفرهاي طولاني از آنها استفاده مي‌كنند .

به بيان ديگر همانطور كه مي‌دانيم ميدان‌هاي الكتريكي و مغناطيسي دو قطبي هستند ( مثبت و منفي ، N و S ) . قطب‌هاي همنام همديگر را دفع ولي قطب‌هاي غير همنام يكديگر را جذب مي‌كنند . اگر ما گرانش را يك ميدان فرض كنيم ، آن تك قطبي است و جالب است كه قطب‌هاي همنام همديگر را جذب مي‌كند . چنين تصور ميشود كه ميدان گرانشي كه ما شناخته‌ايم قطب دومي هم دارد كه ميبايست اين دو قطب غير همنام همديگر را دفع كنند ، يعني برعكس حالت قبلي مربوط به ميدان الكتريكي يا مغناطيسي . به طور مثال :

 

 

F نيروي جاذبه ، G ثابت جهاني گرانش ، M1  M2  دو جرم از نوع مثبت و  r  فاصله مابين مركز آن دو است . اينك يكي از اجرام  ميبايست منفي شود تا نيروي جاذبه به دافعه ( ضد جاذبه ) تبديل شود يعني :

 

 

اينك اين جرم منفي را وارد معادله هم ارزي جرم و انرژي نسبيت مي‌كنيم ، مسلما حاصل كار انرژي منفي خواهد بود .

 

يعني اگر ما بتوانيم ميدان گرانش جسمي را صفر كنيم ، جرم آن مثل فوتون فرضي صفر ميشود و با كوچكترين انرژي ميتوان سرعت آن را به سرعت نور رساند ، ولي اگر ميدان گرانش آن را منفي كنيم ، جسم از طرف ميدان گرانش مثبت اجرام سماوي مثل زمين و خورشيد پرتاب ميشود ، آنهم بدون صرف هيچگونه انرژي ، و سرعت آن ميتواند به بينهايت هم برسد . اين پديده واقعا در بشقاب پرنده‌ها ديده شده است ، شتاب ثقل 600 كيلومتر بر مجذور ثانيه البته تا جايي كه رادارهاي زميني توان اندازه گيري داشته‌اند . جهت درك مفهوم انرژی منفی به مبحث وارونگي ميادين الكتريكي ، توجيهي جديد براي توليد زوج الكترون - پوزيترون ، بر خلاف انتظار ما ، ماده - پاد ماده يكديگر را نابود نمي‌كنند مراجعه نمایید . چنين تصور ميشود كه اين نيرو باعث شتاب در انبساط عالم ميشود كه آن را با تعاريف ديگري انرژي تاريك ناميده‌اند و ماهيت آن فعلا براي فيزيكدانان مبهم و ناشناخته است .

 

 

m جرم جسم در حال حركت ، m0 جرم سكون جسم ، v سرعت جسم و c سرعت نور است . آنچه كه اتفاق مي‌افتد اين است كه با رسيدن به سرعت نور جرم به طرف منهاي بينهايت ميل مي‌كند و نيروي دافعه نيز بينهايت خواهد شد يعني :

 

يعني بشقاب پرنده‌ها در عرض چند ثانيه از ميدان گرانش منظومه شمسي و در عرض چند دقيقه از ميدان گرانش كهكشان راه شيري به بيرون پرتاب ميشوند .

در مبحث افزايش سرعت و افزايش توان راكتور شتاب دهنده فضاپيما توضیحات بیشتری ارایه میشود .

 

 

 

تخليه الكتريكي پيرامون بشقاب پرنده‌ها :

 

 

عكس شماره يك ، ابر نو اختري را نشان ميدهد كه مدتها پيش منفجر شده است ، همانطور كه قبلا اشاره كرديم علت نوراني شدن گازها ، ميدان الكتريكي قوي پيرامون جرم نوتروني است ، همين وضعيت ميتواند براي بشقاب پرنده‌ها نيز روي دهد ، عكس شماره 2 - بشقاب پرنده در حال سكون بر فراز شهر است ، عكس شماره 3 - بشقاب پرنده در حال ايجاد هاله الكترومغناطيسي است 4 - تشديد ميدان الكترومغناطيسي توام با يونيزه شدن شديد هواي پيرامون و پرتاب بشقاب پرنده با شتاب خيلي زياد .

 

 

تصوير فوق عكسهايي از بشقاب پرنده‌هاست كه در تاريكي شب گرفته شده‌اند .

 

 

همانطور كه ميدانيم رابطه نزديكي مابين طوفانهاي مغناطيسي خورشيد و شفق قطبي وجود دارد براي اينكه طوفانهاي مغناطيسي خورشيد ميتوانند در اتمسفر سياره زمين القا شده و ميادين الكتريكي بوجود آورند كه اين پديده باعث تخليه الكتريكي و يونيزه شدن و نور افكني گازها ميشود كه در پيرامون بشقاب پرنده‌ها نيز همين روي داد اتفاق مي‌افتد . در حقيقت بشقاب پرنده‌ها در خلاء خارج از سياره زمين نور افكني از خود ندارند و فقط در هنگام ورود به اتمسفر سياره زمين از خود نور ساطع ميكنند .  مبحث ( طرز تشكيل شفق قطبي )

 

 

 

 

 

 

 

شناسايي اشيا پرنده :

اشيا پرنده ساخته شده توسط انسانها همگي ساختار ايروديناميك دارند ، يعني شبيه پرندگان و حشرات پرنده نظير سنجاقك هستند و نشانه‌هايي از بال و دم در آنها مشهود است ، ولي شكل هندسي اشيا پرنده ساخته شده توسط سرنشينان يوفوها فاقد حالت ايروديناميك بوده ، شكل هندسي آنها اكثرا مدور و به حالت قرينه مي‌باشد و با نور شديد در شب همراهند كه در رادارها نيز چند برابر بزرگتر از اندازه واقعي ديده ميشوند و اين نشانه بزرگي ميدان الكترومغناطيسي و ضد گرانشي پيرامون آنهاست ، در حالي كه اشيا پرنده جنگي مربوط به انسانها اكثرا بدون توليد نور و  رادار گريز طراحي ميشوند و بيشتر پروازهاي شبانه دارند ، بشقاب پرنده‌ها در حال پرواز صدا ايجاد نمي كنند ولي هواپيماهاي ملخ دار و جت ها ، صدايي مخصوص به خود دارند . هرگونه تهاجم بشري و تير اندازي با گلوله و موشك حتي تابش اشعه ليزر به بشقاب پرنده‌ها بي فايده است . البته آنها شرايط رواني انسانها را خوب درك كرده و در صورت گشوده شدن آتش ، واكنشهاي دفاعي دارند و از درگيري اجتناب مي كنند . و اين عمل انسانها را ناديده طلقي كرده و خون سردي خود را حفظ مي كنند . و شايد اين درگيري مختصر براي آنها جنبه شوخي و سرگرمي يا قدرت نمايي هم داشته باشد . همانطور كه انسانها همواره تجهيزات نظامي خود را آزمايش مي كنند ، يوفوها نيز توانايي هاي خود را محك ميزنند ، شواهدي وجود دارد كه آنها همواره در مانورهاي نظامي و آزمايش تسليحات جنگي انسانها شركت داشته و مداخله هم ميكنند ، آنها توانايي كاملي جهت كنترل جنگ افزارهاي انساني را دارند .  و چنين به نظر ميرسد كه در صورت بروز جنگ هسته‌اي گسترده‌اي ، قادر به كنترل جنگ بوده و مانع آسيبهاي بيولوژيك در سياره زمين خواهند شد .

 

 

تصاويري كه در كادر قرمز رنگ قرار گرفته‌اند جزو وسايل نقليه يوفوها طبقه بندي نمي شوند و به احتمال زياد مربوط به تحقيقات سري صنايع هوا و فضاي انسانها ميشود كه تصادفا مشاهده و اشتباها در وسايل نقليه يوفوها طبقه بندي شده است .

 

 

 

قرمز گرايي و سرعت كهكشانها و بشقاب پرنده‌ها :

همانطور كه ميدانيم كهكشانهايي كه با سرعت از ما دور ميشوند نور ارسالي از آنها به طرف ما به طيف قرمز تمايل پيدا ميكند و از اينرو ميتوان سرعت آنها را محاسبه كرد . اگر سرعت اين كهكشانها به صورت فزاينده‌اي افزايش يابد يعني چيزي نزديك به سرعت نور شود ، نور ارسالي از جانب آنها به سوي ما از محدوده نور مريي خارج و به طرف امواج راديويي تمايل پيدا ميكند كه فقط قابل رديابي توسط گيرنده هاي مايكروويو و راديو تلسكوپ‌هاست . اينك اين سوال مطرح ميشود كه اگر سرعت آنها فراتر از سرعت نور شود ، چه اتفاقي براي نور ارسالي آنها خواهد افتاد ؟

مسلما طول موج نور در اين حالت بخصوص آنقدر كش خواهد آمد تا تقريبا فركانس و تواتر آن به صفر ميل كند و ديگر قابليت شناسايي را نخواهد داشت . در حقيقت خيلي از چيزها منجمله بعضي از كهكشانها و بشقاب پرنده‌ها بالاتر از سرعت نور حركت ميكنند كه قابل رديابي توسط امواج الكترومغناطيسي نمي باشند و چنين به نظر ميرسد كه سرعتي بالاتر از سرعت نور در عالم وجود ندارد چون چيزي كه با سرعت بيشتر از نور حركت كند ديده نمي شود ، چه با چشم و تلسكوپ نوري و چه با راديو تلسكوپ و يا گيرنده مايكروويو .  به طور كلي بشقاب پرنده‌ها يك نوع پيكو كهكشان آزاد محسوب ميشوند .

 

 

چه استنباطي در مورد ساختار اولیه فيزيكي بشقاب پرنده‌ها مي توان داشت ؟

 

 

انديشه و ذهنيت فعلي ما ميتواند چنين باشد كه ؛

1- عكس بالا سمت چپ ، عكس گرفته شده از يك بشقاب پرنده در آسمان است 2 - تصوير بالا سمت راست شبيه سازي همان عكس به صورت سه بعدي ميباشد 3 - تصوير پايين نماي برش خورده از همان مدل ماست كه ديسك گرداني را با سرعت متغير و قابل كنترل در پايين آن در نظر مي گيريم ، همانطور كه گفته شد اين ديسك گرانش منفي يا جاذبه متضاد توليد مي كند و ميتواند در دو جهت دوران داشته باشد .

در مركز بشقاب پرنده گوي فلزي چرخاني با بار الكتريكي قوي ، همانند هسته عناصر در نظر مي گيريم كه ممكن است اين گوي و ديسك باهم ادغام شوند . اين گوي نيز ميتواند در دو جهت دوران داشته باشد و ميتواند هم بار الكتريكي منفي داشته باشد و هم بار مثبت . بدنه فلزي بشقاب پرنده هم ميتواند يا بار الكتريكي منفي داشته باشد و يا بار الكتريكي مثبت . اينك با در نظر گرفتن اين گزينه‌هاي متعدد ميتوان بيشتر از شش حالت ممكن فيزيكي براي يك بشقاب پرنده در نظر گرفت كه آن را قادر ميسازد در شش جهت جلو و عقب ، راست و چپ ، بالا و پايين حركت و شتاب داشته باشد . مارپيچ قرمز رنگ ميدان الكتريكي و مارپيچ سبز ميدان گرانش منفي و منحني هاي آبي رنگ بيانگر ميدان مغناطيسي يا مغناطيسي متضاد است .  نكته جالب اينجاست كه چگالي بار الكتريكي در لبه‌ها و قسمت‌هاي برجسته بشقاب پرنده فوق‌العاده زياد است و اين قسمتها بيشتر از مناطق ديگر در اتمسفر سياره زمين نور منتشر مي كنند و درخشان ديده ميشوند ، چيزي كه ما آن را هاله ميدان الكتريكي مي‌ناميم كه به همراه ميدان گرانشي منفي ، قدرت انحنا حتي برش ميدان مغناطيسي يا مغناطيسي متضاد را دارد .  همانطور كه از شكل فوق بر مي آيد جا براي استقرار سرنشين يا سرنشينان براي هدايت بشقاب پرنده به حد كافي وجود دارد . 

 

 

آيا بشقاب پرنده‌ها واقعيت داشته و ماهيت فيزيكي دارند ؟

اولا حكايت بشقاب پرنده‌ها حكايت چوپان دروغگو است ، براي اينكه عده‌اي آنقدر دروغ و قصه موهوم تحويل مردم داده‌اند كه اكثر انسانها حاضر به قبول واقعيتها در مورد بشقاب پرنده‌ها نيستند و با شك و ترديد به موضوع مي‌نگرند ، دوما وجود و عدم وجود بشقاب پرنده‌ها در زندگي بيشتر مردم عادي بي‌تاثير است و آنها لزومي جهت توجه به اين موضوع را ندارند مگر براي سرگرمي آنهم در برنامه‌هاي تلويزيوني و سينما و يا بازي هاي كامپيوتري و .... ، براي اينكه انسانها از مواد غذايي تغذيه مي‌كنند نه از بشقاب پرنده‌ها و لزومي هم ندارد كه با مردم عادي در اينچنين مواردي گفتگو و بحث كرد براي اينكه آنها هيچ علاقه‌اي هم به اينچنين موضوعاتي ندارند زيرا تا حد كافي در زندگي خود مشكلات دارند و اين ضرب‌المثل قديمي كه " به فكر نان باش كه خربزه آب است " ، ولي دانستن اين موضوعات براي بعضي از اشخاص منجمله خلبانان و فرماندهانشان و مسئولان كنترل پرواز و همچنين فضا نوردان مسئله‌اي حياتي است كه در اين رابطه آنها آموزشهاي محرمانه‌اي را پشت سر مي‌گذارند براي اينكه آشكار شدن بعضي از حقايق ميتواند پيامدهايي را در جامعه به دنبال داشته باشد كه براي اكثر حكومتها و دولتها خوش آيند نيست منجمله ترس و وحشت ناشی از درگیری یا حمله آنها ، سوما عده‌اي از انسانها خود را عقل كل و برترين و هوشمندترين موجودات هستي ميدانند كه وجود بشقاب پرنده‌ها را با ماهيت واقعي خودشان در تناقض مي‌يابند و همواره سعي در انكار اين پديده‌ها را دارند و در كل اين موضوع بيشتر به سياستمداران مربوط ميشود تا محققين و دانشمندان ، براي اينكه فعلا گرانش سياره زمين بزرگترين مانع براي سفرهاي فضايي انسانها است و اين موضوع توسط فيزيكدانان كاملا قابل درك و احساس است و آنها از حقايق باخبر هستند ، چهارما بعضي حكومتها و قدرتها خود را قوي‌ترين موجودات هستي ميدانند و با آشكار شدن توانايي هاي بشقاب پرنده‌ها و سرنشينانشان ، اعتبار آنها لكه دار ميشود و سعي ميكنند هميشه تحقيقات و شواهد در اين مورد را مخفي و محرمانه نگه دارند و اگر موضوعي دستگيرشان شد صرفا خودشان بهره بردار باشند نه ديگران ، اينگونه مطالب فوق سري محسوب ميشود و در حيطه دستگاه‌هاي امنيتي طبقه بندي ميشود ، البته ما بايد به اين موضوع بخصوص فقط از ديد علمي بنگريم براي اينكه شناخت پديده‌هاي فيزيكي ، ميتواند كمك شاياني در پيشبرد آگاهي‌ها و دانش بشري داشته و صد البته تاثيرات مهمي در نحوه زندگي انسانها دارد و دير يا زود حقايق آشكار ميشوند و شايد زماني فرا رسد كه انسانها مجبور باشند با سرنشينان بشقاب پرنده‌ها همزيستي مسالمت آميزي داشته باشند . چنين به نظر ميرسد كه آنها با انسانها در مورد اكوسيستم سياره زمين شراكت دارند  براي اينكه آنها بعد از جنگ جهاني دوم و اولين انفجار هسته‌اي ، بيشتر مشاهده شده و بيشتر از همه با انسانها بر سر مسئله آلودگي محيط زيست درگير شده‌اند و شايد انسانها در حال وارد كردن بزرگترين صدمه و لطمه به ادامه نسل و تداوم حيات آنها هستند و خود انسانها از اين موضوع غافلند كه در راه نابودي خود نيز قدم بر مي‌دارند و چنين به نظر ميرسد كه انسانها كبوتراني هستند كه در آشيانه عقابها تخم گذاشته‌اند . آنها نسبت به دو فعل انسانها همواره حساسيت خاصي دارند 1- تحقيقات و فعاليتهاي هوا - فضا 2- تحقيقات و فعاليتهاي هسته‌اي ، و بيشتر از همه جا در اين دو مكان يعني جايي كه تحقيقات و فعاليتهاي هوا - فضا و تحقيقات و فعاليتهاي هسته‌اي انجام ميشود ، حضور دارند . جالب است بدانيم كه تنها كشورها و حكومتها براي يكديگر در تحقيقات و فعاليتهاي هوا - فضا و هسته‌اي مشكل و محدوديت ايجاد نمي‌كنند بلكه در كل بشقاب پرنده‌ها و سرنشينانشان بزرگترين مانع سر راه انسانها هستند و چنين به نظر ميرسد كه آنها هرگز نخواهند گذاشت تا پاي انسان به فضا گشوده شده و انسانها بر كيهان مستولي شوند . بهترين راه براي انسانها در اين مورد بخصوص ، واقع گرا بودن و مواجه شدن با حقايق از راه و شيوه عقلاني درست و علمي است چرا كه انسانها با موجودات فوق‌العاده باهوشي سرو كار دارند و صد البته اتخاذ شيوه‌هاي نادرست ميتواند براي انسانها بسيار مخاطره آميز باشد يعني شروع جنگي كه از روز قبل شروع آن ، انسانها شكست خورده ميدان هستند و در نهايت صدمه‌اي به چوپان دروغگو وارد نمي شود و اين گوسفندان هستند كه طعمه گرگها ميشوند .  

موضوع جالبتر اين است كه انسانها در بيشتر موارد توانايي درك و توجيه پديده‌هاي فيزيكي مشاهده شده از يوفوها را ندارند و بنابه اين اصل به اين نتيجه ميرسند كه آنها وجود ندارند و صرفا زاييده خيال و توهم هستند براي اينكه ممكن نيستند . شايد اين مسئله به نوعي واكنش دفاعي شخص در مقابل جنون و براي بقاي هوش و عقل لازم باشد . اگر در آينده وجود يوفوها براي بشريت مسلم و اثبات شود ، آن روز ، روز تنزل انسان از مقام موجود فوق هوشمند و با شعور به مقامي با هوش و شعور متوسط است و به خاطر همين مسئله ،‌ تحقق موجوديت آنها براي بشريت زياد خوش‌آيند نيست .

 

سخن آخر اينكه سعي ميشود مطالب اين مبحث جنبه فيزيكي داشته باشد نه سياسي ، اجتماعي و ...... كه در نهايت ميتوانيم نتيجه بگيريم كه با شناخت ساختار فيزيكي كهكشانها ميتوان به ساختار فيزيكي بشقاب پرنده‌ها پي‌برد و بر عكس اين موضوع نيز ممكن است . البته اقدام به ساختن بشقاب پرنده توسط انسان ميتواند بسيار خطرناك باشد ، مثل اين است كه كسي سرش را وارد كندوي عسل كند ، در اين مورد بخصوص هجوم و حمله يوفوها چنين به نظر ميرسد كه گروهي و دسته جمعي باشد ، يعني آنها مثل ملخها لشكر كشي مي‌كنند و آسمان منطقه را آكنده از بشقاب پرنده مي‌كنند .

 

 

 

همانطور كه اشاره شد شواهد نشان داده است كه يوفوها تمايل چنداني به تحقيقات هوا - فضا و هسته‌اي انسانها ندارند و همواره انسانها را تحت نظر گرفته و در بعضي از موارد اقدام به سرقت اشخاص و وسايل و خراب كاري در تجهيزات هم كرده‌اند . خيلي از كساني كه در اين رابطه مشغول تحقيقات بوده و به نتايجي هم رسيده‌اند ، ناگهان ناپديد و مفقودالاثر شده‌اند كه تا به امروز كاملا مشخص نشده است كه انسانها در اين كار دست داشته‌اند يا يوفوها . و صد البته كه فعلا چيز مهمي دستگير ما نشده است تا خطري مواجه ما باشد و انشا الله خطري هم شما را تهديد نمي‌كند براي اينكه كنجكاوي ، مطالعه و برسي علمي جرم و خطا محسوب نمي‌شود و همه اين موضوع را مي‌دانند حتي خود يوفوها و مسئله مهم استفاده از علم و دانش در راه درست و سالم است و شايد از راه شناخت ساختار كهكشانها و بشقاب پرنده‌ها بتوان به غائله بحران انرژي و آلودگي محيط زيست در ميان انسانها خاتمه داد و در نهايت خود يوفوها وارد معامله شوند ، چرا كه شناخت اين پديده تنها جنبه ساختن تجهيزات جنگي  ندارد و صد در صد موضوعي كاملا علمي و فيزيكي است . 

آلبوم عكس سرنشينان UFO's

آلبوم عكس بشقاب پرنده‌ها

http://www.ki2100.com/physics/ufo.htm:منبع

6اختراع خطرناك بشر

ما در عصری زندگی می‌کنیم که هر روز خبری از یک اختراع یا اکتشاف مهم می‌شنویم و همگی این اختراعات برای مقاصد بشردوستانه و تامین رفاه بیشتر طراحی شده‌اند اما باید از روزی ترسید که این اختراعات در مسیر غلط به کار گرفته شوند. امیدواریم این یادداشت باعث ترس شما نشود: بدیهی است اگر بشر نتواند روی این دستاوردهای علمی خود قواعد و قوانین محدود کننده برعلیه ملل دیگر و خود بشریت قرار دهد و اگر نتواند آنها را درست مدیریت کند ممکن است همین دستاوردهای بقای نسلهای آینده را به مخاطره بیندازد.

اختراعی که باید از آنها ترسید! 1. بمب اتم
نخستین بمب اتمی، بمبی پلوتونیومی (از نوع شکافتی) بود و در سال ۱۹۴۵میلادی در جریان جنگ جهانی دوم در آمریکا ساخته و در شانزدهم ژوئیهٔ ۱۹۴۵میلادی و در صحرای "آلاموگوردو" در "نیومکزیکو" آمریکا آزمایش شد. آمریکا تنها کشوری است که از بمب اتمی (شکافتی‌-‌ اورانیومی) در هیروشیما و (شکافتی‌– پلوتونیومی) در ناکازاگی استفاده نظامی کرده است. شوروی نیز به عنوان ابرقدرت شرق در سال ۱۹۴۹ دارای بمب اتمی شد. همیشه ترس ار بمب اتمی گریبانگیر بشر بوده و جنگ سرد بین دولت‌ها بر سر این بمب ادامه دارد که همگی امیدواریم این سلاح از روی زمین محو شود.

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org


2. ربات

ربات یا روبوت دستگاهی مکانیکی برای انجام وظایف گوناگون است. یک ماشین که می‌تواند برای عمل به دستورات گوناگون برنامه‌ریزی شود و یا یک سری کارهای ویژه انجام دهد. به ویژه آن دسته از کارها که فراتر از توانایی‌های طبیعی و سرشتی بشر باشند. ما حتی روبات باعواطف نیز داریم اما این نکته قابل ذکر است که تعداد ربات‌ها از تعداد نوع انسان بسیار کمتر است ولی‌ باید از روزی نگران بود که ‌ربات‌ها بیشتر از نوع بشر شوند. فیلم‌های "ماتریکس" و "نابودگر" را به یاد آورید سینما اگرچه یک نشانه است اما همیشه خطر جنگ با روبات‌ها را یادآوری کرده است.

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org


3. مهندسی ژنتیک

مهندسی ژنتیک، به مجموعه روش‌هایی گفته می‌شود که به منظور جداسازی، خالص‌سازی، وارد کردن و بیان یک ژن خاص در یک میزبان بکار می‌روند و نهایتا منجر به بروز یک صفت خاص و یا تولید محصول مورد نظر در جاندار میزبان می‌شود. این علم ترسناک که قابلیت تلفیق ژن‌های مختلف و تولید انواع موجودات عجیب و غریب را نیز دارد ممکن است سربازان شکست‌ناپذیر و مورچه‌های عظیم الجثه را تولید کند.

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org


4. بیوتکنولوژی (زیست فناوری)

زیست‎فناوری را در یک تعریف کلی به کارگیری اندامگان یا ارگانیسم یا فرایندهای زیستی در صنایع تولیدی یا خدماتی دانسته‌اند و فنونی که از موجودات زنده برای ساخت یا تغییر محصولات، ارتقا کیفی گیاهان یا حیوانات و تغییر صفات میکروارگانیسم‎ها برای کاربردهای ویژه استفاده می‌کند. همگان خاطره ذرت‌های بیوتکنولوژی را به خاطر دارند که موجب چه فاجعه‌ای در آمریکا و مرگ صدها نفر شد.

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org


5. شتاب دهنده ذرات

دستگاهی است که در آن ذرّات باردار (مانند: ذرات بنیادی، هسته اتم‌ها یا اتم‌های یونیزه شده، مولکول‌ها یا قسمت‌های مولکول) به وسیله میدان‌های الکتریکی یا مغناطیسی تا سرعت‌های بسیار زیادی شتاب‌داده می‌شوند. به طوری که سرعت بسیاری از آنها، حتی تا نزدیکی‌های سرعت نور می‌رسد. انرژی جنبشی ذره در این حالت به این ترتیب، به اندازه چندین برابر انرژی در حال سکون آن می‌باشد. این فناوری یکی از منابع انرژی در جهان آینده خواهد بود. تا اینجای کار خوب است اما اگر این انرژی از کنترل خارج شود می‌تواند موجب خسران بزرگی شود.

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org


6. فناوری نانو

در واقع نانوفناوری فهم و به کارگیری خواص جدیدی از مواد و سیستم‌هایی در این ابعاد است که اثرات فیزیکی جدیدی، عمدتا متاثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک، از خود نشان می‌دهند.
فناوری نانو کاربردهای گسترده‌ای در دانش‌های گوناگون دارد که از موارد مهم آن می‌توان به کاربردهایش در پزشکی برای ساخت داروهای بدون اثرهای جانبی اشاره کرد که تنها بر یک بافت ویژه تاثیر می‌گذارند. از انواع کاربردها می‌توان در ساخت نانو جوراب‌ها، نانو لوله‌های کربنی و … اشاره کرد و اگر این تکنولوژی در خدمت تولید یک دارو و یا ویروس سیاه بر ضد بشریت به کار گرفته شود باید واقعا از این اختراع ترسید.

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی 
پرشین استار | www.Persian-Star.org


برگرفته از : موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران

پشت پرده غذاي مكدونالد

پشت پرده تهیه یكی از غذاهای مک دونالد! (+12)

غذایی به نامFoie Gras به معنی جگر چرب غذای تجملی و گران قیمتی است که منشاء آن فرانسه است و در رستورانهایی چون مک دونالد و کی اف سی سرو می شود.

برای تهیه این غذا مرغابی و غازها را مجبور می کنند مقدار زیادی چربی بخورند تا بیش از اندازه چاق شوند و به بیماری جگر چرب مبتلا شوند..پرندگان مجبور می شوند مقدار زیادی روغن و غذای چرب بخورند حتی اگر میلی به خوردنآن نداشته باشند



یک لوله فلزی از گلوی حیوان به داخل معده وارد می کنند و به حیوان غذا می خورانند تا حدی که جگر آنها بزرگ و بزرگتر شود؛



سپس آنها را درون قفس های بسیار کوچک قرار می دهند و آنها را مجبور می کنند که در یک حالت ثابت و بدون حرکت بایستند تا انرژی مصرف نکنند.



خوب نگاه کنید. می توانید غم را در چشمهای او ببینید؟


پاهای آنها در اثر ایستادن های ثابت و طولانی مدت ورم می کند. و نمی توانند بخوابند. و البته نیازی هم به خواب نیست چون دوباره مجبور هستند غذا بخورند.

آنها سعی می کنند از جان خود دفاع کنند، اما این تلاش هم بی فایده است.

آنها را مجبور به خوردن می کنند تا جایی که بمیرند و یا بدن آنها نتواند این مقدار غذا را تحمل کنند

همانطور که می بینید غذا از دهان حیوان بیرون زده



آنهایی زنده می‌مانند، بیمار می شوند و از مخرج آنها هنگام دفع مدفوع خون جاری می شود



آنها نه تنها از ناحیه دهان و گلو دچار جراحت می شوند، بلکه تمام مدت زندگی غم انگیز خود از دل درد و ورم و درد پا عذاب می کشند.

نه خوابی دارند و نه حرکت و جنب و جوشی، که مطابق غریزه خود و مطابق آزادی و زندگی که خداوند به آنها داده بتوانند آسمان را ببینند ، روی زمین راه بروند و در آب شنا کنند.

در عکس زیر می توانید جگر چرب را در مقایسه با جگر معمولی حیوان ببینید:

شيطان پرستي







شیطان پرستی

 فرقه‌ها و گروه‌هاي جديد در کنار اديان بزرگ مطرح شده‌اند که برخوردها و مواجه‌اي گوناگوني از سوي دولت‌ها و مراکز ديني و مردم با آن‌ها صورت گرفته است. برخي از اين فرقه‌ها و گروها با دعوت به معنويت، وعده هاي دلچسبي از ملاقات با خدا، تجربه مکاشفه عرفاني، کسب آرامش فکري و روحي، درک بي واسط خدا در درون، ورود به عوامل معنوي، جهاني سرشار از عشق و صلح و دوستي و... را به پيرو راه خويش مي‌دهند و با برنامه ريزي منظم و به راه انداختن کلاس‌ها و دوره‌هاي آموزشي و استفاده از موسيقي و حتي برپايي اردوها و مسافرت‌هاي خارجي و ديدار با استادان معنوي، پيروان خود را براي ادامه اين طريق، دلگرم و اميدوار نگه داشته و مرموز و آرام، اصولي همچون اعتقاد به تناسخ و بازپيدايي و خود محوري و... را القاء کرده و بدون اينکه تعصب و حساسيت فرد را تحريک نمايند او را به صورت نامحسوس نسبت به اصول و اعتقادات خويش سست مي‌کنند، عقايد خود را به او القا نموده  وخط فکري او را تغيير دهند.
برخي با شکستن هنجارهاي تعريف شده اجتماعي و دعوت به چارچوب شکني اخلاقي و تجربه کسب لذت‌هاي جنسي نامشروع، استفاده از انواع مشروبات الکلي، مواد مخدر، لباس، آرايش، موسيقي‌هاي محرک، خودپرستي و خود محوري و حتي با ترويج خشونت و جنايت و به اصطلاح کسب انرژي از اين مظاهر جادويي و شيطاني، مي‌توانند براي آن دسته از جوانان هنجار‌گريزي که عموما مبتلا به
افسردگي‌ها و ناراحتي‌هاي رواني و خلاء‌هاي فکري و تنهايي و پوچي و از خود بيگانگي‌اند، تا حدودي علاقه ايجاد کنند  و براي مدتي سبب تخدير وفراموشي بيشتر و در نهايت باعث تخريب روح و جسم و انديشه آن‌ها گردند.
با توجه به اينکه فرهنگ ايراني، فرهنگ ديني بوده و توجه به معنويت هم ازشاخصه‌هاي اين فرهنگ مي‌باشد و از طرفي با توجه به عصر انفجار اطلاعات ودسترسي سريع جهاني به اطلاعات، فرقه‌ها و گروه‌هاي جديد به زبان فارسي براي مبارزه  همه جانبه با اسلام تبليغات وسيع و همه جانبه خود را در
ايران شروع کرده‌اند اين قبيل گروه‌ها را از آن جهت که:
1- ماهيت ضد ديني دارند،
2- عملکرد آن‌ها مستقيماً اصول، عقايد و باورهاي مردم را نشانه گرفته است،
3- اثرات فعاليت آن‌ها تدريجي و نامحسوس است،
4- فعاليت آن‌ها ممکن است در تضاد با نظم و امنيت اجتماعي باشد،
5- اين گروه‌ها مروج خشونت ، ناسازگاري، هرج و مرج ،روابط نادرست، مصرف مشروبات الکلي، مواد مخدر و... در جامعه هستند.
6-زمينه رشد خرده فرهنگ‌ها در جامعه را فراهم و بدين ترتيب بر افزايش تعارض در جامعه مي‌افزايند.شايسته توجه و بررسي بيشتر هستند.
در اين مختصر، کوشش شده است تصوير بهتري نسبت به يکي از گروها (شيطان پرستان) ارائه گردد تا از اين رهگذر شناخت بهتري در مورد گروه مذکور حاصل شود.

تاريخچه مختصر شيطان پرستي:
سال‌ها پس از رنسانس را مي‌توان به سال‌هاي افسار گسيختگي جهان غرب درتمامي ابعاد فردي، اجتماعي و جنبه‌هاي متعدد روابط انساني توصيف كرد. پس از برداشته شدن يوغ تعاليم متعصب  كليساي كاتوليك از گردن انسان غربي،چند كنش مهم فكري و فلسفي شكل گرفت كه از جمله آن‌ها، رويكردهاي متفاوت به مساله انسان و روابط او با خداست كه زمينه‌هاي شكل گيري بسياري از جريان‌هاي فلسفي را فراهم آورد. قرن‌ها بعد يعني در سال‌هاي آغازين قرن بيستم برخي عناصر فاسد‌الاخلاق با اتكا به گرايش‌ها و نظريات توراتي و پروتستاني به طور مخفيانه جريان شيطان پرستي را با ويژگي‌هايي همچون گناه گرايي، قتل، تجاوزات جنسي، نابود كردن اصول اخلاقي، بي‌توجهي به مسائل توحيدي و ... پايه‌گذاري كردند. اگر چه فطرت خداجوي انساني عاملي بازدارنده در تمايل يافتن تعداد زيادي از افراد به اين جريان شده، ولي استفاده از موسيقي‌هاي جذاب و متنوع، انجام اعمال خارق‌العاده و دور از ذهن، تهي شدن انسان غربي و عصر جديد از معنويت و اتصال به منبع فيض، موجبات گرايش افراد اندكي را به اين گروه‌ها فراهم آورد. نكته‌ي حائز اهميت آن است كه با وجود عدم استقبال عمومي از عضويت در گروه‌هاي شيطان پرستي، آموزه‌ها و تعاليم گمراه كننده‌اي توسط ايشان و به وسيله ابزار‌هايي كه از سوي قدرت‌هاي بزرگ سياسي در اختيارشان قرار گرفته، منتشر شده و مي‌شوند. سال 1960 را ميتوان به طور جدي آغاز دوره جديد حيات و فعاليت شيطان پرستان در آمريكا دانست. سپس در اواخر قرن نوزدهم بعضي اشراف انگلستان كه عضو گروه فراماسونري بودند به رهبري "سر فرانسيس داشود"، گروه شيطان‌پرستان به نام "باشگاه آتش جهنم" را در شهر لندن
تأسيس نمودند. از آن زمان، شهر لندن مركز شيطان‌پرستان در اروپا گرديد و به تبع آن اين جريان انحرافي به اكثر كشورها تسري يافت. بر اين نكته هم بايد تاكيد كرد كه در سده‌هاي اخير، فرقه سازي و ايجاد تفرقه در سرزمين اسلام و در ميان مسلمين، يكي از روش‌هاي استعماري بوده و بويژه از سوي دولت انگليس، در دستور كار قرار داشته است كه ظهور بهائيت و تقويت بهائيت نمونه‌هايي از اين جريان فرقه سازي استعماري است.

شيطان پرستي در ايران


در ايران هم با تأسي از فرهنگ مبتذل غرب، "شيطان پرستي" رواج يافت. شيطان پرستي جديد با شيطان پرستي که در ناحيه غربي کشور و در شهرهاي غرب و جنوب غرب وجود دارد متفاوت است. اين قبايل شيطان را به عنوان "ملک طاووس" شناخته و از روي ترس او را تکريم مي‌کنند. شيطان پرستي جديد با مفهومي که پيشتر ارائه شد و با استفاده از ابزارهاي تبليغاتي جديد و دنياي مجازي،
به طور برق آسا در سراسر جهان و ايران در حال رخنه و القا تفکرات خود مي‌باشد.
توماس فرمن تحليل‌گر سياسي آمريکا مي‌گويد که جنگ با اين دشمن (اسلام) با ارتش ممکن نيست بلکه بايد در مدارس، معابد و ...  به رويارويي با آن پرداخت. با اين عقيده و تفکر، اسرائيل با حمايت همه جانبه آمريکا و انگليس در همه کشورها، خاصه کشورهاي اسلامي به رواج شيطان پرستي
مشغول‌اند.
تبليغ و ترويج فرهنگ بي بند و باري، خوشگذراني، لذت جويي، خودخواهي، انتقام جويي، مخالفت با همه قوانين و اديان و هنجارهاي اجتماعي همه و همه نشان از تفكرات و اصول شيطان پرستي است. افرادي که با فلسفه شيطان پرستي آشنايي دارند تعداد محدودي هستند و ليکن همين تعداد هم توانسته اند با ابزارهاي تبليغاتي خود مثل موسيقي راک و متال و ... در بين جوانان نفوذ کرده و آن‌ها را جذب خود نمايند مهمترين ابزار شيطان پرستان براي تبليغ،را شايد بتوان اينترنت و ماهواره دانست. مسئله مهم ديگر اينکه بيشتر افرادي که در جامعه  با لباس و آرايش مو و صورت و تيپ شيطان پرستي هستند،اصلاً با اين گروه آشنا نيستند و فلسفه‌ي آن را نمي‌دانند بلکه به تبعيت از مد و مد‌گرايي و تقليد از شوها و هنرمندان خارجي و حتي دوستان خود اقدام به مشابه ساختن ظاهر خود با آن‌ها مي‌کنند. اما اين تقليد کورکورانه و بدون فهم فلسفه شيطان پرستي نيز باعث شده در زمان کوتاهي اين فرهنگ در جامعه ما ريشه بدواند و پس از گذشت چندسال شاهد تغيير کلي در اعمال و رفتار و آداب اجتماعي جوانانمان باشيم. گاهي هم ميل به خودنمايي، انتقام جويي، لذت جويي، خودمختاري و ... به طور کلي نامناسب بودن و عدم کارايي کوشش‌هاي والدين و مدارس و رسانه‌ها در جهت جامعه‌پذير کردن و کنترل جوانان، فرهنگ جواني و روحيه کنجکاوي جوانان، تأثير فزاينده گروه‌هاي همسال و بعضا گروه‌هاي همسال بزهکار، فقدان منزلت اجتماعي روشن و مناسب براي جوانان، ابهام هويت و نامطمئن بودن پايگاه اجتماعي آن‌ها مي‌تواند زمينه ساز گرايش جوان به رفتار بزهکارانه و گرايش به اين گروه‌ها باشد.

شیطان پرستی
پوشيدن لباس سياه، بلند کردن موي سر پسران، رنگ کردن موها، آرايش صورت،لباس‌هاي پاره، گردنبندهاي صليب واژگون و اسکلت و ستاره پنج پر و نقاشي و خالکوبي روي بدن و خيلي از موارد مشابه از خصوصيات ظاهري اين گروه‌ها مي‌باشد. کم کم اين عوامل بر روي طرز تفکر و فرهنگ جوانان همه اثر گذاشته و با الگو پذيري از افراد مرجع مثل هنرمندان، فوتباليست‌ها، رجال سياسي و... زمينه مساعدتري براي پذيرش اين افکار و ايجاد تجانس و قرابت آن‌ها با اين تفکر ايجاد مي‌گردد.

حاملان شيطان‌گراييآورندگان شيطان پرستي به ايران شامل افراد و گروه‌هاي زير هستند:
-       تحصيل كردگان و سرخوردگان اجتماعي در خارج از كشور كه عمدتاً دچارخسارت و شكست‌هاي سنگين مادي و معنوي شده‌اند.
-       سلطنت طلبان، مفسدان اقتصادي رژيم پهلوي كه قبل و بعد از انقلاب موفق به فرار از كشور و محاكمه انقلابي شدند.
-       افرادي از خانواده‌هاي بسيار ثروتمند ساكن و مقيم داخل كشور كه عمدتاً روابط خانوادگي و ... با خارج نيز دارند.
-       جاسوسان فرهنگي سازمان‌هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي كه با هدف استحاله فرهنگي وارد كشور شدند.
-       فعالان حوزه هنر و موسيقي كه با كشورهاي ديگر بويژه، آمريكا، كانادا، و استراليا در ارتباط بوده و بنابر دلايل حرفه‌اي و شغلي، مسافرت‌هاي متعددي به اين كشور‌ها داشته‌اند.
اما نكته اساسي و قابل ملاحظه اين است كه حداقل 90 درصد افراد شاخص وارد كننده شيطان پرستي به ايران، تحصيلات دانشگاهي و خانواده سالم نداشته‌اند.

موسيقي:
گروه‌هاي شيطان پرست راه‌هاي متعددي را جهت جذب افراد به کار مي‌گيرند و اغلب از راه علايق عمومي وارد مي‌شوند. موسيقي همواره نقش اساسي در جذب جوانان و نوجوانان داشته است. شيطان پرستان موظفند هميشه خشم و نفرت خود را به مقدسات اعلام کنند و معمولاً اين مضامين را در متن اشعار موسيقي هوي متال يا زير مجموعه‌هايش همچون گروه درياي سرخ، قاتل، گروه دخترانRAS‌، ديده مي‌شود.
موسيقي عمده‌اي که به اين جريان مرتبط مي‌شود، موسيقي متال است. متال به سه دسته تقسيم مي‌شود:
•       ((متال جشن و پارتي)) که بيشتر متمايل به مسائل جنسيتي و اجتماعي است.
•       (( متال آشغال)) که بر مسائلي چون خشونت، تندي، غضب و مرگ تمرکز دارد.
•       ((متال سياه))که به طور واضح و آشکار به شيطان مي‌پردازد،
متن اين ترانه‌ها به وضوح به مسائلي چون زناي با محارم، تجاوز، شکنجه و قرباني کردن انسان‌ها اختصاص دارد.
استفاده از موسيقى، مهم‏ترين ابزار اين فرقه، در جهت تبليغ عقايد خود و نيز تحت تأثير قرار دادن جامعه، به خصوص قشر جوان مى‏باشد. کشور ما هم همچون بسياري از کشورهاي تحت نفوذ و تهاجم فرهنگي قرار دارد. با توجه به روند رو به گسترش پديده‌هاي نو ظهور و با کارکرد ضد ديني و فرهنگي، شاهد بروز و ظهور گروه‌هاي مختلف موسيقي راک و متال در ايران هستيم.
مهمترين زمينه ورود شيطان پرستي به ايران، ميل جوانان به استفاده ازموسيقي متاليكا و ساز گيتار بوده است. طي 12 سال گذشته، موسيقي متاليكا به صورت زيرزميني و غير مجاز وارد كشور شده و در چارچوب آن مفاهيم نحله انحرافي شيطان پرستي در اختيار جوانان قرار گرفته است. اقدام تامل برانگيز و بسيار ناشيانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دوره مهاجراني درصدور مجوز براي گروه‌ها، آلبوم‌ها و كتاب‌هاي اشعار موسيقي متاليكا نيزنقش اساسي را در جلب توجه عموم مخاطبان جوان به اين نحله انحرافي فراهم آورد.
 فرانسيس فوکوياما بيان مي‌دارد: رواج موسيقي راک در تهران نشانه‌اي از پيروزي ليبرال دموکراسي در جهان است.
اولين کاست موسيقي متال به نام "پنهان" در سال 82 منتشر گرديد و به عنوان اثر برگزيده اعلام شد! شبکه‌هاي ماهواره اي هم ازاين گروه حمايت کرده و جهت بسط اين فضا در کشور مسابقه اينترنتي برگزار نمودند.

مراسم نيايش شيطان پرستان
مراسم آن‌ها بدين گونه است که در اتاق‌هاي تاريک و پوشيده شده از پرده‌هاي  بنفش ( رنگ نسبتاً مقدس چون حالت ماليخويايي به وجود مي‌آورد ) که روشنايي آن با نور شمع تأمين مي‌شود، دور هم جمع مي‌شوند و بعد ازشنيدن موسيقي‌هاي metal  يا blackdess به کشيدن مواد مخدر مثل گراس و خوردن قرص‌هاي اکستاسي و ال اس دي مشغول مي‌شوند و زماني که در حال خلسه فرو مي‌روند به انجام کارهايي مثل خود زني، خون خواري، ناخن کشي و خون بازي مي‌پردازند.
خودزني: با استفاده از وسائل تيز مانند: چاقو، تيغ، کاتر به ايجاد جراحت در بدن خود مي‌پردازند.
خون خواري: خون را به صورت ماليده و آن را مي‌خورند.
ناخن کشي: در اين حالت يک يا چند ناخن داوطلب را مي‌کنند و از خون آن مي‌خورند.
خون بازي: دو نفر مشخص مي‌شوند، ابتدا خون بدن خود را از طريق سرنگ بيرون کشيده و پس از سرد شدن آن را به بدن طرف مقابل و يا خود شخص تزريق مي‌کنند و ...
به اين گزارش توجه كنيد:
معاونت دادستاني کشور مصر تحقيق و بازجويي درباره 85 نفر دختر و پسر جوان مصري را كه بازداشت شده‌اند، به عهده گرفت. اين گروه در ميان دانشگاه‏هاى مصر، سازمان و فرقه‏اى را جهت تبليغ شيطان‏پرستى به وجود آورده‏اند و اكنون بازداشت‏شده‏اند. رهبر اين گروه كه جوانى به نام «عمادالدين حمدى‏»، در جريان بازجويى گفته است: اين گروه، مراسم و برنامه‏هاى خاص نيايش دارند كه بارزترين آن‌ها بدين قرار است: اعضاى اين گروه به گورستان‌ها مي‌رفتند و اجساد مردگان را از قبرها بيرون مى‏آوردند و صليب شكسته و ستاره شش‏پر داوودى يا ستاره‏اى پنج‏پر را در جسد مرده فرو مى‏كردند و سپس براى تقرب به شيطان دور آن مى‏گشتند. هم‏چنين قربانى‏هايى براى شيطان تقديم مى‏داشتند كه عبارت بود از ذبح گربه ماده يا سگ كه پس از كشتن اين حيوانات خون آن‌ها را به صورت‌ها و دست‌هاى خود مى‏ماليدند و در يك دايره‏اى مى‏چرخيدند تا شيطان از آن‌ها راضى شود، و اگر حيوانى براى قربانى نمى‏يافتند دست‏خود را زخمى مى‏كردند تا خون جارى شود و سپس آن خون را به صورت‌هاى خود مى‏ماليدند و آنگاه نسخه‏اى از قرآن مجيد را پاره پاره مى‏كردند و بعد در حالى كه صداى موسيقى مشهور «راك‏» نواخته مى‏شد به استعمال مواد مخدر و حشيش مى‏پرداختند.
اسناد و اطلاعات قابل اعتماد نشان مى‏دهد كه دست صهيونيست‏ها در پيدايش گروه منحرف شيطان‏پرستان مصر دركار بوده است. از باب مثال اوراد و اذكارى كه اين گروه مى‏خواندند و در نوارهاى كاست ضبط مي‌كردند اوراد عبرى قديمى است. همچنين «سالم قادش‏»، خواننده موسيقى «بث متال‏» كه در بين اعضاى اين گروه از بهترين خوانندگان است، به شدت گرايش صهيونيستي داشته و سوره «حشر» را به عنوان مسخره همراه با موسيقى خوانده است...

شیطان پرستی

شيطان پرستي:
1- مذهبي است ساختگي كه توسط سران يهودي اي كه مديريت افكار و انديشه‌ها را در انحصار خود مي‌پندارند مديريت ميشود..
2- شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي‌كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصورنيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك نيز ميگويند.
3- شيطان پرستي آنگونه كه خود مي‌گويد حقيقتي را جستجو مي‌كند كه در اين جهان يافت نمي‌شود. خود‌كشي كه از موارد رايج اين آيين است، توجيهي اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي‌كشي ؟ مي‌گويد مي‌خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي‌آيد.
4- به شيطان پرست تفهيم مي‌كنند كه دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نمي‌شود در لجن زندگي كرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چاره‌اي براي پاك شدن نيست جر مردن و رهايي از اين دنيا.
 5- به شيطان پرست مي‌فهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است، همه عادت كرده اند دروغ بگويند، لذا اگر حرف راست هم بزند كسي آن را باور نمي‌كند.
6- راهي كه براي شيطان پرست ترسيم مي‌كنند معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي‌دهد. اولاً راه نيست، كوره راه است. مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسماً اعلام مي‌كنند ما به مقصد نمي‌رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي‌كنند جاده‌اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي‌هاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي‌رود و سر انجام مطمئن مي‌شود راه بازگشتي وجود ندارد.
7- احياء اخلاق مصيبت بار قوم لوط امروز از طريق گروههاي شيطان پرست و وابسته به آن ترويج مي‌شود. پيشرفت هم جنس خواهي باور كردني نيست. حمايت مقامات ارشد كليساي انگليس، پارلمان اتحاديه اروپايي، انجمن اطلاعات جنسي و انجمن آموزش و پرورش ايالات متحده... ننگ آور است.
امروز ديگر صليب‌هاي وارونه، ستاره پنج پر، خفاش، صورتهاي نقاشي شده، ماسك‌هاي حيوانات درنده‌ي شاخ دار، برهنه پوشي... تنها نشانه‌ها و سمبل‌هاي شيطان‌پرستي نيست. عمده‌ترين نشانه شيطان‌پرستي را در تجاوز وقتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.
مدتي پيش روزنامه‌هاي آمريكا نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند كه نوجوانان و حتي كودكان را وحشيانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه مي‌كرده اند. استفاده افراطي از مشروبات الكلي، مواد مخدر، قرص‌هاي روان گردان و انرژي زا، استفاده و استعمال آلات مصنوعي، خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع... معجوني از بيماري‌هاي روحي، رواني و جسمي بخصوص بيماري‌هاي عفوني و ايدز را براي شيطان پرست‌ها به ارمغان آورده است.
ايدز شايع ترين بيماري نزد شيطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگي شش هزار نفري كه روزانه مبتلا به اين درد بي درمان مي‌شوند انتقال از طريق تماس جنسي است...
نتيجه:اينجا همت مردانه آگاهان و دين‌شناسان و عرفان‌شناسان آگاه را مي‌طلبد که در سايه‌ي يک برنامه‌ريزي منسجم دولتي و امکانات کافي به معرفي هر چه بيشتر تعاليم عرفاني اسلام و مقايسه با تعاليم معنوي اين گروه‌ها و نقد و بازشناسي عقايد نادرست اين فرقه‌ها پرداخته تا جوانان مشتاق معنويت اولاً با سرچشمه‌هاي اصيل اسلامي آشنا شوند. ثانياً جنبه‌هاي نادرست عقايد اين فرقه‌ها و عواقب بکار بستن اين آموزه‌ها را به درستي بشناسند. ناگفته نماند که فرقه‌ي شيطان پرست که ماهيت مخربشان آشکار است‌، شايسته است به جهت حفظ نظم و آرامش جامعه، با آن‌ها برخورد قانوني شود اما در مورد ساير
فرقه‌هاي ديگر مي‌بايد از طريق ارائه شيوه‌ها و راهکارهاي بهتر شناخت معنويت دين مبين اسلام، به مخاطبان آگاهي داد تا مختارانه راه درست را برگزينند. بر ماست که بصير باشيم و با آگاهي بخشيدن به جامعه، خود و ديگران را از غرق شدن در اين منجلاب تباهي جلوگيري کنيم.

پيشنهادات:
•       اقدامات عملي براي توسعه کمي و کيفي شبکه‌هاي داخلي صدا و سيما
•       تلاش‌ها و همکاري بيشتر بين سازمان‌ها و نهادهاي ذيربط در خصوص نحوه پرکردن اوقات فراغت افراد خصوصاً جوانان و نوجوانان
•       آموزش به افراد پيرامون اثرات زيانبار استفاده از ماهواره
•       استفاده از رسانه‌ها جهت شناساندن پتانسيل‌هاي دين مبين اسلام
•       تقويت مراکز مشاوره‌اي مفيد و کارآمد در مدارس و دانشگا‌ه‌ها.
•       برنامه ريزي اصولي و صحيح براي اشتغال در جامعه و پيگيري منطقي نيازهاي جوانان
•       ايجاد مراکز ورزشي، تفريحي براي انبساط خاطر جوانان
•       ايجاد بستر مناسب براي برخورداري جوانان و نوجوانان از تسهيلات اجتماعي
•       ايجاد زمينه براي رشد اخلاقي جوانان و نوجوانان بر اساس معيار صحيح اعتقادي و ارزشي حاکم بر جامعه
•       همفکري انديشمندان رشته‌هاي علمي گوناگون از قبيل: جامعه شناسان، انسان شناسان، روانشناسان و غيره براي ريشه‌يابي دقيق مسئله
•       ممنوع شدن موسيقي متاليكا
•       فيلتر شدن سايت‌هاي اينترنتي شيطان پرستان
•       اطلاع رساني و توصيه به اصناف براي جلوگيري از چاپ نماد‌هاي شيطان‌پرستان بر روي البسه
لازم به توضيح است در اين مسير بايد از اقدامات شتابزده و غير كارشناسانه  پرهيز شود تا اثرات منفي به بار نياورد و بر جذابيت فعاليت‌هاي اين چنيني افزوده نشود.

وظايف خانواده‌ها :از انجايي که اکثر افرادي که جذب فرقه‌ها ي شيطاني مي‌شوند از يک نابساماني روحي و رواني با منشاء خانواده رنج مي‌برند، توجه خانواده‌ها را به برخي از نکات جلب مي‌نمايم:
1- دوستي با فرزند و حذف فاصله والدين با فرزندان، به گونه‌اي که آنان به راحتي مشکلات و نيازهاي خود را به والدين بگويند.
2- تقويت اعتقادات فرزند، به ويژه در کودکي و نوجواني، در کنار پايبندي عملي والدين به آموزه‌هاي ديني
3-ايجاد سازگاري در محيط خانه
4- ايجاد بستر مناسب براي احساس امنيت، آرامش، صفا و صميميت و درک متقابل والدين و فرزندان
5- تلاش در جهت تأمين نيازهاي مادي و معنوي فرزندان توسط والدين
6- توجه به نيازهاي روحي و عاطفي اطفال و نوجوانان و ايجاد فضايي مطلوب و آرام در خانواده
7- مراقبت والدين نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خود
8- نظارات جدي والدين نسبت به دوست يابي فرزندان
9- برنامه ريزي مناسب براي تنظيم اوقات فراغت نوجوانان و جوانان و ...

شیطان پرستی