هاله در انسان

رنگ هاله هر شخص و فرمول به دست اوردن ان



کسانی که نمیدونند هاله چیه اول مختصری درباره اش توضیح می دم و بعد میرم سراغ فرمول بدست آوردن رنگ هاله هر شخص !

هر انسانی دارای تشعشعاتی هست که به صورت یک هاله دور بدن فرد رو احاطه کرده که این تشعشعات یا انرژی در حقیقت نیروی حیات شخصه . در انرژی درمانی هم از همین انرژی ها استفاده می شه ! به بیان دیگه روح انسان یک چیز غیر مادی هستش و بدن انسان مادی هستش و برای اینکه روح که غیر مادی هست بتونه در درون جسم انسان که مادی هست قرار بگیره باید یه چیزی که نه مادی باشه و نه جسم بین این دو ارتباط برقرار کنه !! که اون همین هاله هستش !!!

هاله رنگهای متفاوتی داره که نشان دهنده شخصیت و طرز فکر و .... است که البته با هر احساسی از قبیل ناراحتی یا شادی و ... این رنگ تغیر می کنه ولی پس از آرامش به رنگ اصلی خودش بر می گرده.

و اما روش بدست آوردن رنگ هاله :

عدد روز تولد را با عدد ماه تولد جمع کنید مجموع آن را به عدد کامل سال تولد اضافه کنید

مثال فرض کنید شما روز 28/بهمن 1363 متولد شدید 28+11=39این عدد را با 1363 که جمع کنید1402 بدست میآید حالا رقمهای این عدد رو با هم جمع کنید در این مثال عدد 7 بدست میآد که مربوط به رنگ بنفش است

نکته۱ : اگر تمام کارهای گفته شده رو کردید و عدد بدست آمده عددی دو رقمی به غیر از اعداد زیر شد باید دوباره اعداد داخل همون عدد رو با هم جمع کنید ! برای مثال اگر بعد از جمع کردن روز و ماه و سال تولد با هم عدد بدست آمده ۱۴ شد باید ۴ و ۱ را با هم جمع کنید که نتیجه ۵ میشه و رنگ آبی بدست میاد !!

نکته ۲ : اگر شما خود را با تاریخ تولد شمسی میشناسید باید این فرمول رو با تاریخ شمسی حساب کنید ! و اگر شما خود را با تاریخ میلادی میشناسید (( میخوایید رنگ هاله یک فرد خارجی را بدست بیارید )) باید این فرمول رو با همون تاریخ میلادی حساب کنید !! و جالبی این فرمول همینه !! یعنی اگه تاریخ شمسی رو به میلادی و تاریخ میلادی رو به شمسی تبدیل کنید جواب اشتباه بدست میاد !!

به هرحال اینم یکی از عجایب روزگار هستش که ما چیز زیادی درباره اش نمیدونیم ولی خوب دانشمندان با تحقیقات زیاد به این نتایج دست پیدا کردند !!

اینم جواب فرمول !! :

 

1 : قرمز

2 : نارنجی

3 : زرد

4 : سبز

5 : آبی

6 : نیلی

7 :بنفش

8 : صورتی

9 : برنز

11 :نقره ای

22 : طلایی


 

هاله وهاله درمانی

 

در اطراف و محیط نسل بشر امواج بسیاری وجود دارند که اکثریت قریب به اتفاق مردم از وجودشان بی خبرند و یکی از عمده ترین آنها امواج هاله هایی هستند که اطراف بدن هر فردی قرار دارند و یکی دیگر از آنها امواج هاله های حرارتی بدن افراد می باشد. اگر فردی برای شناخت و تشخیص آن تمریناتی داشته باشد ,ضمن شناخت این هاله ها بهتر می تواند به وجود سایر هاله های بدن پی ببرد و حالت های افراد را بشناسد آنگاه از روی ایم امواج فادر خواهد شد شخصیت و حالت آنها را بشناسد چون رنگ و ارتفاع و قدرت و شدت هر نوع هاله ای دارای معانی و مفهوم خاصی مربوط به خود می باشد.

 

در زمینه شناخت این هاله ها تمام افراد اگر خواسته باشند به راحتی میتوانند به وجود هاله های حرارتی اطراف بدن دیگران پی ببرند و این امواج را با چشم تن و در حالت عادی مشاهده نمایند و روش تمرین اجرای آن به شرح زیر است.

 

فردی را در اطاق نیمه روشنی که نور آن حدود روشنایی غروب یا صبح زود باشد مقابل دیوار سفیدی بنشانید. این شخص باید در حدود چهار متری شما در مقابل دیوار نشسته یا ایستاده باشد . اگر دیوار سفید نبود می توانید ملافه سفید یا کاغذی را روی دیوار نصب کنید چون در این شرایط هاله های حرارتی افراد بهتر دیده می شوند سپس ار آن شخص بخواهید حدود پنج دقیقه در همانجا ساکت و آرام بنشیند و حرکات اضافی از خود بروز ندهد ,وشما از آن فاصله بصورت مات به سوی سر و گردن او خیره شوید بطوریکه نقطه خاصی از بدن او را در کانون مشاهده دید خود نداشته باشید و نگاه شما به طور مات و با عمقی زیاد به سوی او باشد. پس از گذشت اندک مدتی نور سفید یا زرد یا مهتابی را اطراف سر و گردن و حتی شانه های وی مشاهده خواهید کرد,که ارتفاع این انوار از چند میلیمتر تا حدود چند سانتیمتر خواهد بود و در بعضی از نقاط این امواج در حال تعغیر دیده می شوند ولی اگر به جسم مادی که فاقد جان است با چنین شرتیطی خیره شوید احتالا نوری را حدود چند میلیمتر در اطراف آن جماد خواهید دید که هیچ حرکتی ندارد و از نظر فیزیکی این نور مربوط به انعکاس نور چشم شما در آن شی می باشد.زمانی که به جسم فرد بی جانی هم نگاه کنید امواج هاله های آنرا بصورت امواج جامدات مشاهده خواهید کرد.ضمن اینکه هر عنصر و موجودی دارای امواج خاصی است که توسط وسایل علمی و فیزیکی قابل رویت و تشخیص است . اخیرا در جهان دستگاههایی ساخته شده است که به راحتی می شود هاله های اطراف بدن را مشاهده کرد و از آنها در هر شرایطی که شخص قرار دارد عکس گرفت و حتی انرژی افراد را که در هر فرد وجود دارد توسط دستگاههای خاصی سنجید و دانست که اشخاص مختلف دارای چه سطح از انرژی هستند و آیا با این انرژی میتوانند به دیگران اثر مثبت بگذارند یا اینکه می بایست انرژی موجود خویش را تقویت کنند.

 

وجود قدرت و انرژی و امواج در اشخاص مختلف به طوری است که هر موجود زنده امواج خاصی را از خود ساطع می سازد , بدن جانداران منجمله نسل بشر نیز یکی از این منابع را تولید انرژی و امواج استکه به یکی دیگر از آنها هاله های نورانی گفته می شود. برخی از این هاله ها با چشم معمولی و عده ای توسط چشم مسلح قابل رویت هستند. یکی از دلایل وجود هاله های اطراف بدن موجودات نده در این است که خلقت ثابت می نماید نسل بشر و سایر موجودات دارای روح می باشند که این روح در درون تنپوش یا همان هاله ها جای می گیرد و تن پوش نیز اطراف بدن را با امواج پوشانیده و در چهارده نقطه بدن وصل می باشد , ارتفاع امواج هاله های اطراف بدن به تناسب قدرتهای تکاملی, مدیومی , جسمی, روحی , عقلی و ... متغیر هستند, چنانچه فرد روشن بینی در شرایط خاص اطراف بدن افراد را بنگرد در پیرامون محیط آن امواج نورانی و رنگارنگی را مشاهده می نماید که دیدن آنها از قدرت همگان خارج است. این امواج که به آنها هاله می گویند در حالتهای گوناگون تکاملی و قدرتهای روحی وروانی اشخاص به رنگ های مختلفی دیده می شود که ذیلا به شرح چند نمونه از آن می پردازیم.

 

 

1-هاله رنگ زرد: وجود این هاله نمایانگر رشد عقلی افراد می باشد و ارتفاع این هاله ها معمولا بلند است و اکثر رسولان الهی دارای چنین هاله هایی بوده اند

 

 

2-هاله رنگ سبز تیره: این نوع هاله ها مربوط به افراد متعصب می باشد , حال این تعصب می تواند عقیدتی ناموسی ملی و یا هر نوع تعصبی باشد.ضمنا متعصب کسی است که در زندگی خود از احساسات خود بیشتر استفاده می کند و در اکثر موارد عقل خود را بکار نمی گیرد.

 

 

3- هاله قرمز روشن: رنگ هاله دختران و پسران در سنین بلوغ به این رنگ در می آید و پس از مدتی که این حالت فروکش کرد تعغیر می نماید و به رنگ اصلی که مربوط به حالتهای زندگی و تکاملی وی است در می آید و ارتفاع این هاله ها کوتاه می باشد.

 

 

4-هاله کبود تیره: اکثر روحانیون و افراد متدین جهان که غیر از مطالب دین و مذهب به هیچ چیز دیگر نمی اندیشند و در زندگی خود چهارچوبی از زمینه و علوم و روایات ساخته اند و غیر از آن مطالب هیچ چیز دیگری را نمی پذیرند دارای چنین هاله ای می باشند.

 

 

5- هاله سفید روشن: افراد صبور و, جوانمرد , ورزشکار دارای هاله هایی به این رنگ هستند .این افراد جزو کسانی می باشند که گاهی زندگی خود را برای نجات فرد دیگری بخطر می اندازند حال این خطر می تواند مادی , اجتماعی ,خانوادگی ,دوستی و ... باشد

 

 

6- هاله سرخ کمرنگ: مربوط به افراد شهوتران و کسانی که جنون جنسی دارند می باشد گاهی اتفاق می افتد که این افراد برای ارضاء غرایض جنسی خود بسیاری از مردم را می کشند< تا به نیت پلید خود برسند

 

 

7-هاله سرخ پر رنگ:این هاله مربوط به افراد عصبانی, بی گذشت و انتقام جو می باشد و اکثر افرادی که در کشتارهای افراد دخالت دارند مانند سرداران و جلادها و ... دارای هاله هایی به این رنگ هستند.

 

 

8-هاله شیری: مربوط به افراد پر حرف و پر چانه می باشد این افراد وابستگی های زیادی به مادیات دارند و ارتفاع هاله این اشخاص کوتاه است.

 

 

9- هاله رنگ خاکستری: مربوط به افراد مریض می باشد و چنانچه این رنگ در بین رنگ اصلی هر هاله دیگری در محلی مشاهده شود نمایانگر مریضی آن شخص در آن نقطه از بدن است.

 

 

باید توجه داشت که این نوع هاله ها توسط هیچ یک از افراد در حالت عادی قابل رویت نمی باشد, مگر اینکه در شرایطی خاص و توسط فرد روشن بینی امکان دیدن آن فراهم گردد و چنانچه فردی به شما نگاه کرد و رنگ هاله اطراف بدن را دید و فورا گفت باید بدانید که وی هیچ اطلاعی از علوم روحی و حقیقت گویی ندارد.

 

 

موارد زیر نیز درباره شناخت هاله های افراد قابل توجه است:

 

 

الف -ارتفاع هاله در تمام قسمتهای بدن یکسان نیست

 

 

ب - افراد روشن بین با تجربه , در حالت های خاص با تعغیر رنگ هاله ها , محل درد یا ناراحتی فرد را از روی رنگ هاله ها تشخیص می دهند.

 

 

پ - هاله های هر موجود زنده به جسم اثیری آن مربوط است و پس از مرگ نیز جذب جسم اثیری می شود.

 

 

ت-وجود هاله ها می تواند تا حد زیادی روحیات اخلاقی و رفتاری شخص را در هر زمانی نشان دهند.

 

 

ث - در اکثر مواقع رتگ هاله های افراد تعغیر می کنند , یعنی ممکن است یک نفر در یک روز چندین رنگ هاله به خود بگیرد که پس از کسب آرامش هاله او به رنگ اصلی بر می گردد.

 

 

ج- ارواح با مشاهده هاله های افراد در می یابند که با کدامیک از اشخاص قادرند بهتر تماس برقرار کنند.

 

 

چ - زمانی که مدیوم در خواب روحی یا خواب هیپنوتیکی است < توسط قدرتهای روحی می تواند رنگ هاله های مریض راببیند و بازگو نماید و حتی مریضی و ناراحتی او را تشخیص دهد.

پادشاه اردن

کلنل والتر پرسی گاردنر، پدر یهودی آنتوانیت آوریل گاردنر


برای نخستین بار، شاه سابق اردن، دختر والتر را بر سر یکی از صحنه‌های فیلم‌برداری از فیلم سینمایی "لورنس عربستان" دید. او به برخی از نیروهای نظامی این کشور اجازه داده بود به عنوان سیاهی لشگر در این فیلم بازی کنند لذا در آن زمان، خود بر سر یکی از صحنه‌های فیلم‌برداری حاضر شد تا از نزدیک، نحوه ساخت آن را مشاهده کند. پس از آن دیدار بود که شاه سابق اردن که از شاهزاده "دینا" جدا شده بود، شیفته آنتوانیت گاردنر شد و با وی از دواج کرد.


ملک حسین اردنی در کنار آنتوانیت گاردنر انگلیسی

آنتوانیت در طول دوره ازدواجش با شاه سابق اردن، به این علت که مسلمان نبود و هیچ‌گاه نخواست و نتوانست از آیین یهودیت به اسلام درآید، ملکه نامیده نشد؛ اما با اینکه یکی از شرایط در دست گرفتن منصب پادشاهی در اردن، زاده شدن از پدر و مادری مسلمان است،‌ برخلاف قانون اساسی اردن، پسرش "عبد الله دوم" پس از پدر، با عزل "حسن بن طلال"، عموی خود که ولی عهد پدرش بود، قدرت را در این کشور به دست گرفت زیرا صهیونیست ها و انگلیسی ها از دیدگاه مثبت حسن، نسبت به مسلمانان و شیعیان اطلاع داشتند و می ترسیدند که در صورت روی کار آمدن وی، منطقه از چنگال آنان خارج شود.
آنتوانیت چهار فرزند از ملک حسین به دنیا آورد: ملک عبد الله در سال 1962 میلادی، شاهزاده فیصل در سال 1963 میلادی و دو خواهر دوقلو به نام های شاهزاده عائشة در سال 1968 میلادی و شاهزاده زین در سال 1968 میلادی.
جالب اینکه عبدالله دوم، هشت ماه پس از ازدواج ملک حسین و آنتوانت متولد شد که این گمان را در برخی ناظران به وجود آورده است که احتمالاً ملک حسین یک ماه پیش از ازدواج رسمی، با آنتوانت در ارتباط بوده و یا او را به عقد پنهانی خود درآورده بوده است و یا اینکه عبدالله دوم، نوزاد نارسی بوده که یک ماه زودتر متولد شده است.


عبدالله دوم در کنار مادر انگلیسی و پدرش، ملک حسین بن طلال

آنتوانیت گاردنر انگلیسی پس از اجرای نقش خود در تأمین جانشین برای خاندان سلطنتی اردن، در 21 دسامبر 1971 میلادی از پادشاه سابق اردن جدا شد اما به وی اجازه داده شد، که عنوان و لقب سلطنتی خود را حفظ کند.
پدر آنتوانیت گاردنر، والتر پرسی گاردنر، از یهودیان اهالی شهر "نورفولک" انگلیس بود که در سال 1938 میلادی با "دوریس اسوتون" متوفای سال 1994 میلادی ازدواج کرد و دختر آنها، آنتوانیت گاردنر در سال 1961 میلادی به دنیا آمد.
والتر گاردنر، پدربزرگ انگلیسی عبدالله دوم، شاه اردن، دو سال پیش درگذشت و یک خاخام اسرائیلی موظف شد تا ضمن اقامه مراسم خاکسپاری، او را در مقبره خاندان سلطنتی اردن در عَمان دفن کند. ملک عبدالله نیز با نیمه‌کاره رها کردن سفرش به کشورهای حوزه خلیج فارس، به عَمان بازگشت تا در مراسم خاکسپاری پدربزرگش "والتر پرسی گاردنر" حضور یابد.
عبدالله دوم بویژه پس از جدایی مادرش از شاه سابق اردن، در دامان پدربزرگش تربیت یافته و بزرگ شده بود و به او علاقه عجیبی داشت.
شاه کنونی اردن سفر خود به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را با شرکت در جشن چهلمین سالگرد استقلال پادشاهی عُمان آغاز کرد و قرار بود، پس از سفر به مسقط، عازم بحرین شود تا در نشست گفتگوی منامه درباره امنیت منطقه‌ای سخنرانی کند اما دفتر دربار سلطنتی اردن اعلام کرد، مراسم تشیع جنازه ویژه والتر گاردنر، آخر هفته برگزار می‌شود. والتر یا همان پدربزرگ شاه کنونی اردن، از آنجا که از دوستان نزدیک "گالوپ پاشا" بود ترجیح داده بود سال‌های آخر زندگی خود را در شهر عَمان، پایتخت اردن و در کنار دختر مطلقه‌اش یعنی مادر ملک عبدالله سپری کند.
در پی انتشار خبر مرگ پدربزرگ شاه اردن، یک پایگاه اطلاع رسانی معروف عربستانی با انتشار گزارشی تأکید کرد، "از آنجا که ملک عبدالله از مادر یهودی زاده شده، طبق آیین یهود، خود او نیز فردی یهودی تلقی می شود."


عبدالله دوم در کنار مادر یهودی تبار خود 

دقایقی پس از انتشار این گزارش در پایگاه خبری "عرب تایمز" و ذکر نام منبع گزارش، این پایگاه اطلاع رسانی که گفته می‌شود زیر نظر امیر "عزوزی" پسر شاه سعودی اداره می شود، بسرعت این گزارش را حذف کرد اما شبکه ماهواره‌ای "ام.بی.سی" که برنامه مستند "50 سال نزاع" را تهیه کرده است، در بخشی از این برنامه مستند خود اعترافاتی از پادشاه سابق اردن، پخش کرد که طی آن، ملک حسین تأکید می‌کند دو روز پیش از جنگ اکتبر اعراب و اسرائیل، شخصاً به تل‌آویو سفر کرده تا به صهیونیست‌ها اطلاع دهد که مصری‌‌ها و سوری‌‌ها قصد حمله به رژیم صهیونیستی را دارند.
به هر روی، پافشاری آنتوانیت بر ماندن بر آیین یهودیت، پادشاه سابق اردن را واداشت تا در سال 1971 میلادی از شاه سابق این کشور جدا شود.
ملک حسین پس از آن با "علیا طوقان" فلسطینی ازدواج کرد و به وی لقب ملکه داد که وی اکنون مادر شاهزاده علی است. علی در عملیات مشکوک سقوط یک بالگرد، جان خود را از دست داد.
با توجه به عدم مجوز قانون اساسی اردن برای پادشاهی یک یهودی زاده، باید پس از ملک حسین، "علی" پسر علیا طوقان، بر تخت پادشاهی اردن می‌نشست اما منابع اردنی گفتند به دلیل اینکه شاهزاده علی در آن زمان مواد مخدر مصرف می‌کرد و معتاد به مصرف این مواد بود، از سوی مادرش از قدرت دور شد اما با این حال، علیا قصد داشت به جای علی، پسر دیگرش حمزه را جایگزین وی کند که در میانه این راه، در توطئه‌ها و دسیسه‌های والتر پرسی گاردنر انگلیسی و دخترش آنتوانیت گرفتار آمد و گاردنرها موفق شدند با کمک "سمیح البطیخی" وزیر اطلاعات سوری‌الاصل وقت اردن و همسر انگلیسی‌اش، با نفوذ در پادشاه اردن این گونه به وی القا کنند که چون شاهزاده حمزه هنوز به سن قانونی نرسیده و کودکی بیش نیست، نباید او را به جانشینی خود انتخاب کند‌ بلکه باید موقتاً عبدالله را جانشین خود کند و عبدالله در برابر پدر قسم یاد کند که پس از رسیدن حمزه به سن قانونی قدرت را به او بسپارد.
در ابتدا عبدالله به وعده خود عمل و حمزه را جانشین خود اعلام کرد‌ اما چند ماه بعد، این تصمیم را لغو و پسر خود از همسرش رانیا را ولی عهد خود اعلام کرد و جالب اینکه رانیا، همسر عبدالله دوم نیز شخصی دو رگه با اصالت انگلیسی است.
گفته می‌شود تا زمانی که ملک حسین در قید حیات بود، وی والتر گاردنر را از ورود و سفر به اردن ممنوع کرده بود و وی پس از مرگ ملک حسین بود که به خود اجازه داده بود به این کشور سفر و در آن اقامت کند.
همچنین شاهزاده حسن بن طلال، پسر دیگر شاه سابق اردن در اعتراض به خاکسپاری والتر گاردنر در مقبره سلطنتی از حضور خود و خانواده‌اش در این مراسم امتناع کرد. رهبران اخوان المسلمین اردن نیز گرفتن مراسم سوگواری برای والتر را به علت یهودی بودن وی، منع کردند و اجازه ندادند او در گورستان سلطنتی مسلمانان دفن شود زیرا بر آیین یهود درگذشته و تنها مجاز است در مزرعه شخصی خود در غرب پایتخت این کشور دفن شود.
والتر گاردنر پس از پنج سال بیهوشی و در کما بودن و صرف هزینه هنگفت روزانه 30 هزار دینار اردنی، سرانجام دو سال پیش در سپیده دم یک روز زمستانی در سن 95 سالگی مُرد.
آنتوانت گاردنر انگلیسی که در قید حیات است همچنان پیگیر اجرای سیاست های انگلیس و رژیم صهیونیستی است و بر تصمیم گیری های پسرش تأثیر زیادی دارد.
در زیر، تصاویری از مادر یهودی انگلیسی عبدالله دوم از نظر می گذرد:

آنتوانیت آوریل گاردنر پیش از ازدواج

 

آنتوانیت گاردنر و محافظ انگلیسی وی

 

عروسی ملک حسین و آنتوانیت

 

 

 

 

 

 

آنتوانیت گاردنر انگلیسی ایستاده در میان دو پسر خود، فیصل و عبدالله دوم

 

 

عائشه و زین، خواهران دوقلوی عبدالله دوم، در آغوش آنتوانیت و ملک حسین

 

عکس ویژه خاندان سلطنتی با حضور عائشه و زین، دختران دوقلوی ملک حسین بن طلال

 

ملک حسین، سگ ملک حسین، عبدالله دوم و فیصل در آغوش مادر یهودی خود

 

آنتوانیت با گردنبند مقدس ایکس مانند فرقه یهودی کابالا

 

همسر دوم ملک حسین که پس از طلاق، بیوه مانده است

 

 

همراهان بنلادن

ه همراه اسامه بن لادن در خانه ای در پاكستان كشته شدند را منتشر كرده است.

به گزارش دادنا؛ رویترز ادعا كرده كه این عكسها را از سرویس اطلاعات پاكستان ( ISI ) خریده است و عكسها ساعاتی پس از حمله نیروهای آمریكایی به پناهگاه مجلل بن لادن گرفته شده است. این تصاویر جسد خونین سه مرد را نشان می دهد كه لباس سنتی پاكستان به تن دارند و از گوش، بینی و دهانشان خون جاری است.

در عكسها هیچ گونه نشانی از مسلح بودن همراهان بن لادن دیده نمی شود با این وجود رویترز اذعان كرده كه این عكسها قبل از فروش به این خبرگزاری توسط سرویس اطلاعاتی پاكستان ویرایش و بخش هایی كناری آن بریده شده است.

گفتنی است اوباما در گفتگو با شبكه سی.بی.اس گفته كه هیچ عكسی از جسد بن لادن منتشر نخواهد شد. رویترز صحت عكسها را تایید كرده است.

 
تصویر لاشه هلیكوپتری كه در جریان ماموریت سقوط كرد و توسط نیروهای امریكایی كاملا منهدم شد. لاشه در حیاط مجتمع پناه گرفته بن لادن پیدا شد.

عكس نفر اول از سه همراه و محافظ كشته شده اسامه بن لادن

 
عكس نفر دوم از سه همراه و محافظ كشته شده اسامه بن لادن

 
عكس نفر سوم از سه همراه و محافظ كشته شده اسامه بن لادن

جنازه بن لادن

عکس بن لادن پیش از انداختن جنازه وی به دریا توسط سیا منتشر شد

عکس دوران دانشجویی «بن لادن»


تصاوير فيلم بن لادن توسط كاخ سفيد

پخش فیلم عملیات قتل اسامه بن‌لادن برای اهالی کاخ سفید













كشتن بن لادن


مسلما” کشته شدن بن لادن به دست نیروهای سازمان سیا واقعه مهمی است. البته این واقعه بیشتر جنبه نمادین دارد و گرنه بن لادن که برای حیات و زنده بودن خود مجبور به چنین مخفی کاریهایی بود آن هم بعد از از هم پاشیده شدن القاعده و تبدیل شدن آن به گروهی محدود، نمی توانست خطر بزرگی محسوب شود. اما برای آمریکا با آن شبکه مخوف جاسوسی افت داشت که یک نفر ده سال آن را به سخره بگیرد.

بن لادن اگرچه حامی اصلی اقدامات تروریستی القاعده بود اما مغز متفکر القاعده نبود. مغز متفکر القاعده کسی نبود جز خالد شیخ محمد اکبر . هم او بود که در سال 1998 بعد از حادثه تروریستی بمب گذاری در مرکز تجارت جهانی پیشنهاد و ایده حمله تروریستی با هواپیماهای مسافربری را طراحی کرد.
جالب است بدانید که دستگاه های اطلاعاتی غربی و حتی روسیه تا حد زیادی از شکل کلی این رویدادها خبر داشتند تا جاییکه در روزهای منجر به حادثه یازدهم سپتامبر چند نفر مظنون هم در این رابطه دستگیر شده بودند اما هیچکدام اعتراف به اصل نقشه نکردند و یا اقلا” از زمان دقیق و جزییات آن خبر نداشتند.

رخداد واقع یازدهم سپتامبر واقعا” فاجعه ای بزرگ در ساختار امنیتی نه تنها آمریکا که در دنیا محسوب میشد. در واقع تا قبل از این، عملیات تروریستی حداکثر تعریف بمبگذاری داشت نه بیشتر! اما رخداد یازدهم سپتامبر نشان داد که میتواند وسعت آن بیش از اینها باشد.
پس از یازدهم سپتامبر بسیاری از قواعد امنیت داخلی و بین الملل به خصوص در امریکا دچار تغییر شد. در بین کشورها نیز هماهنگی های اطلاعاتی گسترش بیشتری یافت. شبکه بزرگ جاسوسی الکترونیکی آمریکا موسوم به اشلون هم بیشتر برای ردیابیها به کار گرفته شد.
یک تیم تخصصی ویژه برای طراحی و اسکن و ردگیری همه چیز در اینترنت ایجاد شد که بخش عمده ای از آن مرهون تلاشهای شرکت آمریکایی موتورولا است. در واقع ایجاد زیر ساخت سخت افزاری و از همه مهمتر نرم افزاری ردیابی پیامها و … بر روی این وسعت عظیم اینترنت کار بسیار سختی است اما محقق شده است.
ردیابی بن لادن ترکیبی از روشهای سنتی و فناوریهای نوین در سازمان جاسوسی امریکا بود. اما یک مشکل در این میان وجود داشت و آن اینکه پاکستان و به خصوص سازمان اطلاعات تقریبا” خود مختار آن که ISI نام دارد بازی چند جانبه ای با آمریکا میکرد.
در واقع پاکستان در عین همکاری هرگز سر نخهایی قطعی در اختیار آمریکا نمی گذاشت. به همین دلیل سازمان سیا با همان دانسته هایی که در مورد بن لادن داشت به اقدام بدون همکاری پاکستان روی آورد.
همه شواهد ارایه شده از طرف پاکستان مفروض بر باطل بودن فرض میشد و فقط آن شواهدی مورد تایید بود که مخبرین سیا در پاکستان تایید نمایند.
بن لادن در حالی در اواخر 2001 در کوه های تورابورای افغانستان از مرگ گریخت که تا چند سال حدس زده میشد در مرز بین افغانستان و پاکستان باشد اما از سال 2008 به بعد فرضیه حضور او در قلب پاکستان تقویت شد.
فرضیه ای که معنای آن اگر همکاری پاکستان با وی نبود اقلا” معنایش سکوت پاکستان بود. بن لادن مخفی بود و نمی توانست رابطه علنی داشته باشد و تعداد افراد مورد اعتماد وی محدود بودند. با کنار گذاشتن شواهد در مورد افرادی که نقش ارتباطی وی را دارند، سرانجام یکی از آنها در پاکستان شناسایی شدند و تا اوت 2010 رفت و آمدهایش زیر نظر بود تا اینکه حدس حضور بن لادن در خانه ای ویلایی در ابوت آباد تقویت شد. معمای داشت کامل میشد!

بارها مخبرین سیا با اشکال مردمی به آن منطقه رفتند و سعی کردند بفهمند این خانه مرموز چه کسی را میزبانی می کند. اولین قدم جاسوسی از تلفن و موبایل و اینترنت آن خانه بود. اما عجیب این بود که کسی که در این خانه است شخصی عجیبتر از این حرفهاست! کسی که نه اینترنت دارد و نه تلفن! سیگنال موبایل هم از آنجا اسکن نمیشد!
این موضوع شک سیا را بیشتر برانگیخت! آیا یک فرد سنتی و با فکر قدیمی در آن خانه است؟ اگر چنین است چرا رفت و آمدی ندارند؟ حتی نیاز به تلفن هم ندارند؟ باورش سخت بود! از همه مهمتر چرا ماهواره دارند اما تلفن ندارند؟
سیا باید جزییات بیشتری می یافت اما نه به قیمت آگاه شدن بن لادن در داخل خانه!

ماهواره های جاسوسی تصویر سه بعدی محل را با جزییات دقیق تهیه کرده بودند و با اخبار مخبرین سیا در پاکستان منطبق کردند همه چیز باید دقیق می بود. بدون خطا!

نقشه خانه و طراحی آن به همه چیز شبیه بود جز یک ویلای معمولی! نوع طراحی ایزوله ساختمان به لحاظ ورود خروج نشان میداد این شخص هر که هست یک جای کارش می لنگد!

اما مشکل اینجاست که پاکستان کشور امنی نیست و گروه های مشکلدار فراوانی در آن هستند که مساله داخلی پاکستان محسوب می شوند. اما یک چیز خیلی عجیب بود. چرا این خانه در منطقه نیمه نظامی و نزدیک به مرکز آموزشی افسران پاکستانی ساخته شده است؟

مسلما” هیچ گروهی چنین ریسکی نمیکرد که بیاید در چنین منطقه ای محل مخفی بزند چون شانس لو رفتن به دلیل تمهیدات امنیتی بالاتر میرفت. پس ممکن بود این خانه یک شخص حکومتی پاکستان باشد. اما چنین نبود. هیچ کس در هیچ جایی چنین چیزی را تایید نمیکرد. اهالی این خانه هرگز آن را ترک نمی کردند و این شک بیشتری ایجاد میکرد!
آیا این خانه خانه امن سازمان اطلاعات پاکستان بود؟
با مشخص شدن رفت و آمدهای افرادی که در اعترافات زندانیان گوانتانامو نام برده شده بودند و چهره آنها بازسازی شده بود تقریبا” این موضوع برای سیا مسجل شده بود که این خانه محل حضور کسی نیست جز بن لادن! همان کسی که در کوه های افغانستان به دنبال آن بوده اند برخلاف انتظار در منطقه ای نظامی نشین در قلب پاکستان حضور داشت!
با تایید این اخبار کشتن او در دستور قرار گرفت.
اما چه کسی پشت پرده ماجرا بود؟

لئون پانتا که در عکس فوق نفر اول از سمت چپ است چند روزی است رییس سازمان سیا شده است برخلاف چهره ساده و خنگی که دارد در کار خود کارکشته و گرگی باران دیده است. او مدتها به جمع بندی امور پرداخته بود تا بالاخره گزارش آخر او این خبر را میداد که به احتمال بالای 90 درصد در خانه مذکور همان کسی است که برای کشتن او میلیاردها دلار در افغانستان خرج شده و هزاران کشته روی دست امریکا گذاشته است.
اما این همه ماجرا نبود!
اگر خبر به پاکستان برای هماهنگی اعلام میشد محتمل بود که به طریقی به بن لادن برسد زیرا سازمان اطلاعات پاکستان رابطه عمیقی با گروه های تندرو دارد و اوج این روابط در دوران نوازشریف بود اما اکنون هم اوضاع خیلی فرق نمیکرد.
امریکا دست به ریسک نسبتا” بزرگی زده بود. با اینکه حملات هوایی در خاک پاکستان توسط نیروهای آمریکایی و علی الخصوص هواپیماهای بدون سرنشین چیزی روتین و عادی شده است اما عملیات در یک قدمی اسلام آباد چیز دیگری است.
اگر فرض بر اطلاع پاکستان هم بگیریم مسلما” ممکن است این موضوع در حد یک اطلاع با مضامین به شدت گمراه کننده بوده است. طوریکه سازمان اطلاعات پاکستان نتواند آن چه باید میشد را حدس بزند.
البته همه اینها با این فرض است که خود پاکستان بن لادن را به آمریکا نفروخته باشد. زیرا اکنون دیگر بن لادن برای پاکستان نه تنها برگ برنده نبود که عامل دردسر هم شده بود. با این حال شواهد و قراین و مواضع سناتورهای کنگره امریکا نشان میدهد که پاکستان در جریان کامل موضوع نبوده و نقش اساسی هم در روند کار و تامین اطلاعات کلیدی نداشته است.

برای دیدن عکس بزرگتر اینجا کلیک کنید.

با حمله نیروهای ویژه امریکا در نیمه شب اول می 2011 عملیات رنگ واقعیت به خود گرفت. با مقاومت نیروهای محافظ بن لادن گفته میشود یک هلیکوپتر حامل نیروهای ویژه آمریکا سقوط کرده است که معلوم نیست تلفات آن واقعا” صفر بوده طبق اعلام امریکا یا خیر!

برای دیدن عکس بزرگتر اینجا کلیک کنید.

با ورود به ساختمان حضور بن لادن و کشتن نگهبانان دیگر پایان بن لادن رسیده بود زیرا جز همسرش که سد روبروی تیرها شده بود کسی برای دفاع وجود نداشت. با شلیک گلوله های پی در پی بن لادن، جوانترین همسرش و یک یا دو نفر از پسرانش و چند نگهبان وی کشته شدند.

با شروع عملیات بود که مسئولان پاکستانی در جریان کامل امر قرار گرفتند تا دخالتی نکنند. اما دیگر برای خبر رساندن به بن لادن دیر شده بود. پایان عملیات کشتن بن لادن و بردن جسد او توسط نیروهای امریکایی با حضور نیروهای امنیتی و نظامی پاکستان همراه شد. دیگر چیز مهمی در آن خانه وجود نداشت جز خاطراتی از حضور بن لادن!

نقشه بنلادن

http://www.webshahr.org/Pictures/Analysis/bin-laden-hunting-5.jpg