وجود خدا

جود خدا از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد     بخشی از مجموعه مقاله‌های بی‌خدایی مفاهیم
بی‌خدایی · بی‌خدایی و دین نقد بی‌خدایی · ضدخدایی بی‌خدایی صریح و ضمنی بی‌خدایی مثبت و منفی تاریخ
تاریخ بی‌خدایی · بی‌خدایی نو بی‌خدایی حکومتی دلایل بی‌خدایی
دلایل بر عدم وجود خدا برهان وحی‌های متناقض برهان طراحی ضعیف پارادوکس قدرت مطلق سرنوشت مطلع‌نشدگان برهان اختفای الهی · تیغ هیچنز شرط‌بندی بی‌خدا · برهان اختیار براهین ناسازگاری صفات الهی مسئله شر · مسئله دوزخ قوری راسل · خدای حفره‌ها ناشناخت‌گرایی الهیاتی گشایش بوئینگ ۷۴۷ غایی مردمان جمعیت تبعیض/تعقیب بی‌خدایان فهرست بی‌خدایان جستارهای وابسته ندانم‌گرایی [نمایش] بی‌دین [نمایش] طبیعت‌گرایی [نمایش] سکولاریسم [نمایش] درگاه ویکی‌پروژه ·  ن   ب   و
مسئلهٔ وجود خداوند همواره به عنوان یکی از سرفصل‌های مهم کاوش‌های فلسفی مطرح بوده‌است، و در طول تاریخ، فلاسفهٔ متعلق به مشرب‌های فکری مختلف، به بیان و سنجش استدلال‌هایی له یا علیه وجود خدا پرداخته‌اند.[۱][۲]
  محتویات   [نهفتن]  ۱ معنای عبارت «خداوند وجود دارد» ۲ رویکردها در پاسخ به پرسش از وجود خدا ۳ اثبات وجود خدا در اندیشه فیلسوفان ۴ آیا وجود خدا بدیهی و بی‌نیاز از اثبات است؟ ۵ براهین خداباورانه ۶ تقسیم بندی‌ها ۶.۱ تقسیم‌بندی جان هیک ۶.۲ تقسیم‌بندی مرتضی مطهری ۶.۳ تقسیم بندی جوادی آملی ۷ ذکر چند استدلال نمونه ۸ براهین خداناباورانه ۹ براهین استقرایی ۱۰ بی‌نیازی از اقامه برهان ۱۱ براهین قیاسی ۱۲ جستارهای وابسته ۱۳ پانویس ۱۴ پیوند به بیرون
  معنای عبارت «خداوند وجود دارد»[ویرایش]
از گزارهٔ «خداوند وجود دارد» معانی متفاوتی ارائه شده‌است: خداوند دارای کیفیتی به نام وجود است. (تلقی سنتی) خداوند تنها واجب الوجود است و همهٔ موجودات دیگر ممکن الوجود بوده که وجودشان از وجود او نشات گرفته شده‌اند. (تلقی ملاصدرا)[۳] چیزی وجود دارد که مصداقی برای تعریف خداوند باشد. (تلقی راسل) رویکردها در پاسخ به پرسش از وجود خدا[ویرایش]
بر پایهٔ اینکه «خداوند وجود دارد» به چه معنا باشد، می‌توانیم این پاسخ‌ها را انتظار داشته باشیم: خداوند وجود دارد، چون خدا کامل مطلق یا واجب الوجود است. (تلقی آنسلم و آقامحمدرضا قمشه‌ای) خداوند وجود دارد، چون این ممکن موجود است. (تلقی ابن سینا) خداوند وجود دارد، چون اصل وجود موجود است. (تلقی ملاصدرا)[۴] خداوند وجود ندارد، چون مصداق تعریف خداوند شناخته نمی‌شود. (تلقی راسل) اثبات وجود خدا در اندیشه فیلسوفان[ویرایش]
فیلسوفان دین به یکی از چهار گروه زیر تقسیم می‌شوند: فیلسوفانی که معتقدند برهانی خردپسند برای وجود خدا، وجود دارد؛ فیلسوفانی که معتقدند وجود خدا اثبات نشده‌است، گرچه امکان آن به کلی منتفی نیست؛ فیلسوفانی که معتقدند وجود خداوند اثبات ناشدنی است. فیلسوفانی که معتقدند عدم وجود خدا قابل اثبات است.
گروه اول باید حداقل یک برهان معتبر ارائه دهند. گروه دوم باید نشان دهند که تمام براهینی که تاکنون ارائه شده خدشه دارند. گروه سوم باید اولآ نشان دهند که تمام براهینی که تاکنون ارائه شده خدشه دارند، و ثانیآ اثبات کنند که اثبات وجود خداوند با مفهوم خدا تناقض آمیز است، همچنان که دایرهٔ مربع تناقض آمیز است.
بر این اساس گروه دوم و سوم هر دو باید تمام ادله اثبات خدا را رد کنند؛ اما:
.. گروه سوم باید ادله اثبات خدا را بر اساس حصر عقلی دسته‌بندی کرده و تناقض را در هر دسته نشان دهند، کما اینکه گروه دوم می‌توانند با حصر استقرایی این کار را انجام دهند.[۵]
از طرف دیگر گروه چهارم، با رد تمام دلایل نیز نمی‌توانند اعتقاد به وجود خدا را مردود شمارند، بلکه باید برای نفی وجود او دلیل اقامه کنند.[۶] آیا وجود خدا بدیهی و بی‌نیاز از اثبات است؟[ویرایش]
معمولاً نظر متکلمان مسلمان این بوده‌است که وجود خدا بدیهی است، از نظر بسیاری از فلاسفهٔ خداباور همچون آکویناس وجود خدا بدیهی نیست و نیاز به اثبات دارد و مسلماً از نظر فلاسفه ندانم‌گرا و بی‌خدا وجود خدا بدیهی نیست.
از سویی دیگر، برخی از فلاسفه خداباور مانند ابن سینا و ملاصدرا ضمن اذعان به بداهت وجود خدا، به دفاع از براهین اثبات وجود خدا پرداختند و آن را مایهٔ تنبه و توجه بیشتر به این امر بدیهی دانستند. براهین خداباورانه[ویرایش]
فهرست کامل براهین اثبات خدا را اینجا ببینید تقسیم بندی‌ها[ویرایش]
برهان‌های اثبات وجود خدا در آیین‌ها و مذهب‌ها و مکتب‌ها بسیار موردتوجه بوده‌اند و در طول تاریخ برهان‌های زیادی در اثبات وجود خدا ارائه شده‌است. بیشتر این برهان‌ها در هر دین، کمابیش با برهان‌های دین‌های دیگر اشتراکاتی داشته‌اند. تقسیم‌بندی جان هیک[ویرایش]
جان هیک، راه‌های اثبات وجود خدا را به دو گروه تقسیم می‌نماید: براهین پیشینی: مستقل از تجربه، که اگر صحیح و تام باشند، ما را به قطعیتی همچون قطعیت قضایای ریاضی خواهند رساند. براهین پسینی: یا براهین تجربی.
هیک همچنین براهین پسینی را به دو دسته تقسیم می‌کند: براهینی که مدعی استدلال قریب به یقین یا برهانهای دندان شکن هستند. براهینی که صرفاً درصددند ما را قانع کنند که خداباوری محتمل‌ترین توضیح درباره جهان است.[۷]
در تقسیم بندی نسبتاً مشابهی، برخی حکمای مسلمان از دو روش لمّی (براهین پیشینی) و انّی (پسینی) سخن به میان می‌آورند، و سپس براهین انّی را به دو گروه تقسیم می‌کنند: شبه انی: از یک ملازم به ملازم دیگر پی برده می‌شود. انی واقعی: مخلوقات، واسطه اثبات وجود خدا هستند.[۸][۹] تقسیم‌بندی مرتضی مطهری[ویرایش]
مرتضی مطهری، چنین تقسیم بندی از براهین اثبات خدا ارائه می‌دهد: براهینی که مستقیماً به اثبات وجود خدا نمی‌پردازند، بلکه به اثبات وجود فطرتی خدایی می‌پردازند: برهان فطرت. براهینی که مستقیماً به اثبات وجود خدا می‌پردازند: بر وجود شیء خارجی تکیه نمی‌کنند بلکه از مفهوم و تعریف خدا، خدا را اثبات می‌کنند: برهان آنسلمی. بر وجود شی‌ای در خارج تکیه می‌کنند: با تکیه بر چیزی غیر از خدا، خدا را اثبات می‌کنند: برهان نظم، علیت و امکان و وجوب. وجود خدا را با خود خدا اثبات می‌کنند: برهان صدیقین.[۱۰] تقسیم بندی جوادی آملی[ویرایش]
اما عبدالله جوادی آملی، علاوه بر ذکر تقسیم بندی لمّی و انّی، از نگاهی دیگر نیز به موضوع می‌پردازد، و تاکید می‌کند که بسیاری از براهینی که برای اثبات خدا ارائه شده‌اند، اصلاً برهان نیستند و نه تنها خداناباوران، بلکه خداباوران نیز منتقد آنها هستند. به تصریح وی: برخی براهینی که برای اثبات واجب اقامه می‌شوند، معیوب بوده و فاقد شرایط افاده یقین می‌باشند؛ این دسته فساد درونی دارند و در حقیقت برهان نیستند. دسته دوم براهینی که معیوب نیستند و در حقیقت برهان می‌باشند، لیکن ناقص هستند؛ مانند برهان حرکت یا برهان حدوث. براهینی که صحیح و کامل هستند؛ مانند برهان صدیقین.[۱۱] ذکر چند استدلال نمونه[ویرایش] براهین مبتنی بر نظم نوشتار اصلی: برهان نظم
در عالم نظمی وجود دارد که کوچکترین خللی به آن، منجر به نابودی آن می‌شود. چه چیزی باعث شکافته شدن دانه می‌شود؟ براهین علی نوشتار اصلی: برهان علیت
در جهان سلسله‌ای از روابط علت و معلولی وجود دارد و چون دور و تسلسل محال است باید این سلسله به علت العلل ختم شود. برهان امکان نوشتار اصلی: برهان امکان و وجوب
برهان امکان و وجوب از استوارترین برهان‌های اثبات وجود خدا است و در میان فلاسفهٔ اسلامی جایگاه بلندی دارد. خلاصه برهان به تقریر طوسی: «اگر موجود (که در تحقق آن شک نیست) واجب‌الوجود بالذات باشد، مطلوب ما ثابت است، و اگر چنین نباشد، مستلزم وجود واجب بالذات است، تا دور و تسلسل لازم نیاید.»[۱۲]
در حدیثی از امام ششم شیعیان با این تقریر آمده:
چیزی که نبود، و موجود شده‌است، یا خودش خود را موجود کرده، یا غیر او. اگر خودش خود را موجود کرده باشد، یا در هنگامی که موجود بوده سبب وجود خود شده‌است، یا هنگامی که نبوده. در صورت اول، وجود بخشیدن به موجود، محال است؛ و در صورت دوم باید معدوم، علت وجود شود، و آن هم محال است؛ و اگر غیر او، او را به وجود آورده، اگر غیر آن مانند آن چیز نبوده و موجود شده، حکم او حکم همان چیز است.[۱۳]
و با اثبات محال بودن تسلسل علل، سلسله باید به واجب‌الوجودی ختم شود که از واجب‌الوجود بودن آن سایر صفات اثبات خواهد شد. براهین خداناباورانه[ویرایش]
فهرست کامل براهین خداناباورانه را اینجا ببینید
گروهی از این براهین درصددند وجود خدا را با مشاهدات ما از جهان ناهمخوان نشان دهند؛ برخی نیز خدا را موجودی خود-متناقض می‌خوانند. براهین استقرایی[ویرایش] نوشتار‌های اصلی: برهان شر، برهان اختفای الهی، برهان طراحی ضعیف و برهان وحی‌های متناقض
براهین خداناباورانه استقرایی یا تجربی یا براهین مبتنی بر شواهد (به انگلیسی: Empirical arguments)(ترجمه نادرست:براهین شهودی)؛ درصددند وجود خدا را با مشاهدات ما از جهان ناهمخوان نشان دهند. یکی از قدیمی‌ترین براهین اقامه شده در باب رد خدا،برهان شر است که نخستین صورت فلسفی آن را اپیکورس مطرح نمود، و بعدها کسانی چون هیوم، نیچه و برایان مگی، به بسط و تدقیق آن همت گماشتند. از برهان شر غالبآ به عنوان جدی‌ترین و خطیرترین ایراد به فرضیه وجود خدا یاد می‌شود.[۱۴] از موارد مشابه می‌توان برهان اختفای الهی را نام برد. دو برهان یادشده به ترتیب مسئله شر و مسئلهٔ اختفای الهی را در تضاد با وجود خدای قادر مطلق، عادل و خیرخواه می‌دانند و این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا میان این مشاهدات ما از جهان و فرضیهٔ خدا می‌توان جمع بست؟
موارد دیگری را نیز می‌توان کم و بیش در این حوزه دانست، همچون برهان طراحی ضعیف و برهان وحی‌های متناقض. بی‌نیازی از اقامه برهان[ویرایش] نوشتار‌های اصلی: قوری چای راسل، اژدها در گاراژ من، هیولای اسپاگتی پرنده و اسب تک‌شاخ صورتی نامرئی
اما در دورهٔ معاصر، برخی فلاسفه خداناباور چون برتراند راسل ارائه برهان در اثبات عدم وجود خدا را اصولآ ناممکن دانستند، و اشیای موهومی را مثال آوردند که رد کردنشان ممکن نیست، اما این ردناپذیری باعث نمی‌شود که باور به وجودشان موجه باشد. راسل در مقام تمثیل از اصطلاح قوری چای سماوی بهره جست. با استقبال از مفهوم قوری آسمانی، اژدها در گاراژ من توسط کارل سیگن،[۱۵] وهیولای اسپاگتی پرنده به وسیله بابی هندرسون مطرح شدند.
اما گروهی که از یک سو نظر راسل را مطلوبشان دیدند، و از سوی دیگر بی‌علاقه به ارائهٔ برهان برای بیخدایی هم نبودند، درصدد جمع این دو خواسته برآمدند؛ و به این ترتیب اسب تک‌شاخ صورتی نامرئی زاده شد. اسبی که هرچند موهومی است، و بی‌اعتقادی به آن دلیل و برهان نیاز ندارد، اما به دلیل خود-متناقض بودن، قابل رد است. بر این اساس پلی میان تمثیل راسل و براهین منطقی اثبات عدم وجود خدا زده شد. براهین قیاسی[ویرایش]
براهین قیاسی اثبات عدم وجود خدا (به انگلیسی: Deductive arguments)؛ (ترجمه نادرست:براهین منطقی)، خدا را موجودی خود-متناقض می‌خوانند و بنابراین خدا ممتنع الوجود خواهد بود.
براهینی همچون خدای حفره‌ها، پارادوکس قدرت مطلق، برهان اراده آزاد و اشکال امتناع قرارگیری خدا در یک رابطه علّی در این گروه قرار می‌گیرند.
همچنین براهین ناسازگاری صفات الهی، مجموعه‌ای از براهین اثبات عدم وجود خدا هستند که همگی جزئی از براهین قیاسی می‌باشند.

bikbang


2. آیا خدا وجود دارد؟ جهان مبدأی دارد- علت آن چیست؟

دانشمندان معتقدند که جهان در نتیجه یک انفجار عظیم نور و انرژی بوجود آمده است، که آن را بیگ بنگ می نامند. این انفجار مبدا هر چیزی است که اکنون وجود دارد: آغاز جهان، مبدا فضا، و حتی مبدا اولیه خود زمان.

رابرت جاسترو متخصص فیزیک نجومی، که خود را منکر وجود خدا معرفی می کند، می گوید، "اساس هر چیزی که در جهان اتفاق می افتد در آن لحظه نخستین بنیان نهاده شده است؛ هر ستاره، هر گیاه و هر مخلوق زنده ای در جهان در نتیجه وقایعی که در لحظه انفجار کیهانی اتفاق افتاده بوجود آمده است... جهان ناگهان بوجود آمد و ما نمی توانیم بفهمیم علت آن چیست."

استیون وینبرگ، برنده جایزه نوبل فیزیک، می گوید در زمان این انفجار، "جهان صدها هزار درجه سانتی گراد حرارت داشت... و جهان با نور و روشنایی پر شده بود."

جهان همیشه وجود نداشته است. جهان آغازی دارد... چه چیز باعث آن شد؟ دانشمندان هیچ توضیحی برای انفجار ناگهانی نور و ماده ندارند.

3. آیا خدا وجود دارد؟ جهان با قانون های طبیعی یکسانی در جریان است. چرا؟

ممکن است بیشتر چیزهای زندگی در تغییر باشد، اما به چیزهایی توجه کنید که هیچگاه تغییر نمی کنند:

جاذبه زمین همیشه وجود دارد، فنجان داغ چای روی میز سرد می شود، زمین طی 24 ساعت دور خود می گردد، و سرعت نور تغییری نمی کند چه روی زمین و چه در کهکشان های دور. 

چه چیز باعث می شود قوانین طبیعت هیچگاه تغییر نکنند؟ چرا جهان این چنین منظم و پایا است؟

"بزرگترین دانشمندان تحت تاثیر اعجاب آن قرار گرفته اند. هیچ ضرورت منطقی برای جهان وجود ندارد که از قوانین پیروی کند، چه رسد به پیروی از قوانین ریاضیات. این شگفتی نشات گرفته از این حقیقت است که جهان مجبور به حرکت در این مسیر نیست. آسان است جهانی را تصور کنیم که در آن شرایط به صورت غیرقابل پیش بینی لحظه به لحظه تغییر می کنند یا حتی جهانی که چیزها ناگهان به وجود می آیند و ناگهان از بین می روند." 

ریچارد فینمن، برنامه جایزه نوبل الکتروداینامیک کوانتوم، می گوید، " اینکه چرا طبیعت بر پایه ریاضیات است یک معما است... این حقیقت که قوانینی وجود دارند نوعی معجزه است."

4. آیا خدا وجود دارد؟ کد DNA عملکرد سلول ها را برنامه ریزی می کند.

تمام دستورالعمل ها، آموزش ها، تعلیمات از روی  قصد و نیت هستند. کسی که دستورالعملی می نویسد هدفی دارد.  آیا می دانستید که در هر سلول بدن ما یک کد دستورالعمل با جزئیات کامل وجود دارد، مانند یک  برنامه کامپیوتری کوچک؟ احتمالا می دانید یک برنامه کامپیوتری از صفر و یک ایجاد شده است مانند این 110010101011000. روشی که آنها کنار هم گذاشته می شوند به کامپیوتر می گوید چه کند. کد DNA در هر یک از سلول های ما خیلی شبیه به هم هستند. این کد از چهار ماده شیمیایی ساخته شده است که دانشمندان به صورت مختصر A، T ،G ،C   می نامند. آنها به این صورت در سلول ها کنار هم چیده شده اندCGTGATCGCATGC . سه میلیارد از این حروف در هر سلول انسان وجود دارد!

درست مانند وقتی که شما تلفن خود را برنامه ریزی می کنید، DNA نیز سلول را راهنمایی می کند. DNA یک برنامه سه میلیارد کلمه ای است که به سلول می گوید چگونه عمل کند. DNA یک دفترچه راهنمای کامل است.

چرا این موضوع اینقدر شگفت انگیز است؟ شاید یک نفر بپرسد...چگونه این برنامه اطلاعاتی در هر سلول انسان وجود دارد؟ باید گفت که اینها صرفاً مواد شیمیایی نیستند. این ها موادی هستند که عملکرد سلول را هدایت می کنند، و به تفضیل مشخص می کنند که بدن شخص دقیقاً چگونه باید عمل کند.

دلایل طبیعی و بیولوژیکی هیچ توضیحی ندارند که چه زمانی اطلاعات برنامه ریزی شده ایجاد شده اند. شما نمی توانید دستورالعملی را پیدا کنید که چنین اطلاعات جامعی داشته باشد بدون اینکه کسی بدون دانش آن را نوشته باشد.

5. آیا خداوند وجود دارد؟ می دانیم که خدا وجود دارد زیرا او در طلب ماست. او به صورت مداوم به دنبال این است که ما به سوی او بازگردیم.

من زمانی منکر خدا بودم. و مانند بسیاری از بی دینان، اعتقاد مردم به خدا مرا بسیار آزار می داد. چرا یک ملحد باید وقت و توجه و انرژی زیادی را صرف انکار موضوعی کند که خودش اعتقادی به وجود آن ندارد؟

چه چیز باعث می شد اینگونه رفتار کنم؟ وقتی یک بی دین بودم، می خواستم  به این افراد بیچاره و فریب خورده کمک کنم تا بفهمند امیدشان بی پایه و اساس بود. اگر بخواهم صادقانه بگویم، من هدف دیگری نیز داشتم. وقتی آنهایی را که به وجود خدا اعتقاد داشتند به چالش می کشیدم، خیلی کنجکاو بودم که ببینم آیا آنها هم می توانند مرا قانع کنند. بخشی از تلاش من برای این بود که از تردید در مورد وجود خداوند آزاد شوم. اگر سرانجام می توانستم به افراد معتقد ثابت کنم که اشتباه می کنند، این مسئله در ذهنم حل می شد و من آزاد بودم که در زندگی ام تغییر ایجاد کنم.

اما من نفهمیدم دلیل اینکه موضوع خدا این قدر ذهن مرا درگیر کرده، این است که خدا این چنین می خواهد. سرانجام فهمیدم که خدا می خواهد شناخته شود. او ما را با این هدف خلق کرده که او را بشناسیم. او در اطراف ما شواهد زیادی برای اثبات وجودش قرار داده و پرسش و جستجو در مورد وجودش را قبل از ما بوجود آورده است. مانند وقتی که من نمیتوانستم از تفکر در مورد امکان وجود خدا بگریزم. در حقیقت روزی که تصمیم گرفتم وجود خدا را قبول کنم، معبود من با این جمله شروع کرد که، "بسیار خوب، تو برنده شدی..." ممکن است دلیل اصلی این که کافران توسط مومنین آزرده می شوند این باشد که خدا به طور جدی به دنبال آنها است.

من تنها کسی نیستم که چنین تجربه ای داشته است. مالکوم موگردیج، نویسنده موضوعات اجتماعی و فلسفی، می نویسد،" حسی داشتم که انگار این منم که در خلال کاوشم، دنبال شده ام. " سی اس لویس می گوید که به یاد دارم، "هر شب وقتی ذهنم برای یک لحظه از کارم فارق می شد او بی امان و محکم به من نزدیک می شد، او کسی بود که جداً نمی خواستم با او روبرو شوم. سرانجام تسلیم شدم و قبول کردم که خدا خداست، و زانو زدم و راز و نیاز کردم: شاید، آن شب، در سراسر سرزمینم من دلشکسته ترین و مرددترین کسی بودم که تازه ایمان آورده بود."

لویس در نتیجه شناخت خدا کتابی نوشت با عنوان،" شگفت زده از شعف." من هم انتظار دیگری نداشتم جز اینکه وجود خدا را حقیقتاً قبول کنم. هنوز بعد از ماه ها، من هنوز از عشقش نسبت به خودم شگفت زده ام.


اگر می خواهید با خدا ارتباط برقرار کنید، همین حالا اقدام کنید.

تصمیم با شماست، هیچ اجباری وجود ندارد. اما اگر می خواهید مورد مغفرت خدا قرار گیرید و با او ارتباط برقرار کنید، می توانید همین حالا از او بخواهید که شما را ببخشد و به زندگی تان وارد شود.

آیا خدا وجود دارد؟ به تمام این حقایق توجه کنید، یک نفر ممکن است نتیجه گیری کند که خدای مهربان وجود دارد و می تواند شخصاً او را بشناسد. اگر اطلاعات بیشتری در مورد وجود خدا می خواهید بدانید می توانید به کتب گوناگونی که در این زمینه نوشته شده مراجعه کنید.