خدا.جهان.هستي .آخرت.تكامل.بشر.علم.آينده
در باب: جهان هستی

اخیراً یک نظریه از فیزیکدان معروف جهان هاوکینگ (Stephen Hawking) مطرح شد که موجب شگفتی جهانیان شده است و آن نظریه این است که جهان بدون خدا به وجود آمده است. علم ثابت کرده که جهان به طور خود به خود به وجود آمده است. به گفتۀ وی با کمک نظریه کوانتومی (Quantum Theory) و جاذبه زمین می توانیم ثابت کنیم که جهان به طور خود به خود به وجود آمده. در مقابل چنین نظریه ای باید دید پاسخ اسلام چیست؟ آیا تا به حال کسی هست از میان دانشمندان فیزیک و یا علمای مسلمان بوده یا هست که این نظریه را رد کرده باشد؟

این شبهه را می توان در دو بخش پاسخ گفت. در بخش اول به طرح دیدگاه های هاوکینگ و نقد آن می پردازیم و در بخش بعدی نظریه هایی که در این باب از سوی حکمای اسلامی ارائه شده را شرح می دهیم.

الف) درباره هاوکینگ و دیدگاه هایش:

۱- شخصیت هاوکینگ را بیشتر بشناسیم:

استیون (استفان) ویلیام هاوکینگ (به انگلیسی: Stephen William Hawking) زاده ۸ ژانویه ۱۹۴۲، یک فیزیکدان نظری و کیهان شناس بریتانیایی است که کارهای علمی اش سابقه ای بیش از چهل سال دارد. استیون هاوکینگ را از بزرگ ترین دانشمندان فیزیک نظری معاصر می‌شمارند و حتی به اعتقاد بعضی از دانشمندان، او برجسته‌ترین فیزیکدان بعد از انیشتین است. کتاب‌ها و همایش هایش او را به یک چهرۀ محبوب جهانی تبدیل کرده است. زمینهٔ پژوهشی اصلی وی کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی است. وی را انیشتین دوم لقب داده اند؛ زیرا می کوشد تئوری معروف نسبیت را تکامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های کوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد که توجیه کننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا کهکشان های عظیم باشد. انیشتین معتقد بود که چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سال های آخر عمرش را در جستجوی آن سپری کرد اما توفیقی نیافت.

۲- دیدگاه های علمی هاوکینگ:

هاوکینگ با کتاب “تاریخچۀ زمان،” که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و شرحی بر منشأ و مبدأ جهان بود، و برای فعالیت‏هایش دربارۀ سیاه چاله‏ها، کیهان‏شناسی و گرانش کوانتومی به شهرت رسید. همیشه این فکر غالب بود که هیچ چیز نمی‌تواند از سیاهچاله بگریزد، اما هاوکینگ اولین بار اظهار داشت که تحت شرایط معینی ، یک سیاهچاله می‌تواند، ذرات ریز اتمی گسیل کند. این پدیده امروزه به تابش هاوکینگ  معروف شده است. او به کار روی نظریه مبدأ جهان ادامه داد و ادامه این کار به راه های وصل نسبیت (گرانش) با مکانیک کوانتومی (کارکرد درونی اتم ها) دست یافت. کارهای هاوکینگ سهم عظیمی در آنچه فیزیکدان ها «نظریه وحدت بزرگ» نامیده‌اند، داشته است. طبق این نظریه تمام قانونمندی های فیزیک در قالب یک قانون یا معادله بیان می‌شود و فیزیکدان ها پیرو دیدگاه آرمانی انیشتین در تلاش برای یافتن این معادله‌اند. انیشتین با تلاشی نافرجام در قلمرو ریاضیات نتوانست این مجموعه متفاوت قوانین طبیعی را باهم آشتی داده و همساز کند، اما او قلبا ایمان داشت که ماورای این نیروها سادگی و سهولتی نهفته است که در متن آن می‌توان تمام این نیروها و قوانین آنها را با قانون های واحدی توضیح داد و این اعتقاد صرفا بر نوعی زیبایی شناسی استوار بود. باید توجه داشت که انیشتین انسان موحدی بود و به خدای یکتا اعتقادی راسخ داشت، از طریقی به زیبایی ریاضیات نیز عشق وافری می‌ورزید. از این رو معتقد بود که خالق یکتا با نگرشی زیباشناسانه جهان را با هندسه و ریاضیات زیبایی در قالب یک معادله سهل و ساده نظم داده است. حال هاوکینگ وظیفه خود می داند که تلاش کند تا این معادله زیبا و سهل و ساده را بیابد.

البته همه فیزیکدانان چنین وحدتی را باور ندارند؛ مثلا “ولفانگ پاولی” فیزیک دان برجسته اتریشی که اصل طرد او در آرایش عناصر جدول مندلیف و شناخت بیشتر عناصر، تحول شگرفی ایجاد کرد، یک بار به شوخی گفته بود: “آنچه را خدا از هم جدا کرده است، هرگز کسی پیوندشان نخواهد داد.” این انتقادات هاوکینگ را ناامید نساخت. او با همکاری راجرپن رز فیزیکدان و ریاضیدان برجسته دانشگاه آکسفورد با استفاده از نظریه نسبیت عام انیشتین  به این نتیجه رسیدند که فضا- زمان در لحظه مهبانگ (Big-Bang) آغازی داشته و این آغاز در سیاهچاله ای رخ داده است. این نتیجه ضرورت وحدت نسبیت عام و مکانیک کوانتومی را الزام آور ساخت که جهش علمی عظیمی را در نیمه دوم قرن بیستم به وجود آورد. یکی از نتایج این نظریه این استنتاج بود که سیاهچاله‌ها الزاما نباید کاملا سیاه باشند، بلکه می‌توانند پس از گسیل تابش ناپدید شوند. حدس دیگر این که جهان در لحظه فرضی هیچ کرانه‌ای ندارد.

۳-  هاوکینگ و خداباوری:

او تا پیش از انتشار کتاب جدیدش با عنوان «طرح شکوهمند» یا «تدبیر بزرگ»(The Grand Design) در روز هفتم سپتامبر۲۰۱۰ (شانزدهم شهریور ۱۳۸۹) معتقد بود: اعتقاد به وجود خالقی برای عالم با دیدگاه های علمی در باب نحوه پیدایش جهان سازگار است.

۴- دیدگاه هاوکینگ در کتاب جدیدش:

 هاوکینگ «تدبیر بزرگ»(The Grand Design) را با همکاری لئونارد ملودینو (Leonard Mlodinow) به نگارش درآورده است. بنتام دل، ناشر آمریکایی کتاب « تدبیر بزرگ» اعلام کرده که این کتاب حاصل ۴۰ سال پژوهش‌های شخصی هاوکینگ و مجموعه ای از مشاهدات نجومی شگفت‌آور و همچنین پیشرفت های نظری است. هاوکینگ و ملودینو شواهد وجود یک «تئوری یکپارچه ساز» را به آزمون گذاشته اند. به زعم ایشان این تنها تئوری است که می‌تواند همه نیروهای طبیعت را شرح و توضیح دهد.

فیزیک دان برجستۀ بریتانیایی، در کتاب جدید خود استدلال کرده است که خداوند جهان را نیافریده و “انفجار بزرگ” پیامد اجتناب ناپذیری از قوانین فیزیک بوده است. او در “طرح بزرگ” می‏نویسد:

«به دلیل وجود قانونی همچون گرانش، جهان می تواند خودش را از هیچ چیز بیافریند. به دلیل همین آفرینش خود به خودی است که به جای هیچ چیز، چیزهایی وجود دارد. جهان وجود دارد و ما وجود داریم. نیازی نیست به خدا متوسل شویم که فتیله آبی را برافروزد تا جهان به حرکت درآید».

آخرین نظرات پیشنهادی او، دیدگاه قبلی‏اش را که دربارۀ دین اظهار داشته بود نقض می‏کند. او اخیراً نوشت که قوانین فیزیک به این معنی است که در واقع لازم نیست معتقد باشیم خدا در انفجار بزرگ دست داشته است. او در آخرین کتاب خود گفته است که اکتشافات سال ۱۹۹۲ دربارۀ چرخش سیارات به دور ستاره‏ای غیر از خورشید، برای به چالش کشیدن دیدگاه پدر فیزیک، اسحاق نیوتون کمک کرده است، که می‏گفته جهان نمی‏توانسته از هرج و مرج به وجود آمده باشد و توسط خداوند آفریده شده است. او می‏نویسد:

“علتی که شرایط سیارۀ ما را منطبق و مناسب می‏سازد – خورشید واحد، ترکیب خوش اقبالانه‏اش با زمین – فاصلۀ خورشید و جرم خورشیدی، بسیار کمتر قابل توجه است، و به مراتب شواهد قانع کنندۀ کمتری وجود دارد که زمین فقط برای لطف به نوع بشر طراحی شده باشد”.

۵٫ نقد دیدگاه هاوکینگ در اثر جدیدش:

اولا در علم به معنای science آن هیچ گزاره صد در صد قطعی ای وجود ندارد و نظریه حاضر نیز از قاعده فوق مستثنا نیست. برخلاف هیاهوهای رسانه ای، خود دانشمند هنوز به قطعیتی که آنها طرح می کنند نرسیده است. شاید پر سر و صداترین بند کتاب، این باشد:

«به دلیل وجود قانونی همچون گرانش، جهان می تواند خودش را از هیچ چیز بیافریند. به دلیل همین آفرینش خود به خودی است که به جای هیچ چیز، چیزهایی وجود دارد. جهان وجود دارد و ما وجود داریم. نیازی نیست به خدا متوسل شویم که فتیله آبی را برافروزد تا جهان به حرکت درآید».

اگر خوب به این بند دقت کنیم، می بینیم که بر خلاف برداشت عام(به عمد یا به سهو)، این بند چیزی درباره وجود خدا نمی گوید. شاید معادل این بند را بتوان این گونه نوشت: «توسل به خدا برای تشریح منشا جهان فیزیکی امری غیرضرور است». این جمله گرچه نتایج الهیاتی(Theological) دارد و حتی استادان دانشکده الهیات کمبریج (Faculty of Divinity, University of Cambridge)هم به آن واکنش نشان داده اند، ولی پا را از ساحت علوم تجربی بیرون نمی گذارد و هیچ صلاحیتی برای اظهار نظر فلسفی یا دینی ندارد.

چنین ایده ای بلافاصله به مهبانگ(BigBang) اشاره دارد: نقطه اولیه چگال و داغ چگونه به وجود آمده است؟ برخی معتقدند که (لزوما) نیرویی ماوراطبیعی(Supernatural Force) چنین تکنیکی را ایجاد کرده است. اما در این کتاب عنوان شده که احتمالا راهکاری فیزیکی و با توسل به قانون گرانش برای این مسئله وجود دارد.

بر روی میز فیزیک دانان، هم نظریه میدان واحد(Unified Field Theory) قرار دارد و هم نظریه M(M-Theory) . دانشمندان هنوز هم با پیوند دادن مکانیک کوانتومی(Quantum Mechanics) و نظریه نسبیت(Theory Of Relativity) مشکل دارند و این یعنی هنوز به نتیجه قطعی نرسیده اند.

دوم اینکه تلاش هاوکینگ برای یافتن نظریه واحدی که تمام پدیده های عالم را توضیح دهد، کوششی بلندپروازانه به نظر می رسد ولی در هر حال ادامه راه انیشتین برای تحقق رؤیای او، در واقع همان حرکت از کثرت به وحدتی است که در حکمت اسلامی از آن سخن به میان آمده است. به فرض پذیرش انکار خدا از سوی او، این فیزیک دان تنها خدای اساطیری و توهمی را انکار کرده است، نه خدای حقیقی و عرفانی و هستی شناسانه. آنچه او انکار کرده همان خدایی است که فیلسوف آلمانی، نیچه، از مرگ آن سخن گفت. یعنی خدای ذهنی.

سوم این که حتی اگر این تئوری به زعم خود وجود خالقی برای جهان را نیز انکار می کرد باز نمی توانست خللی در اعتقادات دینی یک فرد مؤمن ایجاد کند. مؤمن واقعی که خالی از هر نفاقی است به خصوص نفاق علمی ـ که بدترین نفاق ها است ـ از آفت علم پرستی یا تکنولوژی پرستی در امان است. روشنفکرانی که یافته های علمی جهان غرب را اصل می انگارند و درصدد هستند تا اعتقادات دینی خود را با این یافته ها به طور کامل مطابق نمایند، در عمل به دینی شرک آلود و نفاق آمیز می رسند که توجیه گر و پرستنده و پیرو دیدگاه های متغیر و فاقد قطعیت علم غربی است که همه روزه در حال تغییر است. به عنوان نمونه همین آقای هاوکینگ در سال ۲۰۰۴ دیدگاه معروفش در باب اطلاعات سیاه چاله ها را تغییر داد. دیدگاهی که سال ها او و بسیاری به تبع او درست می انگاشته اند. نمونه های دیگر در تاریخ علم از این دست فراوان هستند که نمونه مشهور آن دیدگاه گالیله درباره گردش زمین است.

نتیجه:

اگر این چنین به موضوع نگاه کنیم و نتایج را بنگریم، متوجه می شویم که هیچ کدام از استدلال های وجود خدا با چنین فرضیه ای مخدوش نمی گردد. همان طور که هیچ کدام از علل وجود خدا، به تشریح ماوراطبیعی مهبانگ تکیه ندارد.

ب) دیدگاه حکمای مسلمان در باب پیدایش عالم:

طبق نظر اسلام خداوند عالم را از عدم خلق نموده است. حکما فلاسفه و عرفای اسلامی تعابیر مختلفی از این مسئله دارند، به عنوان نمونه ابن سینا پیدایش عالم را محصول عشق می داند. در آثارحکمای اسلامی سده های پیشین طبعاً به دلیل هم عصر نبودن با ما نمی توان نظریه ای یافت که پیدایش عالم را با علم و دانش فیزیک امروز توضیح دهد. در جهان معاصر برخی حکمای اسلامی  توانسته اند به این مهم دست یازند از جمله زنده یاد «سید عباس معارف» در رساله «ماترژن یا ذره موج نهایی» با وام گرفتن از اصول فیزیک کوانتوم، نظریه نسبیت و ثابت پلانک و با نگاهی به نظریه جوهرفرد در فلسفه و حکمت اسلامی، توانست به این مهم دست یازد و خلقت از عدم را توصیفی فلسفی ـ علمی دهد.[

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:29  توسط محمد ابراهيم خ  | 

ترین‌های کیهانی

 

صوفی در سماع. این نقاشی تپ‌اختری را نشان می‌دهد که مواد را از ستاره‌ی همدم خود می‌بلعد. گازها قرصی را به دور تپ‌اختر تشکیل می‌دهند و سرانجام با حرکتی مارپیچی به سوی آن می‌ریزند که این به‌تدریج سرعت چرخش آن را بیشتر می‌کند. تپ‌اختری به نام PSR J1748-2446ad سریع‌ترین چرخش را در میان ستاره‌های عالم دارد؛ سرعت باورنکردنی چرخش این ستاره 716 بار در هر ثانیه است؛ یعنی نزدیک به سریع‌ترین سرعت نظری که چنین جسمی می‌تواند به دور خود بچرخد و از هم نپاشد.

صوفی در سماع. این نقاشی تپ‌اختری را نشان می‌دهد که مواد را از ستاره‌ی همدم خود می‌بلعد. گازها قرصی را به دور تپ‌اختر تشکیل می‌دهند و سرانجام با حرکتی مارپیچی به سوی آن می‌ریزند که این به‌تدریج سرعت چرخش آن را بیشتر می‌کند. تپ‌اختری به نام PSR J1748-2446AD سریع‌ترین چرخش را در میان ستاره‌های عالم دارد؛ سرعت باورنکردنی چرخش این ستاره ۷۱۶ بار در هر ثانیه است؛ یعنی نزدیک به سریع‌ترین سرعت نظری که چنین جسمی می‌تواند به دور خود بچرخد و از هم نپاشد.

براین گنسلر

ترجمه: شادی حامدی آزاد

عالم بسیار فراتر از تجربه‌ی هر روزه‌ی ما، از هر جهت، گسترده شده است. اما در عین حال واقعاً جالب است که ما قادریم برخی از ویژگی‌های آن را بسنجیم. مهم‌تر این‌که  فکر می‌کنیم ماهیت بسیاری از اجرام عالم، چگونگی شکل‌گیری آن‌ها، و چرایی داشتن ویژگی‌های خارق‌العاده‌شان را درک کرده‌ایم.

در این سری مقاله‌ها به برخی مفاهیمی که در زندگی روزمره‌مان آن‌ها را تجربه می‌کنیم می‌پردازیم: سرعت، دما، گرانش، چگالی، و ابعاد. برای هر یک از این‌ها در زندگی روزمره‌ی ما کران‌هایی وجود دارند: مثلاً همه‌ی ما مفهوم گرمای سوزان و سرمای استخوان‌سوز را می‌دانیم، می‌توانیم سرعت هواپیمای جت را در آسمان حس و با حرکت آهسته‌ی حلزونی در باغچه مقایسه کنیم. اما کران‌ها و ترین‌هایی که در عالم با آن‌ها سروکار داریم چیستند؟2

فهم عددهایی که در سنجش کران‌ها در عالم به کار می‌آیند ممکن است در نگاه نخست دشوار به نظر بیاید. اما در نگاهی نزدیک‌تر نه‌تنها کران‌های کیهانی قابل درک می‌شوند بلکه معلوم می‌شود که این عددها کلیدهای حیاتی برای رمزگشایی از شگفتی و زیبایی عالم‌اند. باوجودی که میان تخیل محدود انسان و ابعاد و پیچیدگی‌های عالم ظاهراً نوعی ناسازگاری مأیوس‌کننده دیده می‌شود، همین که ما این‌همه از چیزهایی را که می‌بینیم درک می‌کنیم بسیار حیرت‌انگیز است. ما اغلب خود را در رویارویی با کیهان گیج و مبهوت می‌یابیم، با این حال شاید این دستاورد نهایی بشر باشد که سرانجام بتوانیم شکوهی را که در آسمان شب رصد می‌کنیم درک کنیم.

این بار قسمت ۱۰ از این مجموعه را به صورت ویژه تقدیم‌تان می‌شود. شنبه‌ی بعد می‌توانید قسمت ۹ را بخوانید و این روال را تا رسیدن به شماره‌ی ۱ فهرست ادامه دهید.

(۱۰) سریع‌ترین چرخش ستاره‌ای 

ستاره‌های نوترونی عموماً با سرعت چرخش ۳۰ تا ۵۰ بار در هر ثانیه به دور خود متولد می‌شوند. اما میدان‌های مغناطیسی قدرتمند معمولاً سرعت چرخش آن‌ها را با افزایش‌یافتن سن‌شان کُند می‌کنند. هر ستاره‌ی نوترونی، چند میلیون سال پس از تولدش، ممکن است با سرعت یک‌بار در هر ۵ تا ۱۰ ثانیه به دور خود بچرخد. هرچند این سرعت هم در مقایسه با اغلب ستاره‌ها و سیاره‌ها بسیار زیاد است، برای ستاره‌ای نوترونیْ بسیار کُند، یا تقریباً حالت توقف، است.

ستاره‌ی رکورددار با سرعت ۷۱۶ بار در هر ثانیه به دور خود می‌چرخد! یک میلیارد سال دیگر، احتمالاً این ستاره همچنان مشغول چرخش با سرعتی بیش از ۵۰۰ بار در ثانیه خواهد بود؛ یعنی سریع‌تر از دستگاه مخلوط‌کن خانگی!

عجیب این است که برخی از ستاره‌های نوترونی می‌توانند این روند کندشدن تدریجی سرعت چرخش را برعکس کنند. این ستاره‌ها پس از گذشت صدها میلیون یا حتی چند میلیارد سال از عمرشان بسیار سریع‌تر از مراحل پیشین در زندگی‌شان می‌چرخند. ستاره‌ی رکورددار فعلاً ستاره‌ای نوترونی در صورت فلکی قوس به نام PSR J1748-2446ad است که با سرعت ۷۱۶ بار در هر ثانیه به دور خود می‌چرخد! جالب‌تر این‌که این ستاره و ده‌ها ستاره‌ی چرخنده‌ی بسیار پُرسرعت دیگر نه‌تنها به‌طوری غیرعادی سریع می‌چرخند بلکه به‌زحمت ممکن است سرعت‌شان را کُند کنند. یک میلیارد سال دیگر، احتمالاً ستاره‌ی PSR J1748-2446ad همچنان مشغول چرخش با سرعت بیش از ۵۰۰ بار در ثانیه خواهد بود؛ یعنی سریع‌تر از دستگاه مخلوط‌کن خانگی.

این نوع ستاره‌های نوترونی در ابتدا عضوی از منظومه‌ای دوتایی شامل ستاره‌ای عادی بوده‌اند. اگر مدار دوتایی به اندازه‌ی کافی کوچک بوده باشد، ستاره‌ی نوترونی با گرانش فوق‌العاده قوی خود گازها را از ستاره‌ی همدمش به سوی سطح خود کشیده است. وقتی این گازها با حرکتی مارپیچی به سوی سطح ستاره‌ی نوترونی سرازیر شده و بر آن فروریخته است به‌تدریج بر اندازه‌حرکت زاویه‌ای این ستاره افزوده و موجب سریع‌تر و سریع‌تر شدن چرخش آن شده است. اگر زمان کافی در اختیار ستاره‌ی نوترونی باشد، سرعتش ممکن است به صدها بار در هر ثانیه برسد.

برگرفته از: Sky & Telescope, March 2013

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:40  توسط محمد ابراهيم خ  | 

سریع‌ترین پدیده پس از نور

 
 هنرمندی، بارش پرتوهای کیهانی را به تصویر کشیده است. ذره یا هسته‌ای اتمی با سرعتی نزدیک به سرعت نور به لایه‌های بالایی جوّ زمین برخورد می‌کند و از هم می‌پاشد، اما انرژی جنبشی آن بارشی از ذرات ثانویه را بر سَر و روی زمین می‌ریزد. دانشمندان با استفاده از آشکارسازهای ذرات و سنجش بقایای این برخورد می‌توانند انرژی (و سرعت) ذره‌ی اولیه را بازسازی کنند. یکی از این پرتوهای کیهانی، که در 15 اکتبر 1991 بر فراز ایالت یوتای آمریکا با جوّ زمین برخورد کرد، چنان سریع حرکت می‌کرد که حامل انرژی‌ای برابر با انرژی توپ بیس‌بالی بود که با سرعت 96 کیلومتر بر ساعت پرتاب شود.

هنرمندی، بارش پرتوهای کیهانی را به تصویر کشیده است. ذره یا هسته‌ای اتمی با سرعتی نزدیک به سرعت نور به لایه‌های بالایی جوّ زمین برخورد می‌کند و از هم می‌پاشد، اما انرژی جنبشی آن بارشی از ذرات ثانویه را بر سَر و روی زمین می‌ریزد. دانشمندان با استفاده از آشکارسازهای ذرات و سنجش بقایای این برخورد می‌توانند انرژی (و سرعت) ذره‌ی اولیه را بازسازی کنند. یکی از این پرتوهای کیهانی، که در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۱ بر فراز ایالت یوتای آمریکا با جوّ زمین برخورد کرد، چنان سریع حرکت می‌کرد که حامل انرژی‌ای برابر با انرژی توپ بیس‌بالی بود که با سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت پرتاب شود.

براین گنسلر

 

تریلیون‌ها پرتو کیهانی در هر ثانیه با زمین برخورد می‌کنند. پرتوهای کیهانی به‌خودی‌خود «پرتو» نیستند؛ آن‌ها ذرات زیراتمی و هسته‌های اتمی‌اند که عموماً با سرعت ۹۹ درصد سرعت نور حرکت می‌کنند. این سرعت سریع‌تر از تقریباً هر چیز دیگری در عالم است اما یادتان باشد که هنوز ۱۱ میلیون کیلومتر بر ساعت از خود نور کُندتر است. اما کسر کوچکی از پرتوهای کیهانی موجب می‌شوند که ۹۹ درصد سرعت نور هم آهسته به نظر بیاید. این جمعیت نادر از پرتوهای کیهانیِ فرا-‌پُرانرژی به سریع‌ترین سرعتی که بر اساس قوانین فیزیک ممکن است نزدیک می‌شوند.

رکورد قطعی برای سریع‌ترین سرعتی که تاکنون، به‌جز خود نور، در عالم ثبت شده در ساعت ۱:۳۴:۱۶ بامداد به وقت محلی در روز سه‌شنبه ۱۵ اکتبر ۱۹۹۱ (۲۳ مهر ۱۳۷۰) در آشکارساز پرتوهای کیهانی های‌رزلوشن فلای آی در نزدیکی داگ‌وِی در ایالت یوتای آمریکا بوده است. یک پرتو کیهانی با جوّ زمین برخورد کرد و به بارانی فوق‌العاده از ذرات ثانویه تجزیه شد. دانشمندان با استفاده از الگو و وسعت پراکنش این بقایا توانستند سرعت اولیه‌ی این پروتون یا هسته‌ی اتمی را هنگام برخورد با جوّ زمین به دست آورند و نتیجه خیره‌کننده بود: این پرتو با سرعت ۹۹/۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۶ درصد سرعت نور حرکت می‌کرده است! 

اگر این پرتو با یک پرتو نور در مسیری به درازای یک میلیون سال نوری مسابقه‌ی سرعت بدهند، پرتو نور بی‌شک این پرتو را شکست می‌دهد اما با اختلاف فقط ۴ سانتی‌متر!

قضیه را طور دیگری در نظر بگیرید؛ فرض کنید این پرتو ذرات با یک پرتو نور مسابقه‌ی سرعت در مسیری به درازای یک میلیون سال نوری بدهند. پرتو نور بی‌شک این پرتو را شکست می‌دهد اما با اختلاف فقط ۴ سانتی‌متر. یعنی شاید مثل برخی مسابقه‌های مهم جهانی مجبور باشیم برای تعیین برنده به عکس‌ها مراجعه کنیم!

پرتو کیهانی اکتبر ۱۹۹۱ با نام مستعار «ذره‌ی وای خدای من» مشهور شد. انرژی این ذره هم گیج‌کننده بود: بیش از ۱۲ کالری انرژی در زمان رسیدن به زمین. برای سنجیدن این مقدار با استانداردها برخورددهنده‌ی بزرگ هادرون (LHC) را – قوی‌ترین برخورددهنده‌ی ذرات که تا به حال ساخته شده است – در نظر بگیرید. (در چنین دستگاهی به ذرات زیراتمی انرژی داده می‌شود تا با هم برخورد کنند.) برخورددهنده‌ی LHC می‌تواند ذرات زیراتمی را حداکثر فقط تا مقدار حدود ۰/۰۰۰۰۰۰۲ (۷-^۱۰×۲) کالری انرژی بدهد. فرایندهای ناشناخته‌ی کیهانی می‌توانند ذره‌ای را تا ۵۰ میلیون بار بیشتر از توانایی ما انسان‌ها انرژی ببخشند. مقدار انرژی چنین ذره‌ای برابر است با انرژی توپ بِیس‌بالی که با سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت پرتاب شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:35  توسط محمد ابراهيم خ  | 

 

‌ترین‌های کیهانی: بزرگ‌ترین جسم عالم و سریع‌ترین سیاره‌ در مدار

6

برایان گنسلر

ترجمه: شادی حامدی آزاد

این‌بار در ترین‌های کیهانی، دو مورد را بررسی می‌کنیم: 

سریع‌ترین سیاره‌ی در مدار

رکورد سریع‌ترین حرکت در مدار از آنِ سیاره‌ی HD 80606b است. فاصله‌ی این سیاره و منظومه‌اش از ما ۱۹۰ سال نوری است و در صورت فلکی دب‌اکبر قرار دارند. سیاره‌ی HD 80606b، که چند برابر پُرجرم‌تر از مشتری است، در مداری بسیار کشیده – مشابه مدار دنباله‌دارها – به دور ستاره‌ی مادرش (Struve 1341 b) می‌گردد اما این مدار را در هر ۱۶ هفته یک بار طی می‌کند. این سیاره در بخش‌هایی از مدارش نسبتاً آهسته حرکت می‌کند و دورترین فاصله‌اش از ستاره‌ی مادر بیش از فاصله‌ی زهره از خورشید می‌شود. اما در بازه‌ی کوتاهی در هر مدار به سوی درون کشیده می‌شود و کمترین فاصله‌اش از ستاره‌ی مادر ۱۳ بار کمتر از فاصله‌ی عطارد از خورشید می‌شود. (متوسط فاصله‌ی زهره-خورشید ۱۰۸ میلیون کیلومتر و عطارد-خورشید ۵۸ میلیون کیلومتر است) در نزدیک‌ترین فاصله از ستاره‌اش به سرعت بسیار زیاد ۸۵۰ هزار کیلومتر بر ساعت یا ۲۴۰ کیلومتر بر ثانیه می‌رسد.

بزرگ‌ترین جسم عالم7

بزرگ‌ترین ساختاری که در عالم می‌شناسیم رشته‌ای بسیار بزرگ از هزاران کهکشان به نام دیوار بزرگ سْلوآن (Sloan Great Wall) است که در سال ۲۰۰۳ کشف شد. درازای این دیوار عظیم تقریباً ۱/۴ میلیارد سال نوری است. از دید ما در پس‌زمینه‌ی صورت‌های فلکی مار آبی، سکستانت، اسد، و سنبله قرار دارد و تقریباً یک‌چهارم آسمان را پوشانده است. این دیوار به‌شکل ریسمانی خطی نیست بلکه ساختاری پُر پیچ‌وخم است که حتی در بخشی به درازای چند صد میلیون سال نوری به دو تکه‌ی مجزا بریده شده و دورتر دوباره به هم می‌پیوندد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:33  توسط محمد ابراهيم خ  | 

 

تلسکوپ‌های شگفت‌انگیز: (۱) تلسکوپ سی‌متری یا تلسکوپ بسیار بزرگ اروپا؟

 
نمایی خیالی از تلسکوپ سی‌متری(راست) و تلسکوپ بسیار بزرگ اروپا(چپ)

 

 برای ساختن بزرگ‌ترین تلسکوپ جهان رقابتی برپا شده است. هرازچندگاهی دانشمندان به این نتیجه می‌رسند که شاید بهتر باشد یکی از این دو طرح را به نفع دیگری کنار بگذارند. ولی خب مسئله اینجاست که متولیان این دو تلسکوپ یکی نیستند و هیچ‌کدام نمی‌توانند، علی‌رغم بحران اقتصادی، از طرح خود بگذرند. تلسکوپ سی‌متری تا همین ماه گذشته تقریباً لغو شده بود اما دوباره تصمیم بر آن شد که ساخته شود. حالا نگاهی کوتاه به هرکدام از آن‌ها می‌اندازیم:

طرحی از تلسکوپ سی‌متری

طرحی از تلسکوپ سی‌متری

مشخصات تلسکوپ سی‌متری (TMT) از اسمش پیداست. آینه‌ی اصلی عظیم این تلسکوپ قرار است از ۴۹۲ قطعه‌آینه‌ی شش‌ضلعی تشکیل شود که همه طوری در کنار هم قرار می‌گیرند که سطح گردآورنده‌ی نوری به قطر ۳۰ متر بسازند. هرکدام از این قطعات به‌طور مدام با کامپیوتر تنظیم می‌شود تا هم‌خطی آن با دیگر قطعات حفظ و از آشفتگی تصویر جلوگیری شود. سامانه‌ی اپتیک سازگار این تلسکوپ فقط برای جبران آشفتگی‌های جوّی نیست بلکه قرار است اثر بادهای زمینی را هم، که ممکن است بر دقت رصد تأثیر بگذارند، خنثی کند. این تلسکوپ قرار است طول‌موج‌هایی از فرابنفش نزدیک تا نور مرئی و تا فروسرخ میانه را پوشش بدهد.

هزینه‌ی ساخت این تلسکوپ، که قرار است بر قله‌ی ماناکیا در هاوایی نصب شود، حدود ۹۷۰ میلیون تا ۱/۲ میلیارد دلار تخمین زده شده است. هرچند هنوز بودجه‌ی لازم برای ساخت آن فراهم نشده، تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای طراحی، بخش‌های مهندسی و مکان‌یابی آن هزینه شده است. انتظار دانشمندان این است که قدرت تفکیک این تلسکوپ ۱۰ برابر تلسکوپ هابل باشد. قرار است ساخت این تلسکوپ تا سال ۲۰۱۸/۱۳۹۷ تکمیل شود.

تلسکوپ سی‌متری ۸ بار از هر تلسکوپ زمینی کنونی قوی‌تر است. اما اروپا قصد دارد بزرگ‌ترین و قوی‌ترین تلسکوپ جهان را بسازد.

این رده‌ی جدید تلسکوپ – یعنی رده‌ی ۳۰ تا ۵۰ متری – فقط به این سبب ممکن شده است که مهندسان به روش‌های جدیدی برای ساختن آینه‌ها رسیده‌اند. تعداد بخش‌های آینه که می‌توانند در کنار هم قرار بگیرند و آینه‌ای یک‌پارچه را بسازند از چند ده عدد به صدها عدد رسیده است.

تلسکوپ بسیار بزرگ اروپا (EELT)، با هزینه‌ی تخمینی یک میلیارد دلاری، بلندپروازانه‌ترین طرح بشر در ساختن تلسکوپ‌های بزرگ و قدرتمند است. هزینه‌ی این پروژه را ائتلافی از کشورهای اتحادیه‌ی اروپا تقبل کرده‌اند و آن را رصدخانه‌ی جنوبی اروپا (ESO) می‌سازد. قرار است EELT تلسکوپی به قطر ۳۹ متر باشد که بر فراز قله‌ی سِرو آرمازونز در شیلی نصب شود. البته این آینه‌ی ۳۹ متری ترکیبی از ۷۹۸ قطعه‌ی شش‌ضلعی خواهد بود. البته اصل این طرح تلسکوپی ۱۰۰ متری بود! اما به دلایل کاربردی و عملی و مالی به ۴۲ متر و سپس به ۳۹ متر کاهش یافت.

هرچند ۳۹ متر هم چیزی نیست که بتوان به‌آسانی از آن گذشت. این رده‌ی جدید تلسکوپ – یعنی رده‌ی ۳۰ تا ۵۰ متری – فقط به این سبب ممکن شده است که مهندسان به روش‌های جدیدی برای ساختن آینه‌ها رسیده‌اند. تعداد بخش‌های آینه که می‌توانند در کنار هم قرار بگیرند و آینه‌ای یک‌پارچه را بسازند از چند ده عدد به صدها عدد رسیده است.

به این ترتیب، دانشمندان انتظار دارند که EELT بتواند سیاره‌های جدید و منظومه‌های سیاره‌ای جدیدی را به دور دیگر ستاره‌ها کشف کند و نیز رویدادهایی را آشکار کند که موجب تولد عالم شده است. این تلسکوپ ابعادی به اندازه‌ی ساختمانی ۲۱ طبقه خواهد داشت و قرار است تا سال ۲۰۲۲/۱۴۰۱ نخستین نور خود را دریافت کند و دانش ما را در حوزه‌ی اخترفیزیک، ازجمله موضوع ماده و انرژی تاریک، پیوستار فضا-زمان، و ساختارهای درونی سیاهچاله‌های ابرپُرجرم بسیار افزایش دهد. اخترشناسان امیدوارند که این تلسکوپ نخستین مراحل شکل‌گیری منظومه‌های سیاره‌ای را کاوش کند و آب و ملکول‌های آلی را در قرص‌های پیش‌سیاره‌ای در اطراف ستاره‌های جوان آشکار کند.

با این حجم عظیم سرمایه‌های خصوصی و دولتی که برای ساخت تلسکوپ‌های عظیم سرازیر می‌شوند، توانایی ما در دیدن دوردست‌ترین گوشه‌های عالم – و دوردست‌ترین گوشه‌های زمان – ظاهراً فقط محدود به سرعت ما در ساختن ابزارهای بزرگ است. هیچ‌کس نمی‌داند، وقتی نسل بعدی تلسکوپ‌های زمینی و فضایی تصاویرشان را ارسال کنند چه چیزهایی می‌بینیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:21  توسط محمد ابراهيم خ  | 

 
gemini meteor shower

 

در این مقاله با پدیده‌ی زیبای بارش‌شهابی و انواع آن آشنا خواهید شد.پس از خواندن این مقاله نگاه شما به بارش‌های شهابی علمی‌تر گشته و بهتر می‌توانید آن را مورد بررسی قرار دهید.

تاریخچه و شرح پدیده‌ی بارش شهابی

در تاریخ ۱۲ نوامبر ۱۸۳۳ میلادی/ آبان ۱۲۱۲ شمسی ناگهان به آرامی تعداد شمارش ناپذیری از شهاب‌هادر یک محدوده از آسمان آشکار شده و صحنه‌ای اعجاب انگیز خلق کردند بطوری که یک ناظر می‌توانست حدود ۲۰۰،۰۰۰ شهاب را در هر ساعت مشاهده کند.در آن شب آسمان نمایشی فراموش نشدنی به اجرا درآورد، مردم شاهد شهاب‌ها و آذرگوی‌های بسیاری بودند، برخی ناظرین مقدار فراوانی شهاب‌ها را برابر با نیمی از تراکم بارش در یک طوفان برف قرینه سازی کردند.اتفاق آن شب انگیزه‌ی لازم برای آغاز جدی مرحله‌ی تحقیقاتی بارش‌‌های شهابی در عصر جدید را فراهم کرد.

1833 meteor shower leonid

این تصویر که نقشی حکاکی شده بر روی یک چوب را نشان می‌دهد ، نمایی از رویداد نوامبر سال ۱۸۳۳ را به قاب آورده است – امتیاز وحق نشر تصویر: SEVENTH-DAY ADVENTIST CHURCH

حدود ۱ سال بعد فیزکدان و ستاره‌شناس  آمریکایی «دِنیسون اُلمستد» پس از اتمام تحقیقاتش طی مقاله‌ای این رویداد مهم را در مجله‌ی علم و هنر آمریکا منتشر کرده و شرح داد. او اشاره کرد که شهاب‌ها از محدوده‌ای در صورت فلکی شیر (اسد) منتشر می‌شدند و سرچشمه‌ی آن‌ها را به توده یا ابری از ذرات در فضای خارج از جو زمین نسبت داد.بررسی‌های بیشتری که در سال‌های بعد توسط اخترشناسان مختلف انجام شد مشخص نمود سرچشمه‌ی آن شهاب‌ها به ذرات غبار به جای مانده از دنباله‌دار«۵۵P/Tempel-Tuttle» بازمی‌گردد.

هنگامی که در یک شب عادی نقاط مختلف آسمان را پایش کنید بسته به مکان و زمان رصدتان بطور معمول چندین شهاب را در هر ساعت خواهید یافت اما در برخی شب‌ها نرخ فراوانی شهاب‌ها به مقدار درخور توجهی افزایش می‌یابد این افزایش نرخ بارش که گاهی در تاریخ‌های تکرار شونده‌ی معینی پدیدار می‌شوند به پدیده‌ی بارش شهابی و یا رگبار شهابی شهرت داشته و شناخته می‌شود.

پس از آغاز پژوهش‌های متعددی که از سال ۱۸۳۳میلادی (۱۲۱۲ شمسی) به بعد صورت گرفت و با در نظر داشتن مدل علمی «فر ویپل» در مورد هسته‌ی دنباله‌دار‌ها ( گلوله‌ی برفی کثیف)، امروزه همه می‌دانیم سرچشمه‌ی بیشتر بارش‌های شهابی به ذرات گرد و غبار به جای مانده از دنباله‌دار‌های خاصی باز می‌گردد که به صورتی نهری از ذرات در امتداد مسیر مدار هسته‌ی دنباله‌دار به دور خورشید توزیع شده‌اند.هنگامی که زمین از میان این ذرات عبور می‌کند بسته به موقعیت مداری ذرات دنباله‌داردر منظومه‌ی شمسی، مجموعه‌ای از شهاب‌ها با خصوصیات تقریبا یکسان،در جو زمین آشکار می‌شوند و یک بارش شهابی خلق می‌شود.

leonid meteor shower infography

این اینفوگرافی چگونگی شکل‌گرفتن بارش‌ شهابی اسدی را به عنوان یک بارش شهابی نوعی، شرح می‌دهد.

همانطور که در بخش‌های قبلی اشاره شد منبع اصلی شهاب‌ها، شهاب‌واره‌ها هستند و سرچشمه‌ی شهاب‌واره‌ها نیز به دنباله‌دار‌ها و سیارک‌ها باز می‌گردد. به این ترتیب منبع برخی از شهاب‌ها و بارش‌های شهابی نیز می‌تواند به سیارک‌ها باز گردد.اخیراً دکتر پیتر جنیس‌کنس محقق معروف موسسه­ی علمی پژوهشی جنوب غربی آمریکا (SWRI)، اثبات کرد منبع اصلی دو بارش شهابی مشهور «کوادرانتی» و «جوزایی» به دو سیارک «۲۰۰۳EH1» و «۳۲۰۰ Phaethon» باز می‌گردد که تا پیش از آن تصور می‌شد از دو دنباله‌دار دیگر نشات می‌گیرند.

شهاب‌ها پس از ورود به جودرمسیر‌هایی موازی نسبت به هم حرکت می‌کنند اما همانند به هم رسیدن ریل‌های آهن در دور دست و معکوس آن، در اثر خطای دید ناظر، این طور به نظر می‌رسد که شهاب‌ها هر لحظه از یکدیگر دور می‌شوند پس امتداد فرضی مسیر شعاع نورشان در جهت مخالف، باید آن‌ها را به یک نقطه و یا  محدوده‌ی خاصی در آسمان ناظر منتهی کند؛این محدوده، نقطه‌ی نور باران و یا کانون بارش نامیده می‌شود.

leonid radiant meteor shower

این عکس زیبا کانون بارش ‌شهابی اسدی را نشان می‌دهد.این نمونه تصاویر به نحوی مطلوب اثر خطای دید را حذف حذف کرده و با نمایش زاویه‌ی شعاع نوری شهاب‌ها موقعیت کانون بارش را در آسمان به دام می‌اندازند. امتیاز و حق نشر تصویر: DAVID KINGHAM

در نتیجه‌ی‌ موقعیت و زاویه‌ی ثابت مدار دنباله‌دار ، کانون بارش همواره در هم خطی با صورت فلکی خاصی قرار دارد و همگام با صورت فلکی مربوطه در طول شب و سال حرکت می‌کند، از این رو نام بارش شهابی از صورت فلکی‌ای که کانون بارش در آن قرار دارد الگوگیری می‌شود، مانند بارش‌های شهابی اسدی، برساوشی، جوزایی و …، علاوه بر ذکر نام صورت فلکی، گاهی نام ستاره‌ای از آن صورت فلکی که به مختصات کانون بارش نزدیک‌تر است نیز آورده می‌شود مانند بارش‌شهابی دلتا دلوی، بتا دب اصغری و … .

عوامل موثر بر تراکم شهاب‌ها در بارش‌‌های شهابی

هنگامی که دنباله‌دار‌ها به حضیض خورشیدی باز می‌گردند نوار ذراتی که از خوددر مسیر به جای می‌گذارند را مجدداً شارژ می‌کنند زیرا پس از هربار بازگشت به حضیض،در نتیجه‌ی حرارت و تابش ناشی از خورشید بخش معینی از منبع ذرات هسته‌ی خود را در مدارشان اسپری می‌کنند.در نهایت پس از عبور‌های متوالی، دنباله‌دار‌ها تمام ذرات هسته‌‌شان در مدار خود رهاکرده و از بین می‌روند.حال چیزی که از دنباله‌دار باقی مانده، نهری از ذرات غبار است که با گذر زمان در اثر تعاملات گرانشی سیارات و خورشید به آرامی پراکنده می‌شود این پراکندگی کاهش نرخ بارش شهابی را به همراه دارد.ممکن است یک دنباله‌دار پس از عبور از حضیض خورشیدی در ادامه مسیرش تحت تاثیرات گرانشی سیارات، الگوی هندسی مدارش تغییر کرده و در مسیری جدید به سوی خورشید باز گردد که این امر ممکن است دنباله‌دار موجب تولد یک بارش شهابی جدید شود که کاهش و از بین رفتن زودتر از موعد بارش شهابی قبلی‌اش را به دنبال خواهد داشت.

بدیهی است به علت پراکندگی و عدم وجود مرز مشخصی بین ذرات به جا مانده از دنباله‌دار و فضای اطراف، هنگام عبور زمین از میان آن‌ها، نرخ یک بارش شهابی نسبت به روز‌های مختلف فعالیتش تغییر می‌کند، این تغییر مانند یک موج سینوسی به هنگام ورود زمین به درون ذرات و خروجش در مدت زمان خاصی بسته به ضخامت لایه‌ی ذرات موجود در مسیر، به اوج رسیده، و دوباره کاهش پیدا می‌کند.این گستره در بارش‌های شهابی مختلف، متفاوت است و اوج آن از چند ساعت الی چندین روز متغیر است.

از دیگر عوامل تاثیر گذار بر تراکم شهاب‌ها یکی حضور ماه در آسمان و دیگری ارتفاع کانون بارش از افق است. آلودگی نوری ناشی از ماه تاثیر زیادی بر فراوانی شهاب‌های دارد، فاز ماه و فاصله‌ی زاویه‌ای‌اش از کانون بارش دو عامل مهم بر تراکم شهاب‌ها هستند که نمی‌توان از آن‌ها چشم پوشی کرد. آلودگی جوی افزایش یافته در افق نیز مانند همیشه مزاحمت خویش را خواهد داشت و برای غلبه بر آن چاره‌ای جز انتظار نیست،یا ماه باید غروب کند و یا  کانون بارش‌شهابی همگام با صورت فلکی‌اش به حداکثر ارتفاع از افق ناظر برسند.

چگونگی استخراج نرخ فراوانی شهاب‌ها در یک بارش شهابی

برای محاسبه‌ی نرخ بارش شهاب‌‌ها در بارش‌های شهابی از پارامتری به نام (ZHR (Zenithal Hourly Rate استفاده می‌شود که در بازه‌ی زمانی یک ساعته مشروط بر قرارگیری کانون بارش در سرسو و آسمانی با قدر ۶،۵ تعریف می‌شود.اختلاف ارتفاع کانون بارش در مکان رصد نسبت به سرسو و اختلاف قدر آسمان رصدگاه نسبت به قدر استاندارد (۶،۵) در محاسبات منظور می‌شود. بدیهی است مقدار ZHR با نرخ فراوانی شهاب‌ها ارتباط مستقیم دارد.

برای محاسبه‌ی ZHR چند فرمول وجود دارد که اشاره به آن از حوصله‌ی این مقاله خارج است.اما کانوت به شما پیشنهاد می‌دهد برای محاسبه‌ی ZHR از نرم‌افزار‌ تحت وب موجود در این آدرس بهره ببرید و پس از وارد کردن دیتا‌های خواسته ‌شده‌ی بسیار ساده‌، با کیلیک بر روی یک دکمه به سرعت محاسبه‌ی ZHR  انجام شده و مقدار آن را دریافت خواهید کرد.

برای محاسبه‌ی سریع و بدون دردسر ZHR پیشنهاد می‌شود

از نرم افزار تحت وب موجود در این آدرس استفاده نمایید

فراموش نشود به هنگام ثبت دیتا‌ها برای محاسبه‌ی ZHR ، باید با دقت در مسیر شعاع نوری شهاب از ثبت شهاب‌های پراکنده و نامرتبط با کانون بارش جلوگیری شود. همچنین ممکن است در یک شب بیش از یک کانون فعال باشد و تمیز دادن شهاب‌های دو کانون از هم در کنار حضور شهاب‌های پراکنده کار را اندکی سخت‌تر می‌کند که با کسب تجربه می‌توان به آسانی به دقت لازمه رسید.

سازمان بین‌المللی شهاب‌ها (IMO) و مرکز داده‌ و پردازش شهاب‌های اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم (MDC) دو سازمان رسمی و معتبر بین‌المللی هستند که به پژوهش در زمینه‌ی بارش‌های شهابی می‌پردازند. با مراجعه به وبسایت‌های آن‌ها می‌توانید به حجم بزرگی از اطلاعات به روز در زمینه‌ی شهاب‌ها و بارش‌های شهابی دسترسی پیدا کنید.

مرکز داده‌ و پردازش شهاب‌های اتحادیه‌ی بین‌المللی نجوم (MDC)

سازمان بین‌المللی شهاب‌ها (IMO )

دسته‌بندی بارش‌های شهابی بر اساس نرخ بارش

رابرت لونس‌فورد محقق معروف شهاب‌ها ، بارش‌های شهابی را بر اساس نرخ بارش در ۴ سطح تعریف می‌کند که انجمن شهاب آمریکا نیز تقویم بارش‌های شهابی سالانه‌ی خود را بر اساس این سطوح در ۴ بخش جدا سازی کرده و منتشر می‌کند.

 

جدول دسته‌بندی بارش‌های شهابی بر اساس نرخ بارش
«Major Meteor Showers»
بارش‌های شهابی نرمال سالیانه با بیشترین تراکم ، ZHR بالای 10 و بیشتر
«Minor Meteor Showers»
بارش‌های شهابی نرمال سالیانه با تراکم پایین ، ZHR بین 2 الی 10
«variable Meteor Showers»
بارش‌های شهابی متغیر (غیر سالیانه)، این بارش‌های به ندرت فعال می‌شوند و گاهی می‌توانند بارشی پر تراکمی را به نمایش بگذارند
«Weak Meteor Showers»
بارش‌های شهابی هفتگی ، این بارش‌ها که ZHR آن‌ها به ندرت از 2 بالاتر می‌رود بیشتر برای رصدگران با تجربه‌ی شهاب‌ها توصیه می‌شود که می‌توانند با روش‌های خاص به محاسبه‌ ویژگی‌های مربوط به شهاب‌ها بپردازند ، همچنین این دسته‌بارش‌های شهابی فرصتی مناسب برای عکاسان آسمان شب فراهم می‌کند

 

تقویم پر تراکم‌ترین بارش‌های شهابی سالیانه

در جدول زیر پرتراکم‌ترین بارش‌های شهابی منتخب توسط انجمن شهاب آمریکا برای سال ۲۰۱۳ فهرست شده است.این تقویم برای سال بعد نیز کاربردی است اما با توجه به تغییر برخی معیار‌ها از دقت آن کاسته می‌شود.

نام بارش شهابی
بازه‌ی زمانی فعالیت
اوج بارش
سرعت شهاب‌ها (کیلومتر بر ثانیه)

مشاء
نرخ فراوانی شهاب‌ها (ZHR)
کوادرانت (رُبعی) 12 الی 21 دی 14 دی

42،2 سیارک 2003EH1 

120
شلیاقی 29 فروردین الی 5 اردیبهشت 2 اردیبهشت 48،4 دنباله دار C/1861 G1

18
اتا دلوی 9 الی 30 اردیبهشت 17
اردیبهشت
67،5 دنباله‌دار
هـــالی
60
دلتا دلوی 30 تیر الی 1 شهریور 8 مرداد 42 دنباله‌دار‌های خورشید خراش خانواده‌ی Marsden و Kracht 20
برساوشی 22 تیر الی 4 شهریور 21 مرداد 60،5 دنباله‌دار سوئیفت تاتل 100
جباری 3 شهریور الی 28 آبان 30 مهر 67،1 دنباله‌دار
هـــالی
20
اسدی 15 آبان الی 9 آذر 27 آبان 70،6 دنباله‌دار تمپل _ تاتل 15
جوزایی 13 آذر الی 25 آذر 22 آذر 35 سیارک 
3200 Phaethon
120
دبی‌ها 
(بتا دب اصغر)
26 آذر الی 3 دی 1 دی 32 دنباله‌دار 8P/Tuttle
(منشاء در حال پژوهش است)
10
در جدول بالا تمام معیار‌ها و متغیرها برای سال ۲۰۱۳ بازنگری شده است.
 

همچنین با مراجه به این آدرس می‌توانید به فهرست کامل بارش‌های شهابی دسترسی داشته باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:19  توسط محمد ابراهيم خ  | 

زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها (۴)

تمرین آموزشی پرواز در گرانش صفر در شهر ستارگان روسیه

تمرین آموزشی پرواز در گرانش صفر در شهر ستارگان روسیه

 

بنابراین انوشه و حمید برای سروسامان دادن به کارها و کمی استراحت به آمریکا بازگشتند. دو هفته‌ی بعد انوشه به‌تنهایی راهی مسکو شد و سرانجام خبر قبولی خود را دریافت کرد. به این ترتیب کلاس‌های آموزشی و تمرین‌های سخت آغاز شد. کلاس‌ها شامل آشنایی با ایستگاه فضایی و فضاپیمای سایوز روسی و کار در آن‌ها به اضافه‌ی هشت ساعت زبان روسی در هفته بود. همچنین روزی ۲ ساعت تمرین فیزیکی شامل دو، شنا، و دوچرخه‌سواری انجام می‌شد. پس از مدتی انوشه را به خط تولید صندلی فضاپیمای سایوز بردند که مخصوص هر فضانورد یا مسافر فضا ساخته می‌شود تا درست قالب بدن او باشد. این به انوشه اطمینان خاطر می‌داد که او قرار است به‌زودی به فضا برود؛ نویدی که والنتینا ترشکوا،‌ نخستین زن فضانورد، و مارکوس پونتس، فضانورد برزیلی، هم پیش‌تر در ملاقات‌های غیررسمی به او داده بودند. مرحله‌ی بعدی آموزش به‌تن‌کردن لباس فضایی و قرارگرفتن داخل کپسول سایوز و سپس خارج‌شدن از آن بود. انوشه این تمرین‌ها را به همراه دایس‌که انوموتو، مسافر بعدی فضا، و فرمانده او، میخاییل تیورین (میشا)، انجام می‌داد و آرزو می‌کرد که میشا فرمانده او در سفر فضایی احتمالی‌اش می‌بود. پس از مدتی دایس‌که به همراه میشا و فضانورد آمریکایی مایکل لوپز-آلگریا وارد تمرین‌های رسمی ۱۴ Expeditionشد و انوشه به همراه گروه پشتیبان این سفر، پگی ویتسون و یوری مالنچِنکو، تمرین‌های خود را شروع کرد. این دو فضانورد اعضای رسمی مأموریت ۱۶ Expedition بودند و قرار بود فضانوردی از مالزی به آن‌ها بپیوندد. انوشه از وقتی که در آموزش‌ها همراه با پگی ویتسون سپری کرده بسیار راضی و خشنود است و مطالب بسیاری از او آموخته.

بعد از مدتی انوشه و دایس‌که را برای آموزش روش‌های بقا در صورت فرود فضاپیما در آب به پایگاه نیروی دریایی روسیه در کشور اوکراین ارسال کردند. پس از بازگشت به روسیه تمرین‌های گرانش صفر با یک هواپیمای جت، و نیز تمرین روش‌های بقا در جنگل انجام شدند. علی‌رغم این‌که سپری‌کردن این روزها برای انوشه بسیار هیجان‌انگیز و آموزنده بود، همواره در این فکر بود که چه بسا همه‌ی این آموزش‌ها را برای هیچ می‌بیند و شاید سال‌ها طول بکشد تا او را به سفر فضایی بفرستند.

اما سرانجام روزی فرارسید که همه‌چیز را تغییر داد.سرگئی از شرکت Space Adventures به او گفت که صلاحیت دایس‌که به دلایل پزشکی برای سفر رد شده و حالا او بالای فهرست قرار دارد. فقط اگر فضانوردان اصلی آن مأموریت می‌پذیرفتند، انوشه تا سه هفته‌ی بعد راهی سفر می‌شد!

اما سرانجام روزی فرارسید که همه‌چیز را تغییر داد؛ بعدازظهر روز ۲۱ اوت ۲۰۰۶ (۳۰ مرداد ۱۳۸۵) وقتی از آخرین کلاسش به مسکو می‌رفت تا شوهرش را ببیند، که از آمریکا آمده بود تا برای جمع‌کردن وسایل برای برگشت به خانه به او کمک کند، تلفنش زنگ زد و سرگئی از شرکت Space Adventuresاز او پرسید که آیا خبر را شنیده یا نه؟ و وقتی انوشه در پاسخ گفت خبری نشنیده و ماجرا را جویا شد، سرگئی گفت که صلاحیت دایس‌که به دلایل پزشکی برای سفر رد شده و حالا او بالای فهرست قرار دارد. فقط اگر فضانوردان اصلی آن مأموریت می‌پذیرفتند، انوشه تا سه هفته‌ی بعد راهی سفر می‌شد! انوشه می‌گوید در لحظه‌ی شنیدن این خبر هم از شدت خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیده و هم به‌شدت از این‌که جای دایس‌که را می‌گیرد متأسف و شرمنده بوده است. سه هفته‌ی بعدی به آشنایی کامل انوشه با هم‌سفرانش، میشا و مایکل لوپز آلگریا، و انجام تمرین‌های نهایی و شبیه‌سازی شرایط اقامت در ایستگاه فضایی گذشت.Anousheh_Ansari_space_patch

یکی از مسائلی که پیش از سفر برای انوشه دردسرآفرین شد، اصرار او برای داشتن پرچم ایران و آمریکا در کنار هم روی لباسش بود. مقامات روسی بر این باور بودند که چون ایران سهمی در ساختن ایستگاه فضایی ندارد، انوشه حق ندارد پرچم ایران را روی لباسش داشته باشد و درضمن به او یادآوری می‌کردند که نباید موضوع را سیاسی کند. درحالی‌که تنها چیزی که انوشه می‌خواست این بود که پرچم کشور محل تولدش را در کنار پرچم آمریکا، کشوری که به او فرصت رشد و موفقیت را داده بود، بر بازو داشته باشد و به‌نوعی باعث افتخار و خوشحالی هم‌وطنان ایرانی‌اش شود. سرانجام برای پرواز انوشه نشان و لباسی طراحی شد که پرچم هر دو کشور را بر خود داشتند.

در هفته‌ی آخر پیش از سفر، انوشه ای‌میل‌های بسیاری از طرف ایرانیان دریافت کرد که باعث خوشحالی او شد. او بسیار افتخار می‌کرد که میلیون‌ها ایرانی سفرش را دنبال می‌کنند و درواقع از این ارتباط دوباره با وطنش بسیار خشنود بود. هرچند از رواج‌یافتن عبارت «توریست فضایی» بسیار ناخشنود بود چراکه بر این باور بود (و هست) که سفری که برای آن شش ماه تمرین‌های سخت و آزمایش‌های دشوار انجام می‌گیرد به هیچ‌وجه شباهتی به سفری تفریحی (توریستی) ندارد بلکه چه بسا بتوان آن را مشابه سفرهای اکتشافی دانشمندان به نقاط خاص زمین دانست.

روزهای آخر به برخی کنترل‌های پزشکی و نیز دیدار با اعضای خانواده گذشت و روز پرتاب رسید…

space-tourists-anousheh-ansari

در این زمان انوشه، که همچنان در آرزوی سفر به فضا بود، شروع کرد به تحقیق درباره‌ی این‌که افراد عادی (غیرفضانورد) چطور می‌توانند به فضا سفر کنند. او متوجه شد که با گذشت این همه سال از آغاز عصر فضا هنوز هیچ امکانی برای افراد عادی وجود ندارد که به فضا سفر کنند.

همچنین خانواده‌ی انصاری در این فکر بودند که با پول به‌دست‌آمده از فروش شرکت قبلی شرکت جدیدی را در زمینه‌ی خدمات اینترنت تأسیس کنند. در این زمان فردی از بنیاد جایزه‌ی ایکس با آن‌ها تماس گرفت. هدف این شرکت تشویق شرکت‌های علاقه‌مند و مرتبط برای ساختن فضاپیمایی بود که سفر مسافران عادی به فضا را ممکن کند. به‌سبب علاقه‌ی بسیار انوشه و البته امیر به سفر فضایی و از آن‌جاکه اهداف این شرکت را هم‌سو با آرزوها و امیدهای خود می‌دیدند، تصمیم گرفتند در این جایزه مشارکت کنند. جایزه‌ی انصاری ایکس پرایز سرانجام در ۴ اکتبر ۲۰۰۴ (۱۳ مهر ۱۳۸۳) در چهل‌وهفتمین سالگرد ارسال فضاپیمای اسپوتنیک به فضا، به فضاپیمایاسپیس‌شیپوان تعلق گرفت که توانست از پس این مسابقه برآید. پس از اهدای این جایزه، میلیاردر آمریکایی، ریچارد برانسُن، اعلام کرد که شرکتش،Virgin Galactic،به همراه برنده‌ی این جایزه مشغول ساخت فضاپیمایی برای سفرهای زیرمداری در آینده می‌شوند.

Daisuke_Enomoto_and_Anousheh_Ansari

انوشه انصاری همراه با توریست فضایی ژاپنی دایس‌که انوموتو

انوشه و حمید در زمستان ۱۳۸۴ راهی روسیه شدند. چند روز نخست به برخی آزمایش‌های پزشکی نسبتاً دشوار – ازجمله آزمایش صندلی چرخان، نوار مغز، تصویربرداری فراصوت از گردن و رگ‌های چشم، نوار قلب، آزمایش خون، تست‌های روان‌شناسی، و آزمایش اتاق فشار که در آن فشار هوا تا فشار معادل ارتفاع پنج هزار متری کاهش می‌یابد و تست‌های پزشکی در این حالت انجام می‌شود–در شهرک ستارگان گذشت و همچنین ملاقاتی با دایس‌که انوموتو (توریست فضایی ژاپنی) که قرار بود در شهریور ۱۳۸۵ به مدار برود. در روز ششم نوبت به آزمایش گریز از مرکز رسید که تجربه‌ی نیرویی تا g8 است.

به گفته‌ی مدیر این بخش و پزشک حاضر در آن‌جا ۶۰ درصد فضانوردان در این آزمایش بیهوش می‌شوند. آن‌ها به حمید اخطار دادند که انوشه هم حتماً در این آزمایش بیهوش می‌شود ولی جای هیچ نگرانی نیست. توصیف خود انوشه را از این آزمایش به نقل از کتابش بخوانید:

 

«مرا روی صندلی مخصوص نشاندند و تسمه‌ها را بستند. سپس صندلی به حالت افقی درآمد و وارد محفظه‌ای شد که دریچه‌اش بسته شد. دو دسته‌فرمان (joystick) در اختیارم بود. یکی را باید مدام فشار می‌دادم تا آن‌ها آن بیرون از به‌هوش‌بودن یا بیهوش‌شدن من باخبر می‌شدند. دیگری را باید وقتی فشار می‌دادم که چراغ‌های LEDکوچک درون محفظه چشمک می‌زدند. داخل دریچه هیچ پنجره‌ای به بیرون وجود نداشت، بنابراین من هیچ چارچوب مرجعی نداشتم. تمرکزم را روی چراغ‌های صفحه‌ی مقابلم جمع کردم. صدایی از من پرسید آماده‌ام؟ و وقتی آمادگی‌ام را اعلام کردم بلافاصله حرکت دستگاه شروع شد. صدا مقدار g را اعلام می‌کرد. در g2 فشار را روی سینه‌ام حس می‌کردم. در g3 انگار انگشتانی نامرئی پوست صورتم را می‌کشیدند. در g4 شروع کردم به عرق‌ریختن. در این هنگام LEDها چشمک زدند و من دکمه‌ی درست را فشار دادم. هم‌زمان تست بینایی هم روی چشم من انجام می‌شد. ناگهان دستگاه ایستاد و صدا از من پرسید که حالم چطور است؟ و پنج دقیقه هم استراحت دادند. مشتاق ادامه‌ی آزمایش بودم. فشار g4 به آن سختی نبود که تصور می‌کردم ولی نمی‌دانستم آیا می‌توانم g8 را تحمل کنم یا نه! دوباره حرکت دستگاه شروع شد. در g5 دهانم خشک و تنفس دشوار شده بود. وقتی به g6 رسید فشار بسیار عظیم بود. احساس می‌کردم صورتم از هم می‌پاشد. در g7 نمی‌توانستم آب دهانم را قورت بدهم. زبانم مثل تکه‌ای چوب شده بود. دوباره نورها چشمک زدند و من دکمه را فشردم: g8 !

«عرق می‌ریختم،‌ از چشمانم اشک سرازیر بود و به‌سختی نفس‌های کوتاهی می‌کشیدم. قفسه‌ی سینه‌ام فشرده می‌شد. احساس می‌کردم دهانم پُر از ماسه است. باز هم نورهای چشمک‌زن؛ و باز هم دکمه را فشار دادم. هنوز می‌توانستم حروف روی صفحه‌ی تست بینایی را بخوانم ولی نه ریزترین حروف را. هوا را با فشار به درون ریه‌های فشرده‌ام فرو می‌دادم و بیرون می‌دادم. صدا گفت «ده ثانیه‌ی دیگر!». شروع کردم به شمارش در ذهنم: هزارویک، هزارودو، … بعد به g7 برگشتم، بعد g6، در g5 همه‌چیز خوب شد. در g4 کاملاً حسی عادی داشتم و دستگاه ایستاد.»

این آخرین روز آزمایش‌ها بود ولی جواب تا دو هفته‌ی بعد از آن مشخص نمی‌شد… 

farapix_com_252620796d93ed12eecb4056ba420984_1290324785_060810_ansari_sokol_02

نویسنده: شادی حامدی آزاد

… چند سال پس از انقلاب، والدین انوشه تصمیم گرفتند او و خواهرش را برای ادامه‌ی تحصیلات راهی آمریکا کنند. آن‌ها برای گرفتن ویزای مهاجرت آمریکا به آلمان رفتند و مجبور شدند یک سال و نیم در آن کشور نزد اقوام بمانند تا ویزا آماده شود. سرانجام در بهار ۱۳۶۴ انوشه و آتوسا با همراهی مادر به آمریکا رفتند و در منزل خاله‌شان در ویرجینیا ساکن شدند. مادر چند ماه بعد آن‌ها را ترک کرد و به ایران بازگشت. در ابتدا مدرسه‌رفتن برای آن‌ها دشوار بود، چراکه هر دو مسلط به زبان فرانسوی بودند ولی کلمه‌ای انگلیسی نمی‌دانستند. با این حال انوشه در درس‌های ریاضی و علوم بسیار جلوتر از هم‌کلاسی‌های آمریکایی خود بود و همواره نمره‌های عالی کسب می‌کرد. شوهر آمریکایی خاله‌اش یکی از مشوقان اصلی او در تلاش بیشتر برای کسب موفقیت بود. او کسی بود که به انوشه آموخت، آمریکا فرصت‌های بسیاری در اختیار کسانی می‌گذارد که علاقه‌مند به پیشرفت‌اند. او همواره به انوشه می‌گفت بچه‌های آمریکایی، چون در همین امکانات متولد و بزرگ شده‌اند، کم‌تر از این مزایا بهره می‌برند ولی کسانی که از کشورهای دیگر به این‌جا مهاجرت می‌کنند خیلی خوب می‌دانند که تنها مرزهای محدودکننده‌ی هرکس آن‌هایی است که به دست خودش ساخته شده‌اند. تلاش انوشه او را به موفقیت رساند و او با نمره‌های عالی مدرسه را به پایان رساند و وارد رشته‌ی مهندسی برق و علوم کامپیوتر در دانشگاه جرج میسون شد. البته عشق او به ستاره‌ها و دنیای نجوم هرگز کم‌رنگ نشده بود ولی از آن‌جاکه این دانشگاه رشته‌ی نجوم نداشت و رفتن به شهری دیگر و دانشگاهی دیگر نیازمند هزینه‌کردن پول بیشتری بود، او تصمیم گرفت تحصیلات دانشگاهی خود را در یکی از رشته‌های مهندسی بگذراند. پس از ورود انوشه به دانشگاه، مادرش نیز برای همیشه به آمریکا نقل‌مکان کرد و بار دیگر دو دختر همراه مادر زندگی را از سر گرفتند. انوشه موفق شد دوره‌ی لیسانس را در مدت سه سال و نیم به پایان برساند.

 تنها مرزهای محدودکننده‌ی هرکس آن‌هایی است که به دست خودش ساخته شده‌اند

خودش زندگی‌اش را به دو دوره تقسیم می‌کند؛ پیش و پس از ۲۸ اردیبهشت ۱۳۶۷ که حمید انصاری، شوهر آینده‌اش را ملاقات کرد. پس از پایان تحصیلات متوجه شد که می‌تواند در صورت استخدام‌شدن در شرکت تله‌کامیونیکیشن MCI از طرف شرکت وارد دوره‌ی فوق‌لیسانس شود و تحصیلاتش را تکمیل کند. کسی که برای استخدام با او مصاحبه کرد، حمید بود. انوشه استخدام شد و حین کار تحصیلاتش را نیز در دانشگاه جرج واشینگتن ادامه داد. انوشه و حمید در زمستان ۱۳۶۹ ازدواج کردند درحالی‌که هر دو به همراه امیر انصاری، برادر حمید، در شرکت MCI مشغول کار بودند. البته زندگی همواره بر وفق مراد نیست و وقتی شرکت MCI تصمیم گرفت شعبه‌ی ویرجینیا را تعطیل کند، هر سه‌ی آن‌ها بیکار شدند چراکه به‌سبب مسائل خانوادگی نمی‌توانستند به شعبه‌ی تگزاس این شرکت منتقل شوند. پس از مدتی انجام‌دادن کارهای متفرقه سرانجام تصمیم به نقل‌مکان به تگزاس گرفتند و هر سه به‌سختی مشغول کار شدند تا مشکلات مالی پیش‌آمده را برطرف کنند.Ansari

در پاییز سال ۱۳۷۲ تصمیم گرفتند شرکت خودشان را تأسیس کنند. برای تأسیس این شرکت، باتوجه به کمبود بودجه، هر سه‌شان مجبور بودند هفت روز هفته روزی ۱۴ ساعت کار کنند! ولی همچنان هزینه‌ها از درآمدها بیشتر بود و مشکلات حل نمی‌شد و آن‌ها بیشتر و بیشتر در قرض و بدهی به بانک فرومی‌رفتند. سرانجام به همراه یکی از کارمندان‌شان به فکر خلق سیستمی برای اتوماتیک‌کردن فرایند تست خدمات تله‌کام رسیدند. این نوع تست در شرکت‌های مخابراتی آن زمان به‌صورت غیراتوماتیک و بسیار زمان‌گیر و تقریباً ناکارآمد انجام می‌شد. به همین سبب وقتی سیستم آن‌ها آماده شد، مشتریان فراوانی پیدا کرد. به‌زودی بدهی‌ها پرداخت شد و کار گسترش یافت. کم‌کم شمار کارمندان به ۲۰۰ نفر رسید و سه محصول دیگر هم تولید و روانه‌ی بازار شد. طولی نکشید که شرکت telecom technologies inc. تبدیل به یکی از موفق‌ترین‌ها در این حوزه شد. و نام انوشه انصاری، مدیر شرکت، در مجامع مختلف مطرح شد. نام شرکت در فهرست ۵۰۰ شرکت با رشد سریع در مجله‌ی Inc. قرار گرفت (Inc.ماهنامه‌ای با تمرکز بر روند رشد شرکت‌های گوناگون در آمریکاست که هر سال فهرست ۵۰۰تایی شرکت‌هایی را منتشر می‌کند که بیشترین رشد را در آن سال داشته‌اند). نام انوشه انصاری در سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) در فهرست «۴۰ زن موفق زیر ۴۰ سال» مجله‌ی Fortune وارد شد. همچنین جایزه‌

 3EEF8E0E-9938-4A5A-98E8-20C35E60BA78_mw800_mh600

زمین بسیار زیباست و من اطمینان دارم که اگر با این دید به آن نگاه کنیم، هر آن‌چه در توان داریم برای حفظش به کار می‌بریم.

 

 در ۲۷ شهریور ۱۳۸۵ (۱۸ سپتامبر ۲۰۰۶) انوشه انصاری تیترهای خبری جهان را به خود اختصاص داد. نام او در مقام چهارمین گردشگر خصوصی فضا و نخستین فضانورد ایرانی‌تبار در تاریخ ثبت شد.

انوشه انصاری کارآفرینی است که همواره با ایده‌های تازه راه‌های جدیدی را پیش روی خود و دیگران می‌آفریند. او یکی از مؤسسان و اکنون مدیر شرکت Prodea Systemsاست. هدف این شرکت قراردادن نیروی اینترنت در اختیار همه‌ی کاربران و تغییردادن و ساده‌سازی تجربه‌ی زندگی دیجیتالی برای همه است. خانم انصاری پیش از تأسیس شرکت پرودیا سیستمز یکی از مؤسسان و مدیر شرکتtelecom technologies inc.بود. این شرکت در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) با شرکت Sonus Networks ادغام شد. خانم انصاری به همراه همسر و برادر همسرش، برای کمک به خصوصی‌شدن صنعت فضانوردی، حامی مالی جایزه‌ای ۱۰ میلیون دلاری شدند که به نام انصاری ایکس پرایز (Ansari X Prize) معروف شد. این جایزه به نخستین شرکت یا گروه غیردولتی اهدا می‌شد که یک فضاپیمای سرنشین‌دار را طی دو هفته دو بار به مرز فضا بفرستد.

به گفته‌ی خودش در کتاب زندگی‌نامه‌اش (My Dream of Stars)، دیدن طلوع باشکوه خورشید از مدار زمین تجربه‌ای است که او دوست دارد باز هم تجربه‌اش کند و دوست دارد دیگران هم آن را تجربه کنند. به همین سبب امید او برای آینده این است که سفر به فضا به اندازه‌ی سفرهای هوایی امروز عادی شود.

انوشه رئیسیان در ۲۱ شهریور ۱۳۴۵ در مشهد متولد شد. مادرش فخری شهیدی فرزند یکی از خانواده‌های خیّر و سرشناس مشهد و پدرش هوشنگ رئیسیان فرزند یکی از خانواده‌های تاجر موفق مشهد است. انوشه در چهارسالگی همراه خانواده‌اش به تهران مهاجرت کرد. پس از مدتی مادربزرگ و پدربزرگ محبوب انوشه نیز به آن‌ها پیوستند. یک سال بعد، پس از تولد خواهرش آتوسا، پدرش به قصد تجارت راهی آمریکا شد. خانواده در نبود پدر سختی بسیاری را تحمل کرد و زندگی مادر و پدر او حدود دو سال بعد به جدایی انجامید.

در این سال‌ها، انوشه بسیاری از شب‌ها همراه پدربزرگ در بالکن خانه می‌خوابید و از همان زمان شروع به تماشای آسمان شب و ستاره‌ها کرد. خودش می‌گوید که آسمان شب زمین بازی کودکی‌های او بوده و همیشه خودش را آن بالا و در میان ستاره‌ها فرض می‌کرده است. شاید این عشق او به ستاره‌ها و علاقه‌ی او به «مهاجرت» به ستاره‌ها ریشه در کتاب همیشه‌محبوبش، شازده کوچولو، داشته است. او همچنین در آن سال‌ها شیفته‌ی سریال معروف پیشتازان فضا (Star Trek) و نیز داستان‌های معمایی شرلوک هلمز شده بود. مادربزرگش همواره به او توصیه می‌کرد که خوب درس بخواند تا پزشک یا مهندس، و زنی مستقل، شود. انوشه و خواهرش تا پیش از انقلاب در مدرسه‌ی دخترانه‌ی ژاندارک تحصیل می‌کردند که گرچه هر دانش‌آموزی را می‌پذیرفت، گردانندگانش کاتولیک و خود مدرسه از نظر سطح تدریس و سختگیری مسئولانش بسیار معروف بود. زبان دوم این مدرسه فرانسوی بود. چند سال پس از انقلاب، والدین انوشه تصمیم گرفتند او و خواهرش را برای ادامه‌ی تحصیلات راهی آمریکا کنند… ادامه‌ی این مطلب را دوشنبه دنبال کنید.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:7  توسط محمد ابراهيم خ  | 

زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها 

 

0124-0611-0218-2003_mikhail_tyurin_anousheh_ansari_pavel_v_vinogradov_jeffrey_n_williams_thomas_reiter_and_michael_e_lopez_alegria_m

 

مراحل پیش از پرتاب هم برای انوشه به‌کُندی سپری می‌شدند ولی سرانجام لحظه‌ی موعود فرارسید و پرتاب آغاز شد. هیجان پرتاب و سپس حس بی‌وزنی او را به خنده انداخته بود تا این‌که فرمانده مجوز بازکردن کمربندهای صندلی را داد. انوشه خود را به پنجره‌ی کوچک سایوز رساند و به بیرون خیره شد. و سرانجام دیدن منظره‌ی زمین، که از آن دور می‌شدند، خنده‌اش را متوقف و اشک را بر گونه‌هایش سرازیر کرد.

رسیدن به ایستگاه فضایی تقریباً دو روز طول کشید ولی انوشه بیش از یک روز را ناخوش بود و مجبور شد استراحت کند. سرانجام سایوز به ایستگاه فضایی رسید و مدتی طول کشید تا عملیات اتصال به ایستگاه به پایان رسید و فضانوردان خود را برای ورود به ایستگاه آماده کردند. آن‌ها به انوشه گفتند خودش را برای بوکشیدن فضا آماده کند! او می‌گوید بوی فضا به نظرش شبیه بوی «بادام‌سوخته» بود.Anousheh-Ansari-space-01

انوشه خیلی زود به حضور در ایستگاه فضایی عادت کرد و در همان ساعات اول همراه فرمانده ایستگاه، پاول وینوگرادوف، چرخی در ایستگاه زد و با بخش‌های مختلفش آشنا شد. دیدن بخش‌های مختلف ایستگاه، که با تجهیزات علمی و مخابراتی پُر شده بود،‌ برای انوشه بسیار هیجان‌انگیز و جالب بود. او عاشق تماشای زمین و رنگ‌های زیبایش از پنجره‌های ایستگاه شده بود و شب نخست تا جایی که می‌توانست گذر اقیانوس‌ها و خشکی‌های زمین را زیر «پایش» تماشا کرد.

ایستگاه فضایی هر ۹۰ دقیقه یک‌بار به دور زمین می‌گردد. بنابراین هر روز شامل ۱۶ طلوع زیبا و ۱۶ غروب خیره‌کننده‌ی خورشید است. ولی ساعت ایستگاه با ساعت گرینویچ منطبق است و فضانوردان باید خود را برای کار، غذاخوردن، و خوابیدن با این ساعت هماهنگ کنند. البته با آن‌همه هیجان، خوابیدن برای انوشه دشوار بود.

خیلی زود ایستگاه فضایی به مکانی مورد علاقه‌ی انوشه تبدیل شد و خودش می‌گوید اگر حمید و خانواده‌اش نبودند، بی‌شک می‌توانست تا شش ماه یا شش سال دیگر یا حتی تا آخر عمرش در ایستگاه بماند. از آن بالا به نظر می‌رسد زمین به‌آهستگی زیر ایستگاه و در خلاف جهت حرکت آن می‌چرخد. حقیقت این است که زمین و ایستگاه هر دو در یک جهت می‌چرخند ولی چون ایستگاه شش بار سریع‌تر حرکت می‌کند، زمین را پشت سر می‌گذارد و به نظر می‌رسد زمین در جهت مخالف می‌چرخد. یکی از نماهای مورد علاقه‌ی انوشه، دیدن انحنای آبی-سفید و درخشان زمین در پیش‌زمینه‌ی فضای سیاه وپُرستاره‌ی بی‌انتها بود. البته او از تماشای مناظر رنگارنگ شهرهای بزرگ و کوچک در روز و شب، زمین‌های کشاورزی، جنگل‌ها، دریاها و اقیانوس‌ها، دشت‌های پهناور و رودهای عظیم، و از همه زیباتر ابرها با شکل‌های خارق‌العاده‌شان هم سیر نمی‌شد.خودش می‌گوید انگار که سیاره‌ی زیبای ما بوم نقاشی خداوند است. نکته‌ی جالب برای او این بود که از آن بالا مرزی روی زمین دیده نمی‌شود جز مرز خشکی‌ها و آب‌ها! مرزهایی که این‌جا روی زمین این‌قدر برای ما انسان‌ها مهم‌اند و سر آن‌ها با هم می‌جنگیم،‌ از فضا اصلاً دیده نمی‌شوند.Anousheh_Ansari_in_the_ISS

در کنار تماشای زمین و گرفتن عکس از بیرون ایستگاه، انوشه مسئولیت‌هایی هم داشت و آن انجام‌دادن چند آزمایش علمی برای سازمان فضایی اروپا و ناسا بود که آن‌ها را با موفقیت به پایان رساند. همچنین انوشه انصاری نخستین کسی بود که از فضا وبلاگی را به‌روز می‌کرد و هر روز تجربیاتش را با هزاران خواننده روی زمین در میان می‌گذاشت. او در این مأموریت چندین ارتباط رادیویی نیز با زمین – ازجمله یکی دو مورد با ایران – برقرار کرد و مستقیم با شنوندگان سخن گفت. سرانجام روز بازگشت فرارسید و انوشه مجبور بود با کوله‌باری از خاطره‌های جذاب از تجربه‌ی یگانه‌اش ایستگاه را – شاید – برای همیشه ترک کند. او به همراه دو فضانورد دیگر ایستگاه به فضاپیمای سایوز بازگشت درحالی‌که هم‌سفران دیگرش برای اقامتی شش‌ماهه در ایستگاه ماندند.

سخت‌ترین بخش بازگشتْ ورود سایوز به جوّ زمین و تحمل فشار g بود. انوشه معتقد است که باید حین تمرین این بخش باید به فضانوردان گفته شود که فشاری که حین ورود سایوز به جوّ تحمل می‌کنند اصلاً با فشار gدر آزمایش قابل‌مقایسه نیست! مراحل فرود دشوار و برخورد با سطح زمین شدید بود. بعد باید منتظر گروه نجات می‌ماندند تا آن‌ها را از کپسول تنگ سایوز بیرون بکشند. بسیاری از فضانوردانی که با سایوز به فضا رفته و برگشته‌اند، لحظه‌ی بیرون کشیده‌شدن از کپسول سایوز را به تولد دوباره تشبیه می‌کنند. انوشه هم کاملاً با این تشبیه موافق است. برای او هم بوییدن رایحه‌ی خنک صبح‌گاهی و حس گرمای حیات‌بخش خورشیدِ تازه طلوع‌کرده مانند تولدی دوباره بود.xinsrc_34209032914555001251112

انوشه انصاری امروز زنی موفق در عرصه‌ی حرفه‌ای خود و همچنان سخت مشغول کار است و خاطره‌ی سفر به فضا را هرگز فراموش نخواهد کرد. پیام او برای مردم سراسر جهان این بود که فرقی نمی‌کند آرزوی شما چقدر بزرگ باشد، اگر برای رسیدن به آن تلاش کنید و حاضر باشید بهای آن را بپردازید حتماً به واقعیت تبدیل می‌شود. او این پیام را در سخنرانی‌های گوناگون در نقاط مختلف دنیا به مردم منتقل می‌کند. همچنین مایل است اهمیت علم و تحصیل را به نوجوانان سراسر دنیا نشان دهد و نیز به مردم دنیا یادآوری کند که فضا بی‌شک بخشی از آینده‌ی زندگی بشر خواهد بود. او به مردم می‌گوید که سفر به فضا و دیدن زمین از آن بالا زندگی و نگرش او را تغییر داده و به او نشان داده که ما انسان‌ها بسیار بیشتر از آن‌چه که فکر می‌کنیم به یکدیگر وابسته هستیم. او آرزو می‌کند که همه‌ی رهبران سیاسی دنیا می‌توانستند زمین را از جایی که او دید، ببینند؛ یک زمین، یک مردم، یک خانه برای همه‌ی ما؛ به این ترتیب شاید دیگر درد و رنجی برای بشر وجود نمی‌داشت.

از همین مجموعه:

زنان فضانورد: از کارخانه‌ی نخ‌ریسی تا پرواز به فضا

زنان فضانورد: سالی راید

زنان فضانورد: شَنون لوسید؛ فضانورد افسانه‌ای ناسا

زنان فضانورد: سوِتلانا ساویتسکایا؛ رویای پرواز او را به فضا رساند

زنان فضانورد: از سرزمین آفتاب به سوی فضا

زنان فضانورد: آیلین ماری کالینز

زنان فضانورد: کریستا مَک‌آلیف؛ آموزگار تاریخی که به تاریخ پیوست

زنان فضانورد: جودیت رِزنیک؛دومین زن کشته‌شده در سانحه‌ای فضایی

زنان فضانورد: لارل کلارک؛ زندگی، جادویی که همه‌جا جریان دارد

زنان فضانورد: پیشگامان سرمشقی ندارند

زنان فضانورد: مسافران چشم‌بادامی فضا

زنان فضانورد: فضانورد هندی- آمریکایی؛ صاحب دو رکورد در پرواز فضایی

زنان فضانورد: باربارا ردینگ مورگان؛ سرانجام آموزگاری به فضا رفت

زنان فضانورد: مِی جِمیسن؛ نخستین زن آفریقایی‌تبار در فضا

زنان فضانورد: مارگارت رِی سِدان؛ پزشک فضانورد

زنان فضانورد: بانی دانبار؛ علم‌آموزی، کلید حل مشکلات

زنان فضانورد: روبرتا باندر، نخستین زن فضانورد کانادایی

زنان فضانورد: هلن پاتریشیا شارمن

زنان فضانورد: پگی آنت ویتسون

زنان فضانورد: آنا لی فیشر؛ نخستین مادر در فضا

زنان فضانورد: کاترین سالیوان؛ زمین‌شناس فضانورد

زنان فضانورد: ساندرا هل مگنس؛ آخرین زنی که با شاتل به فضا سفر کرد

زنان فضانورد: کاترین تورنتون یکی از زنان رکورددار در راهپیمایی فضایی

زنان فضانورد: پَمِلا مِلروی؛ دومین فرمانده‌ِ زن در مأموریت‌های شاتل فضایی

زنان فضانورد: لیزا ماری نواک؛ نخستین فضانوردی که از ناسا اخراج شد!

زنان فضانورد: هایده‌ماری اشتفانیشین-پیپر؛ نخستین فضانورد اوکراینی‌تبار

زنان فضانورد: نَنسی جَن دیویس؛ نخستین پرواز زوجی فضانورد به فضا

زنان فضانورد: سوزان هِلمز؛ مشارکت در طولانی‌ترین راه‌پیمایی فضایی

زنان فضانورد: ننسی شرلوک کوری؛ حضور در مأموریت آغاز ساخت ایستگاه فضایی

زنان فضانورد: وندی لارنس؛ نخستین فارغ‌التحصیل زن نیروی دریایی که به فضا سفر کرد

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۱)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۲)

زنان فضانورد:دیگر فضانوردان زن (۳)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۴)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۵)

 زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۶)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۷)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۸)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۹)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۱۰)

زنان فضانورد: دیگر فضانوردان زن (۱۱)

زنان فضانورد: فضانوردان دیگر کشورها (۱)

زنان فضانورد: فضانوردان دیگر کشورها (۲)

زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها

زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها (۲)

زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها (۳)

زنان فضانورد: سفری برای ندیدن مرزها (۴

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:59  توسط محمد ابراهيم خ  | 

صفر کیلومتر: آشنایی با سیارات (۱)

 

 solar system other view

در این بخش از مقالات صفر کیلومتر، به معرفی منظومه‌ی شمسی و سیارات می‌پردازیم. بخش‌های بعدی این مقاله را روزهای پنجشنبه دنبال کنید. 

منظومه‌ی شمسی

ترکیب ستاره‌ای به‌نام خورشید و هشت سیاره با نام‌های عطارد٬ زهره٬ زمین، مریخ٬ مشتری، زحل٬ اورانوس و نپتون را منظومه‌ی شمسی می‌گویند. به‌طور کلی سیارات به دو دسته تقسیم می‌شوند:

سیارات سنگی (زمین‌مانند): عطارد، زهره، زمین و مریخ

سیارات گازی (مشتری‌مانند): مشتری، زحل، اورانوس و نپتون (سیارات حلقه‌دار)

همه‌ی سیارات منظومه‌ی شمسی تقریباً در یک صفحه‌ی مداری به دور خورشید می‌گردند. به استثنای سیاره‌ی عطارد که صفحه‌‌ی مداری آن با صفحه‌ی مداری زمین یا دایره‌‌البروج زاویه‌ای تقریبی ۷ درجه می‌سازد. تمایل صفحات مداری سایر سیارات منظومه‌ی شمسی نسبت به صفحه‌ی مداری زمین، کم‌تر از ۴/۳ درجه است. پس اگر به منظومه شمسی از پهلو نگاه کنیم ظاهری شبیه به صفحه‌ای تخت دارد. زوایایی که محور گردش سیارات به دور خود با صفحه‌ی مدار زمین می‌سازند هم چندان اختلافی با هم ندارند. انحراف محور سیارات منظومه‌ی شمسی به این صفحه کم‌تر از ۳۰ درجه است.

اگر از نقطه‌ای در بالای قطب شمال زمین به سیارات بنگریم، همه‌ی سیارات در جهت خلاف عقربه‌های ساعت به دور خورشید در گردشند، به استثنای زهره و اورانوس. جهت حرکت وضعی سایر سیارات نیز عکس جهت عقربه‌های ساعت است. از میان هشت سیاره‌ای که نام بردیم فقط پنج سیاره‌ی عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل با چشم غیرمسلح دیده‌ می‌شوند. از آن‌جایی‌که دو سیاره‌ی عطارد و زهره در فاصله‌ی بین زمین و خورشید قرار گرفته‌اند، سیارات داخلی نامیده می‌شوند. به همین علت است که رفتار رصدی آن‌ها تحت‌تأثیر متغیری نسبی به نام «فاصله‌ی زاویه‌ای» از خورشید نسبت به زمین قرار می‌گیرد و فقط زمان کوتاهی پس از غروب و پیش از طلوع خورشید دیده می‌شوند.

سیاره‌ی عطارد (تیر)

ویژگی‌های مهمTir

نخستین، کوچک‌ترین ونزدیک‌ترین سیاره به خورشید سیاره‌ی تیر یا عطارد (نام عربی) است. عطارد با سرعت مداری متوسط ۴۸ کیلومتر بر ثانیه هر ۸۸ روز یک‌بار خورشید به دور خورشید می‌گردد و از این جهت رکورددار سریع‌ترین چرخش به دور خورشید است.

عطارد، سیاره‌ای گریزپا است و شاید به همین علت است که ایرانیان باستان آن را «تیر» و یونانیان باستان آن را «مرکوری» یا پیک خدایان می‌نامیدند. شکل مداری این سیاره با خروج از مرکز جالب‌توجهی ۲/۰ از بقیه‌ی سیارات بیشتر بوده و بیضوی‌ترین شکل مداری در میان سیارات را دارد. این ویژگی منحصر به فرد از بسیاری جهات این سیاره را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد.

نکته‌ی جالب‌توجه دیگر این است که عطارد دقیقاً به شکل کره کامل نیست و یکی از قطرهای آن بلندتر از قطر دیگر است، در نتیجه شکل هندسی سیاره اندکی بیضوی می‌شود. عطارد از این جهت هم در میان سیارات حرف نخست را می‌زند. این موضوع در ادغام و بر هم‌کنش با شکل مداری بیضوی آن باعث تغییرات پیچیده‌ای در چرخش وضعی (به دور خود) و انتقالی (به دور خورشید) آن نسبت به هم می‌شود، از این رو عطارد یکی از عجیب‌ترین حرکت‌های وضعی و انتقالی را دارد که اشاره به آن از حوصله‌ی این مقاله خارج است. پس از بررسی‌هایی که در سال ۱۹۶۵ در این زمینه انجام شد، حرکت وضعی عطارد ۵۹ روز و حرکت انتقالی آن ۸۸ روز به دست آمد.

سیاره‌ی عطارد با اختلاف دمای حدود ۴۲۷-۱۸۳- درجه در شبانه‌روز با ۶۰۰ درجه تغییر دما، رکوردار بیشترین تغییرات دما در میان سیارات دیگر را دارد. علت این تغییر دمایی بسیار زیاد جوّ رقیق سیاره است که نمی‌تواند دمای روز را برای شب حفظ کند. همچنین چگالی غیرعادی این سیاره، ۹۹/. چگالی زمین، در مقایسه با ابعاد کوچک آن هم از دیگر ویژگی‌های مهم این سیاره است، عطارد بعد از زمین چگال‌ترین سیاره به شمار می‌رود.

مواقع رصد

ماه‌های فروردین، مرداد، شهریور و اسفند مناسب‌ترین زمان‌ها برای رصد سیاره‌ی عطارد است.

چه می‌بینیم؟

ضریب بازتاب یا سپیدایی (آلبدو) این سیاره حدود ۶ درصد است که نسبتاً ضریب پایینی است و این سیاره در شرایط مساعد با چشم برهنه به‌صورت ستاره‌ای تقریباً پرنور در افق دیده می‌شود که به‌علت  کوچکی و نزدیکی به افق چشمک‌ می‌زند. قدر ظاهری این سیاره بین ۶/۵ + (حدود حد قدر دید چشم انسان) تا ۶/۲- (روشن‌تر از ستاره‌ی شباهنگ) متغیر است. فاصله زاویه‌ای که عطارد با خورشید می‌سازد در بیشترین مقدار فقط به ۲۸ درجه می‌رسد. از این‌رو این سیاره فقط مدت کوتاهی پیش از طلوع یا پس از غروب خورشید دیده می‌شود و سپس به سرعت در افق ناپدید می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:49  توسط محمد ابراهيم خ  | 

صفر کیلومتر: آشنایی با سیارات (۱)

 

 solar system other view

در این بخش از مقالات صفر کیلومتر، به معرفی منظومه‌ی شمسی و سیارات می‌پردازیم. بخش‌های بعدی این مقاله را روزهای پنجشنبه دنبال کنید. 

منظومه‌ی شمسی

ترکیب ستاره‌ای به‌نام خورشید و هشت سیاره با نام‌های عطارد٬ زهره٬ زمین، مریخ٬ مشتری، زحل٬ اورانوس و نپتون را منظومه‌ی شمسی می‌گویند. به‌طور کلی سیارات به دو دسته تقسیم می‌شوند:

سیارات سنگی (زمین‌مانند): عطارد، زهره، زمین و مریخ

سیارات گازی (مشتری‌مانند): مشتری، زحل، اورانوس و نپتون (سیارات حلقه‌دار)

همه‌ی سیارات منظومه‌ی شمسی تقریباً در یک صفحه‌ی مداری به دور خورشید می‌گردند. به استثنای سیاره‌ی عطارد که صفحه‌‌ی مداری آن با صفحه‌ی مداری زمین یا دایره‌‌البروج زاویه‌ای تقریبی ۷ درجه می‌سازد. تمایل صفحات مداری سایر سیارات منظومه‌ی شمسی نسبت به صفحه‌ی مداری زمین، کم‌تر از ۴/۳ درجه است. پس اگر به منظومه شمسی از پهلو نگاه کنیم ظاهری شبیه به صفحه‌ای تخت دارد. زوایایی که محور گردش سیارات به دور خود با صفحه‌ی مدار زمین می‌سازند هم چندان اختلافی با هم ندارند. انحراف محور سیارات منظومه‌ی شمسی به این صفحه کم‌تر از ۳۰ درجه است.

اگر از نقطه‌ای در بالای قطب شمال زمین به سیارات بنگریم، همه‌ی سیارات در جهت خلاف عقربه‌های ساعت به دور خورشید در گردشند، به استثنای زهره و اورانوس. جهت حرکت وضعی سایر سیارات نیز عکس جهت عقربه‌های ساعت است. از میان هشت سیاره‌ای که نام بردیم فقط پنج سیاره‌ی عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل با چشم غیرمسلح دیده‌ می‌شوند. از آن‌جایی‌که دو سیاره‌ی عطارد و زهره در فاصله‌ی بین زمین و خورشید قرار گرفته‌اند، سیارات داخلی نامیده می‌شوند. به همین علت است که رفتار رصدی آن‌ها تحت‌تأثیر متغیری نسبی به نام «فاصله‌ی زاویه‌ای» از خورشید نسبت به زمین قرار می‌گیرد و فقط زمان کوتاهی پس از غروب و پیش از طلوع خورشید دیده می‌شوند.

سیاره‌ی عطارد (تیر)

ویژگی‌های مهمTir

نخستین، کوچک‌ترین ونزدیک‌ترین سیاره به خورشید سیاره‌ی تیر یا عطارد (نام عربی) است. عطارد با سرعت مداری متوسط ۴۸ کیلومتر بر ثانیه هر ۸۸ روز یک‌بار خورشید به دور خورشید می‌گردد و از این جهت رکورددار سریع‌ترین چرخش به دور خورشید است.

عطارد، سیاره‌ای گریزپا است و شاید به همین علت است که ایرانیان باستان آن را «تیر» و یونانیان باستان آن را «مرکوری» یا پیک خدایان می‌نامیدند. شکل مداری این سیاره با خروج از مرکز جالب‌توجهی ۲/۰ از بقیه‌ی سیارات بیشتر بوده و بیضوی‌ترین شکل مداری در میان سیارات را دارد. این ویژگی منحصر به فرد از بسیاری جهات این سیاره را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد.

نکته‌ی جالب‌توجه دیگر این است که عطارد دقیقاً به شکل کره کامل نیست و یکی از قطرهای آن بلندتر از قطر دیگر است، در نتیجه شکل هندسی سیاره اندکی بیضوی می‌شود. عطارد از این جهت هم در میان سیارات حرف نخست را می‌زند. این موضوع در ادغام و بر هم‌کنش با شکل مداری بیضوی آن باعث تغییرات پیچیده‌ای در چرخش وضعی (به دور خود) و انتقالی (به دور خورشید) آن نسبت به هم می‌شود، از این رو عطارد یکی از عجیب‌ترین حرکت‌های وضعی و انتقالی را دارد که اشاره به آن از حوصله‌ی این مقاله خارج است. پس از بررسی‌هایی که در سال ۱۹۶۵ در این زمینه انجام شد، حرکت وضعی عطارد ۵۹ روز و حرکت انتقالی آن ۸۸ روز به دست آمد.

سیاره‌ی عطارد با اختلاف دمای حدود ۴۲۷-۱۸۳- درجه در شبانه‌روز با ۶۰۰ درجه تغییر دما، رکوردار بیشترین تغییرات دما در میان سیارات دیگر را دارد. علت این تغییر دمایی بسیار زیاد جوّ رقیق سیاره است که نمی‌تواند دمای روز را برای شب حفظ کند. همچنین چگالی غیرعادی این سیاره، ۹۹/. چگالی زمین، در مقایسه با ابعاد کوچک آن هم از دیگر ویژگی‌های مهم این سیاره است، عطارد بعد از زمین چگال‌ترین سیاره به شمار می‌رود.

مواقع رصد

ماه‌های فروردین، مرداد، شهریور و اسفند مناسب‌ترین زمان‌ها برای رصد سیاره‌ی عطارد است.

چه می‌بینیم؟

ضریب بازتاب یا سپیدایی (آلبدو) این سیاره حدود ۶ درصد است که نسبتاً ضریب پایینی است و این سیاره در شرایط مساعد با چشم برهنه به‌صورت ستاره‌ای تقریباً پرنور در افق دیده می‌شود که به‌علت  کوچکی و نزدیکی به افق چشمک‌ می‌زند. قدر ظاهری این سیاره بین ۶/۵ + (حدود حد قدر دید چشم انسان) تا ۶/۲- (روشن‌تر از ستاره‌ی شباهنگ) متغیر است. فاصله زاویه‌ای که عطارد با خورشید می‌سازد در بیشترین مقدار فقط به ۲۸ درجه می‌رسد. از این‌رو این سیاره فقط مدت کوتاهی پیش از طلوع یا پس از غروب خورشید دیده می‌شود و سپس به سرعت در افق ناپدید می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:49  توسط محمد ابراهيم خ  |